۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

بیرق ما

شماره 50/دوشنبه 26 اصد 1388/17 اگست 2009

زکیه مناتی

افــراشـــــته باد بـــــــیرق افغانســـتان ما
ملی نشان ما
با عز و افتخار و شرف در جــــهان مـــا
ملی نشان ما
رنگ سیــــــاه و ســرخ و ســبز آن مجلل
در مجمع ملل
نقش گنـــــــدم و محراب و منبر از آن ما
ملی نشان ما
ما ملـــــت آزاده با بیـــــرق آشــــــــــــنا
از دورۀ یما
اجداد ما، کیــان ما، پیشـــــــــــدادیان ما
ملی نشان ما
بیرق نماد هســــتی ما ملــــــــــــت غیور
از دوره های دور
بر شـــــــــــانه پامیر لوای شـــــهان مــا
ملی نشان ما
سرباز و سلحشوریم، دادخواه و کینه توز
همچو پلنگ یوز
دشـــــمن به یــــاد آورد از کاویــــان مـا
ملی نشان ما
مـــایان همــــه سرباز و علمدار کشوریم
بر دوش می بریم
این رایــــت بلنــــد کهـــن آریـــان مـــــا
ملی نشان ما
یـــارب در اهتـــــزاز بود جنــــدۀ افغان
تا گردش زمان
ســــــپاریم این ودیعه به نســـل جوان ما
ملی نشان ما

به بهانه روز جوانان

چالش های فرا راه جوانان

بابک

روز 12اگست برابر است با روز جهانی جوانان که ما به بهانه این روز به بررسی وضعیت فعلی مشکلات جوانان افغانستان میپردازیم. قسمیکه آشکار است جوانان افغانستان نسل پس از جنگ هستند که بعد از رژیم طالبان به آزادی دست یافته و دوباره به زندگی عادی برگشته اند . پس از رژیم طالبان رفتن به مکتب ودانشگاه به خاطر فراگیری درس وتعلیم برای دختران جوان افغانستان که دررژیم طالبان از این حق خود محروم بودند یک دست آورد است . ولی اگر به مشکلات جوانان پس از طالبان توجه شود جوانان افغانستان اکنون نیز با ده ها مشکل دست وپنجه نرم می کنند. بیسوادی , فقر ,نبودن وظیفه, معتاد شدن به موادمخدر,ازدواج ها اجباری, مهاجرت به کشور های همسایه به خاطر کار, نبود سالون های مطالعه , نبود سالون های ورزشی, نبود محل تفریحگاه از جمله مشکلاتی هستند که جوانان افغانستان را همیشه رنج میدهند. در اکثریت ولایات افغانستان جوانان بنابر مشکلات مختلف چون نبود امنیت، تهدید های مخالفان دولت، آتش زدن مکاتب از طرف مخالفان از آموزش وپرورش باز مانده اند. مشکلات جوانان تحصیل یافته نیز کم نیست. هر ساله به تعداد جوانان کانکورزده اضافه میشود. حتی فارغ التحصیلان دانشگاهها نیز امیدی به آینده خود در زمینه کاریابی ندارند، زمانیکه سند فراغت را به دست میاورند به شغل های شخصی روی میاورند و جوانان همیشه از دولت نا امید میباشند. همچنان فقررا نیزاز مشکلات عمده جوانان میتوان نام برد در یک خانواده که آنها را فقر تهدید می کند تحصیل فرزندان آن خانواده برای شان مهم نیست، اکثریت این جوانان کار ندارند و بیکاری سبب کار های ناشایسته جوانان نیز می شود چنانکه اکثریت جوانا ن از بیکاری معتاد به مواد مخدر می شوند ازواج های اجباری نیز از مشکلاتی است که اکثریت دوشیزه های جوان دچار آن هستند واین مشکلات اکثراً در ولایات افغانستان اتفاق می افتد. مسأله دیگر مهاجرت جوانان افغانستان به کشور های همسایه به خاطر یافتن اشتغال وکار میباشد. نبود سالون های مطالعه برای جوانان که نیاز هر چه بیشتربه آن دارند و به خاطر یافتن معلومات آفاقی به آن ضرورت دارند. همچنان نبود سالون های ورزشی برای جوانان افغانستان نیز از جمله پرابلم های بزرگ میباشد با آنکه جوانان افغانستان در شرایط کنونی بدون دسترسی به آن به موفقیت هایی دست یافت اند واز مسابقات جهانی مدال هایی به دست آورده اند که میتوان منحیث یک موفقیت بزرگ جوانان افغانستان از آن نام برد. نبود محل تفریح برای جوانان متاسفانه یکی از پرابلم های دیگر میباشد که در شرایط کنونی نه پارک مجهز و نه کدام محل مناسب برای تفر یح جوان وجود دارد. جوانان افغانستان بخاطر حل این همه مشکلاتی که فرا راه شان قرار دارد امیدوارند در کشور نظام سیاسی قوام بگیردکه به خواسته های معقول شان پاسخ مثبت داده گره از مشکلات شان بگشاید.Ÿ

----------------------------------------------

۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه

بخش هایی از آخرین نامه های صادق هدایت به محمد علی جمال زاده

شماره 49/سه شنبه 30 سرطان 1388/21 جولای 2009
صادق هدایت از آن زبدگان ادبیات فارسی-دری میباشد که داستان زندگی و مرگش را نسل کنونی و آیندگان از زوایا و جهات مختلف در نظر دارند. انسانی که در آتش ناراحتی های روحی میسوخت و با این حال اثر فنا ناپذیر و بی نظیری چون بوف کور را نوشت. در ذیل بخش هایی از نامه هایی را میخوانید که قبل از (19) حمل (1330) که هدایت رشته حیات خود را به دست خود قطع کند به سید محمد علی جمالزاده فرستاده بود؛ شاید از ورای این نامه ها بتوان به عوامل التهابات روحی و تشنجات درونی این نویسنده بی بدیل پی برد. در پایان آخرین عکس هدایت را می بینید که روی تخت به خواب ابدی رفته و با گاز به حیاتش پایان بخشیده است.
«...حرف سر این است که از هر کاری زده و خسته می شوم و بیزارم و اعصابم خرد شده، مثل یک محکوم و شاید بدتر از آن شب را به روز می آورم و حوصلۀ همه چیز را از دست داده ام، نه می توانم دیگر تشویق شوم و نه دلداری پیدا کنم و نه خودم را گول بزنم... نکبت و خستگی و بیزاری سر تا پایم را گرفته و دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصلۀ شکایت و چس ناله دارم و نه می توانم خودم را گول بزنم و نه غیرت خود کشی دارم.»
***
26 فبروری 51یا حق. دو سه ماه از مرخصی محدودی که داشتم نفله شد. اخیراً مسافرتی به هامبورگ کردم. بر خلاف انتظار خیلی خوش گذشت. ازینجا که خیری ندیدم بعلاوه اشکالات خیلی مضحک برای جواز اقامتم میکنند. این است که خیال دارم فرانسه را ترک بکنم و باقیمانده مرخصی را در لندن و یا سویس بگذرانم. از قراری که شنیده ام ویزای سویس برای شیعیان علی به اشکال تهیه میشود، لذا خیال مسافرت به لندن را دارم تا چه پیش بیاید. بهر حال از مهمان نوازی آن روز سرکار بسیار متشکرم و خواهشمندم از قولم سلام فراوان به خانم تان برسانید قربانت (امضاء).

۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه

سلطان موسیقی پاپ در گذشت




بابک سیاووش


مایکل جکسون سلطان بلند آوازه موسیقی پاپ به عمر (50) سالگی روز (25) جون در گذشت. مرگ مایکل جکسون پس از آن اعلام شد که به علت سکته قلبی از خانه اش در لاس آنجلس به بیمارستان منتقل شد. موصوف دارای سابقه مشکلات صحی بود و تحت درمان قرار گرفته بود. مایکل جکسون هنگامی از جهان رفت که قرار بود پس از (12) سال دوری از صحنه های جهانی کنسرت های خود را در لندن آغاز کند. مایکل جکسون از کودکی با برادرانش در گروه «جکسون فایو» فعالیت هنری داشت و در دهه هشتاد ترانه های «تایلر» و «بد» او را به شهرت رساند. البوم «تایلر» مایکل جکسون که در سال (1982) به بازار آمد با شصت و پنج میلیون نسخه از پر فروش ترین البوم های موسیقی درجهان میباشد. مایکل جکسون باری به علت جنجال های اخلاقی دچار مشکلات و منزوی شد، شش سال پیش به اتهام آزار جنسی یک پسر چارده ساله بازداشت شد اما بیگناه تشخیص شد. مایکل جکسون سه فرزند به نام های مایکل جوزف، پاریس مایکل کاترین و پرینس مایکل دوم دارد. به گزارش سایت انترنتی «فردا نیوز» مایکل جکسون پس از روی آوردن به اسلام نامش را به میکائیل تغییر داد. گفته میشود که سال گذشته برادرش «جرمن فرایدی» مسلمان شده بود. برادرش میگوید:«وقتی من از مکه باز گشتم به او (مایکل جکسون) کتابهای زیادی دادم و سوالات بیشتری از دین من پرسید. به او گفتم که این دین دین (آرامش و زیبائی) است.»از مایکل جکسون میراثی به ارزش (500) ملیون دالر مانده است.

خانم ژیلا هنرمند مشهور افغانستتان وفات یافت




خانم ژیلا قبل از اینکه در سال ۱۹۸۳ میلادی، یعنی ۲۶ سال قبل به ایالات متحده امریکا مهاجر شود، در افغانستان در دورانی که آنکشور هنوز دست خوش جنگ نشده بود، آواز خوانی را آغاز کرد. ژیلا از جمله زنان آواز خوان پیشگامی بود که راه آواز خوانی را برای هنرمندان موسیقی مثل خودش هموار ساخت.خانم ژیلا در موسیقی شاگردی حفیظ الله خیال، استاد موسیقی و از مسئولین بخش موسیقی رادیوی ملی افغانستان بود.ژیلا پس از مهاجرت اش به امریکا در سال ۱۹۸۳ میلادی، چند سالی را به آواز خوانی در محافل و کنسرت ها برای افغان های مهاجر درامریکا ادامه داد، اما ۲۲ سال بود که به گفته بعضی از دوستان اش، او از آواز خوانی فاصله گرفته بود. ژیلا در سال های اخیر عمرش مریض بود و اکثر وقت را در شفاخانه و یا در منزل سپری میکرد. مریضی ژیلا به قول بعضی از دوستان اش، سرطان بوده است که بلاخره او را از پا در آورد.ژیلا صبح یکشنبه ۲۸ جون ۲۰۰۹ در ایالت ویرجینیای امریکا وفات یافت. خانم ژیلا کمتر از ۷۰ سال عمر داشت و از او دو فرزند، یک دختر و یک پسر، باقی مانده است.

صدای امریکا

۱۳۸۸ خرداد ۳۰, شنبه

سروده های شاعر جوان

گفت وگو از بابک سیاووش

به سلسله معرفی استعداد ها جوانان گفتگویی داریم با شاعر جوان فردوس فرخ امیری که توجه تان را به آن جلب می نماییم:
بابک: خود را معرفی نموده بگوئید که از چه وقت به سرایش شعر رو آورده اید؟امیری: من فردوس امیری هستم که متولد ماه اسد سال (1371) خورشیدی می باشم. چهار سال اول مکتب را در لیسه منوچهری که در آن زمان لیسه ذکور بود گذراندم، بعد ازآن به لیسه استقلال تبدیل شدم و اکنون صنف دوازدهم این لیسه هستم. من سرایش شعر را تقریباً هنگامیکه (15) ساله بودم آغاز نمودم و برای مدت یک و نیم سال اشعاری که بیشتر رنگ و بوی مذهبی داشت سرودم که در حدود (100) پارچه شعر میشد، ولی بعد از آن به سرایش اشعار عشقی و اجتماعی آغاز نمودم و هدف من ازین تغییر سبک این بود که بتوانم بهتر با جامعه ارتباط قایم کنم و برای خوانندگان شعر بیشتر کمک کنم تا در اشعارم خود را بیابند.بابک: تا حال چند شعر سروده اید و در اشعارتان از کدام سبک پیروی میکنید؟امیری: تا کنون (20) پارچه شعر اجتماعی و عرفانی سروده ام که بیشتر از سبک عراقی پیروی نموده ام ولی تلاش میکنم در حد توان خود مبتکر باشم.بابک: شعر از نظر شما چیست؟امیری: شعر «عکس» احساسات شاعر و حالت جامعة که شاعر زندگی می کند در قالب الفاظ و واژه ها است.بابک: شما اشعار کدام شعرا را بیشتر میخوانید؟امیری: من به خواندن اشعار شعرای متقدم زبان پارسی دری مانند حضرت حکیم ناصر خسرو، حضرت مولانا، حضرت حافظ و دیگران بیشترمایل هستم و از شعرای کنونی یا بهتر بگویم شعرای متأخر به شعر شاعر شهیر کشور رونق نادری، استاد خلیلی، پروین اعتصامی و استاد رازق فانی بیشتر علاقه دارم.بابک: تقاضای شما از مقامات مسوول که در راستای جوانان کار میکنند چیست؟امیری: از ایشان خواهشمندم از جوانان حمایت کنند و فرصت و زمینه رشد را برایشان مساعد نمایند.بابک: آیا اشعار تان را از نظر کدام استاد زبان گذرانیده اید؟امیری: من اشعارم را بیشتر از نظر دو شخص می گذرانم:الف: استاد بزرگوار و عزیزم استاد مسعود شعیب که واقعاً برای جوانان حامی و حمایت کننده خوبی هستند.ب: معلم بزرگ، شاعر توانا و سخنور مقتدر جناب رکن الدین عرفانی که در علوم مذهبی افتخار شاگردی حضور شان را دارم.بابک: پیام شما به سایر جوانان چیست؟
امیری: می خواهم به جوانان بگویم که هر چه زود تر دست به کار شوند تا این وطن رنجدیده و بلاکشیده خود را آباد کنیم، بیائید تا استعداد های خاص خود را کشف نمائیم و آنها را رشد دهیم تا بتوانیم مصدر خدمت به خاک و وطن خود گردیم.
نمونه کلام شاعر جوان فردوس فرخ امیری:
جهان تمام مرا درد و رنج و غم بی تو
شدست تار مرا نور صبحدم بی تو
تراست راحت قلب بزرگ بی فرخ
مراست راحت دنیای دون الم بی تو
چو هستی نوک قلم شعر ناب بنگاردا
چه رونق است به صبح و مسای عمر من
چه قیمتی است به شام و سپیده دم بی تو
فواره خون کند هر دم در انتظار تو
ز چشم زار پر از اشک و پر ز نم بی ت
ووجودت ارزش این عالم است نزد من
نیرزد هیچ همه ملک و جام جم بی تو
به روح پاک پیمبر که شاه هر دو سراست
دو عالمی همه در خاک میزنم بی تو

۱۳۸۸ خرداد ۲۲, جمعه

ولی حجازی پاپ ستار موسیقی افغانستان



بابک سیاووش

ولی حجازی از آواز خوانان جوان وتاز کار موسیقی پاپ درافغانستان است. ولی حجازی با آهنگ «بیاتو درافغانستان» شهرت زیاد میان جوانان وعلاقمندان پیدا کرد ودر خارج از افغانستان نیز از شهرت بزرگ بر خوردار است. ولی حجازی به گفته خودش از خردسالی به هنر موسیقی علاقه فراوان داشته است. وی در شهر مشهد تهران به دنیا آمده و اصلاً از ولایت هرات افغانستان میباشد. از کودکی با فامیل به شهرهایدلبرگ کشور آلمان رفت و تا اکنون در همان جا زیست مینماید. ولی بایک گروه بیست نفری کار میکند . او با حرکات موزون ونو آوری هایی که روی صحنه یا ( استیژ) اجرا می کند به شهرت خود افزوده است. اکثریت کمپوز ها وشعر آهنگ های ولی از خودش میباشد.ولی حجازی در مدت کم آواز خوانی خود با اکثریت هنرمندان معروف افغانستان کنسرت های مشترکی اجرا کرده است.ولی در خارج از افعانستان علاقه مندان زیادی دارد از اولین تورهای مسافرتی ولی با نام «بیا تو» در تاریخ ۲۱ دسامبر سال ۲۰۰۷ تا ۵ جنوری سال ۲۰۰۸ در کشورهای کانادا و آمریکاو تور دیگراو از تاریخ ۱۱ می سال ۲۰۰۸ در قاره های اروپا، استرالیا، آسیا وآمریکا میتوان نام برد. ولی دراین سفر ها علاقه مندان فراوانی برای خود کسب کرده است. آهنگ ولی حجازی دراکثریت تلویزیون های فارسی زبان جهان به نشر می رسد.ولی حجازی اولین آلبوم خودرا در سال ۲۰۰۷ به نام After Loveتوسط کمپانی آونگ ارائه نمود .این آلبوم شامل ۱۱ آهنگ است.