۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

جامعه جهانی اشتباه میکند!

شماره 64/یکشنبه 3 اسد 1389/24 جولای 2010
ستاک
اگر جامعه جهانی در ابتدای اداره مؤقت فکر میکرد افغانستان از مراحل چند قرن عقب ماندگی یکبار به مرحله ایجابات مدنی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی معاصر پرش نماید، همانقدر اشتباه بود که حالا به مشوره چند افغان از غرب بر گشته تصور میکند که مردم افغانستان اصلاً با اساسات معقول یک جامعه مدنی بیگانه بوده خواهان اصول بربریت میباشند. این قضاوت دو بعد افراط اند. در حالیکه با آمدن جامعه جهانی تکنالوژی معلوماتی واقعاً مدرن به افغانستان وارد شد که بستر خوبی برای رشد ارزش های مدنی بود اما باید اذعان داشت که ارزش های مدنی از سالها قبل به شکل افغانی در جامعه وجود داشت، هر چند با جریانات افراط و تفریط دچار آسیب هایی شد اما هرگز از پا نیفتاد. برخی واقعیت های ارزشی جامعه که از گذشته وجود داشت قرار ذیل اند:
1 اینکه جامعه جهانی و دولت کنونی به باز بودن دروازه های مکاتب می نازند باید به یاد داشته باشند که این جریان بیش از نیم قرن قبل هم وجود داشت.
2 اینکه جامعه جهانی و دولت کنونی به آزادی بیان می نازند و بعضاً می خواهند آنرا دو باره از مردم بگیرند باید به یاد داشته باشند که مطبوعات آزاد و نشریه های خصوصی نسیم سحر، انیس و نوروز حتی در دوره امان الله خان در کشور وجود داشت.
3 اینکه جامعه جهانی و دولت کنونی فعالیت تلویزیون ها را به رخ مردم میکشند و میخواهند آن را سانسور کنند باید به یاد داشته باشند که تلویزیون از سال 1357 در افغانستان فعال بود.
4 اینکه جامعه جهانی و دولت کنونی فعالیت رادیو ها را محصول کار خودشان میخوانند باید به یاد داشته باشند که از دوره امانی در افغانستان رادیو وجود داشت و رادیو های محلی در ولایات طی سالها فعالیت نمود.
ولی جامعه جهانی و مشاورین غرب دیده افغانی شان چرا نمیگویند که زمانی هلمند را واشنگتن کوچک مینامیدند، آنان چرا از یاد برده اند که زمانی در فابریکه نساجی گلبهار هشت هزار کارگر سالانه چهل و پنج ملیون متر پارچه میبافت، آنان چرا نمیگویند که افغانستان قبل از آنکه حتی نام بازار آزاد را راویان به زبان بیاورند شرکت خصوصی چینی سازی شاکر را داشت، آنان چرا از یاد برده اند که افغانستان در دوره امانی در سرک دارالامان خط آهن داشت و قرار بود در شهر کابل نقشه شهر برلین تطبیق شود. مشکل افغانستان در لحظه کنونی آنست که همه دستآورد ها را چند افغان بی خبر از تاریخ محصول کار چند سال اخیر دوره اداره مؤقت تا کنون میدانند که گویا به شکل خلق الساعه به وجود آمده و از دست آورد های چند آدم پشیمان میباشند. چند مشاور کهنه فکر افغان زیر گوش کشور های غربی خانه کرده به آنان مردم افغانستان را مردمی دور از فرهنگ و تمدن معاصر و بیگانه با ارزش های مدنی و اجتماعی معرفی مینمایند و جالب آنست که این افراد و اکثراً خانواده های شان در غرب زندگی میکنند. بهتر آنست که با یک دید جامعه شناسانه به وضعیت مملکت نگاه شود و کشور های غربی که از جنگ های فرسایشی خسته شده اند ملتفت این مسأله شوند که تفاوت شهر و ده در هر کجای دنیا وجود دارد و میتواند یک امر طبیعی باشد. همانطوریکه به بهانه عقب ماندگی یک قریه و ده سرخپپوستان امریکا نمیتوان قوانین آنان را در واشنگتن و نیو یارک و... تطبیق نمود در افغانستان نیز نباید طرز پوشیدن لباس و نحوه رفتار محلات دور افتاده را که ناشی از عقب ماندگی آن محلات میباشد بر مردمان شهر های کابل، مزار شریف، هرات و غیره تطبیق نمود. یکی از اشتباهات جامعه جهانی آن بوده که هیچگاه با مردم اصلی افغانستان کار نکرده بلکه دایم یا افغانستان را در چهره اکستریمیزم دیده و یا در چهره روشنفکران معامله گر که به ارزش های مدنی اصلاً فکر هم نمیکنند. آنچه وضعیت را قبل از همه مغلق میسازد آنست که اکنون حتی در شبکه های سازمان های تروریستی غربی ها فعالیت مینمایند و در مقابل در نهاد های مدنی کسانی بعضاً مصروف اند که با ارزش های مدنی مخالف اند. با روشنفکری که در صدر یک مقام نشسته و حسرت روز هایی را میخورد که در کنار بنیادگرایان بوده چگونه میتوان جامعه مدنی مردمسالار را به تحقق رساند؟ مردمان طرفدار آزادی های مدنی در افغانستان اکنون در یک بیراهه عجیبی گیر مانده اند زیرا در رهبری شان کسانیکه سال ها از جامعه مدنی و مردمسالاری حرف می زدند رو به سوی بنیاد گرایی نهاده اند و درجهت مقابل گروهی که آنان را تهدید میکردند مورد توجه دنیای غرب قرار دارند. اینجاست که میتوان نتیجه گرفت جامعه جهانی واقعاً اشتباه میکند.Ÿ

۱۳۸۹ تیر ۲۴, پنجشنبه

تاگور در سیمای یک نقاش بزرگ

شماره 63/چهارشنبه 23 سرطان 1389/14 جولای 2010
مجموعه یی نادر از تابلوهای نقاشی رابیندرانات تاگور، شاعر بزرگ بنگال، در یک حراجی لندن به بهای بیش از یک و نیم میلیون پوند (حدود ۲ / ۲ میلیون دلار) به فروش رسید.به گفته مسئولان حراجی ساتبی “این مهمترین مجموعه ای بوده که تا کنون از آثار تاگور در یک حراجی عرضه شده است.”این ۱۲ تابلوی تاگور را بنیاد خیریه شهر تاریخی دارتینگتون به فروش رسانده، اما هویت خریداران آنها اعلام نشده است.به گفته مسئولان حراجی ساتبی، تابلوهای نقاشی تاگور در حراجی بیش از قیمت تخمینی به فروش رفت.تاگور در طول زندگی ۸۰ ساله اش چند بار به انگلستان و دارتینگتون سفر کرد. مجموعه بزرگی از نامه ها و عکسها و اشیای دیگر متعلق به تاگور در آرشیو شهر دارتینگتون نگهداری میشود.شاعر بزرگ شبه جزیرهرابیندرانات تاگور بزرگترین شاعر ایالت بنگال است، که به دو زبان هندی و بنگالی شعر میسرود و اشعار خود را به انگلیسی نیز ترجمه میکرد.هم سرود ملی هند و هم سرود ملی بنگلادش از تصنیفات تاگور است.او از کودکی اشعاری نغز میسرود و در زبان شبه جزیره انقلابی ادبی پدید آورد. به ویژه اشعار موسوم به گیتانجالی معروفیت فراوان دارد و به زبانهای بسیاری ترجمه شده است.تاگور با این اشعار در سال ۱۹۱۳ جایزه نوبل را در ادبیات دریافت کرد.او علاوه بر سرودن شعر، داستان و نمایشنامه مینوشت، و گاه تأملات خیال انگیز و عرفانی خود را روی بوم نقاشی میآورد.تاگور در سراسر مشرق زمین محبوبیت داشت.ملک الشعرای بهار در ستایش تاگور قصیدهای بلند سروده است.بیشتر اشعار و نوشته های تاگور به فارسی برگشته است: زهرا ناتل خانلری داستان “خانه و جهان” را به فارسی ترجمه کرده است و عبدالمحمد آیتی قطعات ادبی كشتی شكسته را.مجموعه اشعار ماه نو و مرغان آواره هم توسط ع. پاشایی به فارسی ترجمه شده است.رابیندرانات تاگور در سال ۱۸۶۱ در کلکته به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۱ درگذشت.امسال هند خود را برای مراسم صد و پنجاهمین سالگرد تولد این شاعر بزرگ آماده میکند.Ÿ بی بی سینوت: در افغانستان دکتر روان فرهادی سرود نیایش تاگور را به دری برگردان نموده است.

۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

د رحيم مهريار جنازه په جرمني کي خاورو ته وسپارل سو

شماره 62/یکشنبه 13 سرطان 1389/4 جون 2010
د مهريار جنازه نن د پنجشنبې په ورځ د المان د هنوفر ښار د مسلمانانو په هديره کي د ځانگړي مراسيمي په ترځ کي خاورو ته وسپارل سوه…رحيم مهريار د دوو کلنو راپدېخوا د ينې د سرطان په ناروغۍ اخته و د روان عيسوي کال د جنون د مياشتي پر 23 نېټه له دې دنيا څخه سترگي پټي کړې.مهريار چي،په 1955 کال کي د کابل ښار د ميوند په جاده کي دې دنياته سترگي لڅي کړي وي، د جرمني د هنوفر په ښارکي يې ددې دنيا څخه سترگي پټي کړې. د مهريار جنازه نن د پنجشنبې په ورځ د المان د هنوفر ښار د مسلمانانو په هديره کي د ځانگړي مراسيمي په ترځ کي خاورو ته وسپارل سوه.د جنازې په مراسيموکي د افغان دولت پر ډيپلوماټانو سربيره د هيواد گڼ شمېر سندرغاړو برخه اخستې وه.د جنازې په مراسيمو کي د افغانستان د دولت په استازيتوب په المان کي د افغانستان لوی سفير د هغه و مېرمني نورېې پرستو مهريار او د کورني غړو او دوستانو ته د تسليت غوښتنه وکړه.د جنازې په دې مراسيمو کي ډيرو هنرمندانو لکه محبوب الله محبوب، شريف غزل،حسين انوش، عبدالوهاب مدددي، طاهر شباب، وليد اعتمادي، صديق شباب، فرشتې سما، تيمورشاه سدوزي، خوشحال سدوزي، ببرک وسا او د افغانستان راډيو تلويزيو زيات شمېر پخوانيو کارکونکو برخه اخستې وه.د مرحوم رحيم مهريار فاتحه نن د اروپا په وخت پر 2 بجو د جرمني د هنوفر ښار د پام نور په جامع کي واخستل سوه.په اروپاکي د هنرمندانو د اتحاديې لخواد مهريار فاتحه راتلونکې اونۍ په همبورگ کي اخستل کيږي. د رحيم مهريار څخه څلور اولاده چي درې يې لوڼي او يو زوی دی پاته دي.مهريار د 1988 ميلادي کال کي په وروستيو کي وطن پرېښودی او په جرمني کي يې د خپلي کورنۍ سره د مهاجرت ژوند غوره کئ.مهريار په جلا وطنۍ کي هم خپل هنري کارونه پرې نه ښوول. هغه يوازي او د خپلې مېرمني پرستو سره يو ځای 12 البومونه ثبت کړي ول. Ÿ

زيارمل/ سهيلا حسرت نظيمي


کتونکی. ضياالحق فضلي

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

دمی با یک هنرمند تیاتر گدی



گفت وگو از بابک سیاووش
از چندی به این طرف تیم هنری گدی پرواز به حمایت گویته انستیوت در بنیاد فرهنگ وجامعه مدی مصروف تمرین نمایشنامه های تیاتری بودند که اخیرا نمایشات شان روی صحنه آمد. توجه خوانندگان را به مصاحبه با عبدالمحفوظ نجرابی یکتن ازاعضای این تیم جلب می کنم:
س- درقدم نخست خود را معرفی نموده ودر مورد فعالیت های تیم تیاتری تان معلومات دهید؟
ج- عبدالمحفوظ نجرابی هستم فارغ التحصیل پوهنحی هنر های زیبا پوهنتون کابل، دیپارتمنت تیاتر وسینما وهمچنان عضو تیاتر گدی پرواز.فعالیت های ما ازسال 2007ادامه دارد تاحال ما به مکاتب نمایش دادیم یک سفر به هندوستان داشتیم به یک فستیوال بین المللی دعوت شده بودیم. از هشت کشور هنرمندان ازطرف (LSD) دعوت شده بود.


س- تاحال چند نمایشنامه اجرا کرده اید؟
ج- نمایش های زیادی اجرا کردیم زمانیکه محصل بودیم نمایش های ما به محصلین بود ، وقتی ازپوهنحی فارغ شدیم در تیم تیاتری ما یک نمایش نامه به نام خرگوش وخارپشت داریم که درچندین محل آن را نمایش دادیم ،در لیسه امانی ، لیسه جمهوریت ، عایشه درانی ونمایش دوم ما به نام بزک چینی است این نمایشنامه درولایت هرات نمایش داده شد ،دریک کودکستان به نام سمیه ، سه مکتب و پوهنتون هرات ، ودرکابل در 15 - 20 مکتب این نمایشنامه را اجراکردیم ، و یک نمایشنامه به نام نوروزی بود که در مراد خانی آن را نمایش دادیم به مناسبت سال نو بود واز طرف فیروز کوه راه اندازی شده بود، یک نمایش دیگر که تقریبا کار هایش تمام است نمایشی است به نام چتلک تمام کار هایش تمام است فقط ما یک پروگرام داشتیم همراه با یونسیف که قرار داد کردیم، عنقریب این نمایش آغاز میشود که در 5 ولایت می باشد ودر کابل نیز نمایش داده خواهد شد .
س- در اجرای نمایشات وفعالیت های هنری تان کدام موسسات شمارا کمک می کند؟
ج- در فعالیت های هنری ما در قدم نخست گویته انستتیوت یا مرکز فرهنگی آلمان مارا کمک کرده مصارف این نمایشات را آنها میدهند ، درضمن بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی اتاق را لطف کردند در خدمت ما گذاشتند ،پوهنتون کابل نیز با ما همکاری کرده است.
س- چی مشکل دارید؟
ج- مشکل زیاداست درقدم اول باید از هنرمند این این تقاضا است که خلاقیت داشته باشد این درصورتی برآورده میشود که امکانات میسر باشد. خوب ما آن قدر تقاضای بلند نداریم مثل دیگر کشور ها که هم زمینه ها مساعد باشد . مشکلات زیاد است مثلا دولت همکاری نمی کند به هنر، خصوصا به تیاتر گدی، همچنان نبود جای، نبود بودجه کافی ، ترانسپورت وغیره
س- توقع تان از دولت ، موسساتی که شمارا همکاری می کنند واز مردم چیست؟
ج- توقع ما درقدم نخست اینست که قسمی کمک کنند و به کسی کمک کنند که اهل هنر است ، هنر رامیتواند یک جای برساند هنر واقعی داشته باشد، هنری نه که از هر جا آمده باشد . امروز درافغانستان هنر خوش آیند نیست ، حتا ما در بعضی مکاتب میرویم میگوییم که یک نمایش داریم مدیر مکتب به چشم حقارت می بیند ، هنر را درک نکرده ، درک هنری ندارند و اگردارند هم بسیار کم . باز هم مشکلات است ، خوب خیر باشد توقع ما این است ، ما یک جای به نمایش میرویم باید مفهوم همین نمایشی را که عرضه می کنیم ، بفهمند که کار های که ما انجام میدهیم چیست ؟ پیام که ما دراین داریم چیست ؟ باید درک درست داشته باشند توقع ما اینست که تشویق کنند جوانان را تا بتوانند دست آورده های خوب تر وخوب تر داشته باشند ، هنرمند یک توقع دارد که تشویق خوب است.
س- درآینده چه برنامه های نمایشی دارید؟
ج- خوب آینده به خدا معلوم ماکوشش خود را می کنیم که از این کرده چون هرروز که میگذرد آدم یک تجربه نو پیدا می کند هنر چیزی است که خود هنرمند خلق می کند خلاق است وقتی که هر قدر دراجتماع باشد، از اجتماع برداشت میکند و آن را در هنر پیدا می کند وامیدواریم کارهای بهتر کنیم ودست آورد های خوب داشته باشیم ودر فستوال ها شرکت کنیم
س- تاحال درچند فستیوال شرکت کرده اید؟
ج- فستیوال های مختلف که در دوره اول اشتراک کردیم دردوره دوم هم درفستیوال افغانستان از سال دوم تا سال ششم اشتراک کردیم دست آورد هم داریم نمایش ها داریم که به حساب درجه گذاشته شده بود مقام اول را گرفتیم ، یک نمایش داشتیم به نام( که پو چی) یک فستیوال که درجنوری سال2010بود درهندوستان دعوت شدیم وچندین فستیوال دیگر را ارتباط داریم اما تاهنوز معلوم نیست فعلا یک فستیوال خارجی شرکت کردیم ودیگر فستوال های بوده که در داخل افغانستان شرکت کردیم.

درباره اینکه چه کمک های ازطرف بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی به تیم نمایشات تیاتری صورت گرفته آقای تیمورشاه حکیمیار چنین گفت:
بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی به اساس استراتیژی خود که دارد کوشش می کند که نهاد های فرهنگی منجمله گروپ های تیاتر را مورد حمایت قراردهد وخوشبختانه از چند سال آغاز شده ، بعد از تاسیس بنیاد نه تنها درمرکز بلکه درولایات هم این مساله بسیار رایج است ومابا حمایت از توزیع وسایل وامکانات وحتا لایت ها و وسایل همیشه همین نهاد های تیاتری را مورد حمایت قرار دادیم و زمینه سازی به این کردیم که آنها گروپ های را تشکیل بدهند وبه خاطر رشد وهمکاری شان اگر ستیژ نبوده ما این ها رابه گونه مبایل چاتر ها حمایت کردیم واین ها نمایشات خود را به گونه مبایل چاتر به قرا وقصبات اجرا کردند وما اکثر پروژه ها را مورد حمایت مالی قرارداده و اسباب ولوازمی برای شان دادیم که بعضی از آنهارا به فستیوال ها دعوت کردیم که زمینه ساز رشد کار های فرهنگی باشد وآن چه که ارتباط میگرد به گروپی که شما سرآن صحبت کردید تیاتر اطفال یا گدی ، در بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی ما شرایط را برایشان مساعد سا ختیم که به آنها اتاق بدهیم جای بدهیم واینها تقریبا از چندین ماه به این طرف تمرینات خود را ادامه میدهند یگانه مشکلی را که اکثر نهاد های تیاتر ما دارد موضوع جای مناسب برای شان است که خوشبختانه ما این جا را به اختیار شان قرار دادیم که تمرینات خود را اینجا می کنند والبته حمایت ما ازاین پروسه این بوده که ما جای را برای شان به گونه رایگان دادیم واز همین نهاد به گونه رایگان استفاده میکنند.

۱۳۸۹ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

آرش هویدا




نام : آرش هویدا
پیشه: هنرمند
سال تولد:1980 (کوهستان)افغانستان
اقامت فعلی: هامبورگ آلمان
آرش هویدا از هنرمندانی است که تازه به آوز خوانی روی آورده است آرش هویدا فرزند هنرمند نامی افغانستان ظاهر هویدا است آرش هویدا درشهرستان (کوهستان) استان (کاپیسا) چشم به جهان گشوده است در سال های جنگ با پدرش به خارج از کشور رفت وحالا درشهر هامبورگ آلمان زندگی میکند آرش هویدا راه پدر را تعقیب کردو به آواز خوانی روی آورد آرش هویدا باآهنگ (لیلا) که به سه زبان سروده شده بود فارسی جرمنی وعربی درافغانستان شهرت زیاد پیدا کرد این هنرمند که به سبک هیپ پاپ آواز می خواند در بین تمام مردم به خصوص نسل جوان افغانستان مورد توجه زیادی قرار گرفته است همچنان آهنگ (هلا هلا) یکی از آهنگ دلنشین این هنرمند است که در قالب هیپ پاپ خوانده شده و مورد توجه علاقه مندان هویدا قرار گرفته است. آرش هویدا مصروف کار های هنری خود در خارج از کشور است وکنسرت های مختلف در خارج از کشور داشته است هویدا تا هنوز به کابل سفر نه کرده است به امید اینکه آرش یک سفر هنری به کابل هم داشته باشد تا علاقه مندانش به توانند آرش را ازنزدیک ببیند وبرای شان کنسرت دهد.

۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

جشنواره جوایز موسیقی تلویزیون آریانا

شماره 59/پنجشنبه 10 جدی 1388/31 دسمبر 2009


بابک سیاووش


دراین اواخر رسانه های تصویری افغانستان دست به ابتکاراتی زده ودر قسمت تشویق هنر وهنرمندان می کوشند که میتوان از برنامه ستاره افغان شبکه خصوصی تلویزیون(طلوع) نام برد و در آخر سال اهدای جوایز به هنرمندان سینما از طریق همین شبکه صورت گرفت.به همین سلسله تلویزیون آریانا جشواره اهدای جوایز را به هنرمندان شناخته شده افغانستان آغاز کرده است که دوره ی چهارم آن در شهر هامبورگ آلمان باحضور هنرمندان وفرهنگیان افغانستان برگزار شد.دراین جشنواره فرهاد دریا هنرمند شهیر وسفیر صلح افغانستان لقب بهترین هنرمند سال از مردان را به خود اختصاص داد. بانو نغمه هنرمند پر آوازه زن لقب بهترین هنرمند سال از زنان را به خود اختصاص داد.به همین سلسله افتخار بهترین آهنگ سال به تواب آرش، بهترین ویدیوی سال به ولی حجازی، بهترین آلبوم وآهنگ حماسی به جاوید شریف، بهترین تازه کار از زنان بانو غزل سادات، ازمردها شکیب عثمانی، بهترین آهنگ آرام به بانو مژده جمال زاده، بهترین محلی خوان میرمفتون و بهترین جوره هنری حفیظ علی وخانمش دیو یانی علی وهمچنان لقب یک عمر شایستگی درهنر را به ظاهر هویدا,ارمان, مددی, گل زمان,بانوافسانه و جایزه ستاره موسیقی را به رحیم مهریار وبانو پرستو وجایزه های افتخار به نذیر خارا ,شریف ساحل و لطیف ننگرهاری اهدا گردید.اما قسمیکه این جشنواره در سال پار نیز دایر گردیده بود در این جشنواره از بسیاری هنرمندان افغانستان هیچ یاد نشده و نیزازهنرمندان جوان تازه کار داخل افغانستان نامی برده نشد، بعضی مردم میگویند اگر چنین جشنواره های در داخل افغانستان وبا حضور مردم دایر شود لذت دوچندانی خواهد داشت.اما به هر حال تدویر این جشنواره از سطح یک تلویزیون خصوصی کار بزرگی است، وزارت اطلاعات وفرهنگ افغانستان که یک ارگان دولتی است هیچ توجهی به این امر نکرده، هنرمندان افغانستان در داخل با امکانات اندک به کار های بزرگی دست میزنند مردم افغانستان امیدوارند که وزارت اطلاعات فرهنگ با دایر کردن همچو جشنواره ها از هنرمندان و فرهنگیان، اهل فرهنگ را حمایت کند وآنان را به کشور دعوت نماید.Ÿ

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

پیام رسای یک هنرمند

شماره 58 یکشنبه 22 قوس /13 دسامبر2009میلادی
خانم خورشید نور یکی از هنر پیشه گان موفق، منور و شایسته سینما، شخصیت است که هر کرکتر برایش پیشنهاد یا سپرده میشد، نقش را در درامه های رادیویی، نمایشات تیاتری، تلویزیونی و فلم های هنری سینمایی، عالی و موزون بازی کرده میدرخشید. اگر از همه سینماگران و هنر پیشه گان دو دهه قبل بپرسید که خورشید نور چگونه یک شخصیت بود و هست و توانایی اش را در اجرای نقش بکدام پیمانه تبارز میداد، همه از او به بزرگی یاد میکنند که توجه خوانندگان را به نظریات هنرمندان و مصاحبه با ایشان جلب میکنیم: ابوسلیمان
انجنیر لطیف احمدی کارگردان و رییس افغان فلم با لبخندی از رضایت گفت:«خورشید نور از جمله اکتریس های چیز فهم، با درک و مؤفق است که بانوان، زنان و هنر پیشه ها، مهارت های خانم خورشید نور را تمجید مینمایند و حرکات جدی و بجای او اسباب آموزش آنها شده است، چون خورشید، نقش را با صمیمیت و جرئت بازی میکند.» تیمور حکیمیار یکی از کارگردانان سینما و رییس فرهنگ، بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی خورشید نور را شخصیت صاحب درایت و حاکم در اجرای نقش میداند و دلیل میآورد که نقش سپرده شده را قبل از قبل مورد مطالعه و شناسایی قرار میداد، این عمل او یگانه راز مؤفقیتش بشمار میآید. آقای حکیمیار در فلم سینمایی (عشق من، میهن من) از ساخته مرحوم توریالی شفیق، (سفر) از کارگردانی های سعید اورکزی و (اراده) از موسی رادمنش همبازی میداند خورشید نور را از جمله زنان منور، شایسته و دانسته که هیچ گاهی نقش را کوچک نشمرده و به عظمت کارش پرداخته میداند. خانم یاسمین یارملکه خود در زمره هنر پیشه گان موفق سینماست، خورشید نور را چهره سر شناس و ممتاز تیاتر و سینما میداند، در فلم سینمایی (حماسه عشق) ساخته انجنیر لطیف، در باره همبازی شدن با او ابراز نظر میدارد که خورشید جان نور، با من و صابره جان صمیمانه رفتار داشته میگفت: عزیزانم، اجرای نقش را باید دانسته و با جرئت تمام به اجرا گرفت تا طرف انتقاد کارگردان قرار نگیریم، این شیوه را من تا هنوز در کارهای هنری ام با دقت فراوان به کار می بندم و خاطرۀ خوش از خورشید جان در ذهنم روشن است.» مدتی است که خانم خورشید نور با ما از کشور سویدن در تماس میباشد، آرزو دارد برنامه های هنری و فرهنگی اش در کشور تحقق پیدا کند. وی با صدای رسا، پیام موثر و با یک حالت خاص که ویژه هنرمندان مقتدر است توضیح داد: نخست احترامات من و دیگر زنان افغان مقیم کشور سویدن و همراهان سفری که در لندن داشتیم را تقدیم مسوول نشریه غیر حزبی، آزاد و ملی ارمغان ملی و تیم همکارشان مینمایم که مطالب شان بیان خردمندانه مطابق خواست مردم و نیاز زنان است، موفقیت روز افزون مقدم راه شان. دیگر صدای خود را رسا تر بلند میکنم و پیام هایی دارم تا به آن توجه صورت گیرد و تحقق یابد. ابوسلیمان: خانم خورشید نور لطفاً در زمینه بیشتر توضیح بدهید؟ خانم خورشید نور با صدای موزون، مصممانه افزود: من و عده دیگر از زنان منور افغان، همصدا هستیم و میکوشیم که زنان افغان دیگر در حاشیه باقی نمانند، تجارب تلخ روزگار نشان داده که دولتمردان و سیاسیون همیشه با طرح ها و استراتیژی خاص، مردان را در تعین سرنوشت مطرح ساخته اند، ولی زنان را دایماً در حاشیه و ردۀ دوم قرار میدهند. ما صدای خود را بلند کردیم تا گوش های شنوایی را به شنیدن صدای رسای مان دعوت کنیم، همچنان پیام هایی داریم تا حکومت جدید سعی بدارند و دیگر اجازه ندهند در خارج، افغانستان و مردم آن را وارونه جلوه کند، یعنی اینکه افغانستان کشوریکه دایماً در آن آتش جنگ و خشونت زبانه میکشد مردم بعضاً در نتیجه جنگ دارای روحیات خشن و بی رحم دیده میشوند، گر چه ما از واقعیت تلخ چند دهه قبل میدانیم که حاکمان دیو، دد و کین، جنگ را در کشور با فرهنگ سیاه آن وارد کردند و کشور به ویرانه مبدل و دار و ندارش به باد فنا رفت، جنگسالاران حکمروایی کردند، گذشت، حال افتخار داریم که در کشور عزیز ما مطبوعات وجود دارد، رسانه ها به کارشان ادامه میدهند، حکومت جدید در حال شکل گیری است، قحط رجال نیستیم، بی ارزشی و امن گسترده است. با وجود همه مشکلات دیگر مردم ما (زن و مرد) بیدار اند و احساس مسوولیت میکنند تا دیگر در گرو گروهی نباشیم بر ما حاکم نباشند، منافع ملی در سرخط همه اقدامات تجلی داشته باشد، کار به اهل آن سپرده شود، شایسته سالاری نه تنها در حرف بلکه در عمل پیاده شود، زنان که نیمی از پیکره جامعه اند برای شان موقف و صلاحیت هایی داده شود تا در ارتقأ و پیشرفت سهیم بوده بتوانند حق و دَین خود را در کنار مردان نیکو سرشت ادا نمایند. همچنان همردیف به این صداها و پیام ها پلان دارم به همکاری دوستان خود از زنان خلاق و مبتکر پورتریت فلم ها بگونه مستند تهیه بداریم تا جهان ببیند و توانایی زنان افغان در عرصه های مختلف زندگی با استعدادی که دارند تجلی بیابد و ابتکارات شان با این ساخته ها مایه تعجب و تحسین قرار گیرند. ابوسلیمان: خانم خورشید نور این اقدامات تان را از طریق کدام ارگان میتوانید عملی سازید؟ خانم خورشید میخندد و علاوه میکند: من دوستان خوب و مجرب دارم و این اقدام را از طریق موسسه فلمسازی رادمنش فلم میخواهم به اکمال برسانم، چون آقای موسی رادمنش از زمره سینماگران مستعد ما اند که دوست دارد با دوستان مرووت نماید و ساختار های مشترک را به نیکویی می پسندد. آرزومندیم، شما روزی شاهد افتتاح کار مشترک ما با رادمنش فلم باشید. ابوسلیمان: خانم خورشید نور، از شما نیز سپاس که از نشریه قدر کرده ما را از موضوعات مطلع ساختید، موفقیت همراه باشما. خانم خورشید: امتنان میکنم، سرفراز باشید.Ÿ