۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

گربه یی که سیزده میلیون دالر دارایی به ارث برد

شماره 93/چهارشنبه 30 قوس 1390/21 دسمبر 2011
يک گربه خيابانی به فهرست ميليونرهای جهان اضافه شد. زن سالخورده ای که چندی پيش يک گربه ولگرد را از خيابان به خانه برده بود در وصيت نامه خود ثروتی سيزده ميليون دلاری را برای اين گربه به جا گذاشته است.
اين ارثيه شامل ميليون ها دلار پول نقد، املاک و مستغلات در نقاط مختلف و فردی است که مادام العمر از اين گربه مراقبت خواهد کرد.
نام اين گربه سیاه که تا چندی پيش در خيابان زندگی می کرد «توماسو» است و چهار سال دارد. زنی ساکن شهر روم ايتاليا به نام «ماريا آسونتا» چندی پيش او را از خيابان نجات داده و با خود به خانه برد.
اين زن دو هفته پيش در سن ۹۴ سالگی درگذشت و تمام مايملک خود از جمله مستغلاتی در شهرهای روم، ميلان و کالابريا را برای اين گربه به جا گذاشت.
خانم «آسونتا» بيوه يک بساز و بفروش بزرگ بود و هيچ فرزند يا خانواده یی که در قيد حيات باشد نداشت. وقتی که او « توماسو» را که بچه گربه یی پشمالو بود در کوچه های شهر روم پيدا کرد به شدت به اين حيوان علاقمند شد و تصميم گرفت که همه چيز و بهترين چيزها را برای وی فراهم کند، حتی پس از مرگ خود.
او مراکز متعدد نگهداری از حيوانات خانگی را بررسی کرد ولی ظاهرا هيچکدام متناسب با استانداردهای مورد نظر خانم « آسونتا » نبودند.
در نهايت او تصميم گرفت که خدمتکار و مراقب خود را به عنوان مسئول نگهداری از گربه تعيين کند. ثروتی که خانم «آسونتا» به ارث گذاشته است توسط همين خدمتکار برای نگهداری و نيازهای «توماسو» هزينه خواهد شد.
«توماسو» اين گربه خوشبخت اکنون همراه با خدمتکار سابق خانم «آسونتا» و يک گربه ديگر در خانه یی در حومه شهر روم زندگی می کند.
به نوشته شبکه تلویزیونی ای بی سی، توماسو سومين حيوان ثروتمند جهان است.
مورد دوم در فهرست ثروتمندترين حيوانات جهان شامپانزده یی است به نام «کالو» که صاحب وی به هنگام مرگ ۸۰ ميليون دلار برای وی به ارث گذاشت.
و مقام اول در فهرست جانوران ثروتمند جهان به سگی تعلق دارد به نام «گوتنر چهارم» او ثروت ۳۷۲ ميليون دلاری خود را از سگی ديگر که پدرش بود به ارث برده است.
اين سگ به يک کنت اهل آلمان تعلق داشت و اين ارثيه کلان توسط وی برای سگ اش به جا گذاشته شد.Ÿ

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

ده سال ده کنفرانس بین المللی

شماره 93/یکشنبه 20 قوس 1390/11 دیسمبر 2011
اولین کنفرانس بین المللی گسترده پیرامون افغانستان در سال 2001 در شهر بن آلمان برگزار شد.بعد از سقوط حکومت طالبان در افغانستان، کنفرانس بین المللی افغانستان در بن، اولین تلاش و گردهمایی برای حل بحران این کشور بوده است. این کنفرانس در زمان نهایت دشوار برگزار گردید.
افغانستان در آن زمان فاقد جمیع نهادها وساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اداری و قانونی بود که دراثرتداوم جنگهای دو دهه قبل از تدویرآن، فروریخته بودند. با برگزاری کنفرانس بن که سنگ بنای ساختاردولت افغانستان را گذاشت وبرای اولین باراین کشوراز انزوای سیاسی بدرآمد وعضوفعال جامعه بین المللی گردید. جامعه بین المللی نیز با برگزاری کنفرانس های بین المللی ومنطقوی، متعهد به ارایه کمکهای بیشتر به افغانستان جهت بازسازی همه عرصه ها و بخصوص بخش های امنیتی، اقتصادی ودولت سازی گردید. حضور نیروهای بین المللی تأمین امنیت تحت رهبری ناتو که درتأمین امنیت و مبارزه با تروریزم در افغانستان فعالیت می نمایند، باوجود فعالیت های تخریبی مخالفین، شرایط بهتری رادربرخی مناطق کشوربه وجود آورد. بذل کمکهای هنگفت مالی به پروژه های بازسازی افغانستان از طریق کمپاین های جمع آوری کمک به این کشور که در کنفرانس های بین المللی ومنطقوی تعهد صورت گرفت ، افغانستان را قادرگردانید تا با تشکیل دولت های موقت، انتقالی وانتخابی، تصویب قانون اساسی، انتخابات ریاست جمهوری، تشکیل پارلمان، بازسازی ساختارهای مالی، پولی، اقتصادی، تخنیکی ،کلتوری، ورزشی، جامعه مدنی ، مطبوعات و رسانه ها، عدلی و قضائی، حقوق بشر، قوت های دفاعی وامنیتی وغیره، دست آوردهای قابل ملاحظه ای داشته باشد.
کنفرانس های بین المللی منعکس کننده نیات واراده جامعه جهانی درامرکمک به افغانستان ومساعی شان درطرح وتطبیق پروژه های ساختاری این کشورمی باشد.
شماری از کنفرانس های مهم بین المللی در مورد افغانستان از سال 2001 الی نوامبر 2011 قرار ذیل می باشند:
1- کنفرانس بین المللی بن در مورد افغانستان (دسامبر- نوامبر 2001)
در کنفرانس اول بن پایه های نظام سیاسی جدید افغانستان ریخته شد. کنفرانس بین المللی بن در مورد افغانستان که در 27 دسامبر 2001 برگزار گردید و به تاریخ 5 نوامبر پایان یافت ، اهداف کلی آن قرار ذیل بود:
- موافقتنامه در باره تشکیلات موِقت در افغانستان تا زمان تأسیس مجدد نهاد های دایمی در این کشور.
- تصمیم به ختم جنگ و تراژیدی در افغانستان و ایجاد آشتی ملی ، صلح و ثبات پایدار.
- تحکیم مجدد استقلال ، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان.
- شناسایی حقوق مردم افغانستان در جهت انتخاب آینده سیاسی شان مطابق اساسات اسلام و دموکراسی
- حضور احزاب سیاسی و گروه های مختلف اجتماعی در ساختار دولت.
- عدالت اجتماعی
- احترام به حقوق بشری مردم افغانستان.
کنفرانس بن سنگ بنای حرکتی را گذاشت که افغانستان را از ميان جنگ و آشوب به سوی صلح و ثبات وبازسازی نهادهای فروریخته آن به همکاری جامعه جهانی ، رهنمونی کرد.
هیئت های افغانی شرکت کننده، باوجود اختلافات و خصومت های موجود و حتی دشمنی های قبلی میان شان ، تحت فشار جامعه جهانی باهم مذاکره کردند و در نتیجه در باره تقسیم قدرت ، طرح و تدوین قانون اساسی جدید، انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با هم توافق کردند. بارزترین مشخصه این کنفرانس را می توان مشارکت همه جناح های درگیر منازعه افغانستان تحت سرپرستی سازمان ملل متحد در این نشست دانست که قبلآ با هم درگیر جنگ بودند . همه این احزاب و جناح ها در پای موافقتنامه بن امضاء کردند که بر اساس آن اداره موقت به رهبری حامد کرزی پیشبنی گردیده بود.
-2کنفرانس بین المللی توکیو درمورد افغانستان (جنوری 2002)
کنفرانس توکیو به روزهای 21 و22 جنوری 2002 به میزبانی کشور جاپان ، سازمان ملل متحد و با حضور نمایندگان بیش از 50 کشور جهان و نمایندگان سازمانها و موسسات بین المللی کمک کننده (دونرها)، تدویر یافت.
این کنفرانس در شرایط برگزار گردید ، که اداره موقت افغانستان رسماً به کار خویش آغاز کرد و اکنون مردم افغانستان با باور، اطمینان و امیدواری که از کنفرانس بن حاصل کردند، انتظار داشتند که جامعه جهانی عملآ برای تحقق انتظارات شان اقدام کنند . بناءً با تدویر کنفرانس توکیو ، جامعه جهانی موقف خویش را با تعهد مبلغ 5،4 میلیارد دالر اعلام کرد که قرار بود طی پنج سال آینده آنرا در پروژه های بازسازی افغانستان به مصرف برسانند.
-3 کنفرانس بین المللی برلین در مورد افغانستان (مارچ 2004)
این کنفرانس بتارخ 31 مارچ 2004 به اشتراک مقامات دولت انتقالی افغانسـتان، سازمان ملل متحد، سازمانهای غیرحکومتی، موسسات بین المللی و نمایندگان کشورهای کمک کننده (دونرها)، در برلین پایتخت آلمان فدرال برگزار گردید.
در ختم این کنفرانس ، کشورهای کمک کننده جمعآ مبلغ 8 میلیارد دالر را برای تمویل پروژه های بازسازی افغانستان متعهد گردیدند ، که زمان اجرائی آن مدت سه سال را در برمی گرفت ، درحالیکه حکومت افغانستان با ارایه طرح مشخصی خواهان دریافت مبلغ 12 میلیارد دالر طی این مدت گردیده بود.
دراین نشست تعهدات کنفرانس توکیو مورد بررسی قرار گرفت و مشخص گردید که فقدان یک طرح جامع و مدیریت اصولی در پروگرام بازسازی افغانستان باعث گردیده است که اکثر پروژه ها تکمیل نگردیده و پول اختصاص داده شده به مصرف نرسیده است. در عین حال دولت افغانستان خواهان آن بود که کمک ها باید برطبق اولویت ها و آن هم از طریق حکومت این کشور به مصرف برسد.
در این کنفرانس، دولت انتقالی افغانستان تعهد کرد که انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پارلمانی را برگزار، و برای ایجاد نهاد های سالم دولتی، تقویت سکتور خصوصی ، مشارکت گروه ها و احزاب سیاسی در قدرت، بازسازی کشور، مبارزه با فساد اداری ، مبارزه با مواد مخدر و اجرای مواد موافقتنامه بن، تلاش می کند .
در کنفرانس برلین موضوع بازسازی افغانستان و خصوصاً در عرصه های راه سازی، تامین انرژی و بهبود وضع صحت عامه از موضوعات عمد ه بود که کشورها و سازمانهای کمک کننده به تمویل آن علاقمندی نشان دادند. که این موضوع بیانگر آن بود که هنوز هم افغانستان در کانون توجه جهانی قرار داشت.
-4 کنفرانس بین المللی لندن در مورد افغانستان (فبروری 2006)
پس از سقوط رژیم طالبان در سال 2001، کشورهای عضو ناتو برای همکاری به امنیت افغانستان به این کشور نیرو فرستادند. این کنفرانس طی روز های 26 و 27 فبروری سال 2006 در لندن برگزار گردید. در این نشست تادیه مبلغ ده میلیارد دالر برای بازسازی پروژهای انکشا فی افغانستان ازجانب هفتاد کشور و سازمان های بین المللی تعهد گردید .
"توافقنامه افغانستان" مهم ترین سندی است که در کنفرانس لندن به امضا رسید که بر اساس آن افغانستان متعهد به ایجاد ادارات پاسخگو و شفاف، رعایت حقوق بشر، مبارزه علیه فساد اداری ، مواد مخدر و تروریزم گردید.
این موافقتنامه مهمترین سندی است که دولت افغانستان بعد از موافقتنامه بن ، باجامعه جهانی امضا کرد و مسئولیت های مشخص را جانبین به عهده گرفتند .
-5 کنفرانس بین المللی افغانستان در روم (جولای 2007)
این کنفرانس در ماه جولای 2007 میلادی در شهر روم پایتخت ایتالیا تدویر یافت . موضوع اساسی این نشست بین المللی را حاکمیت قانون در افغانستان تشکیل می داد. شرکت کنندگان این کنفرانس بادرنظرات داشت تداوم جنگ 30 ساله و بی ثباتی در افغانستان، که تمام ساختارهای قضائی و حقوقی آن متصرر گردیده است و حتی بیشترین مواد قوانین آن با نیازهای کنونی افغانستان و جهان مطابقت ندارد، سیستم قضایی و حقوقی این کشور را مورد بررسی قرار داده و روی راهکارهای اصلاح این سیستم بحث کردند. ایشان متعهد گردیدند که به منظور اصلاح سیستم قضائی افغانستان کمکهای درازمدت را در این عرصه انجام میدهند.
-6 کنفرانس بین المللی پاریس در مورد افغانستان(جون 2008)
بر اساس توافقنامه بن، حقوق زنان در مرکز توجه نظام سیاسی جدید افغانستان قرار گرفت. کنفرانس بین المللی افغانستان بتاریخ 16 جون سال 2008 در شهرپاریس دایر گردید. در این کنفرانس که نمایندگان شصت و پنج کشور جهان و حدود بیست سازمان و نهاد بین المللی گردهم آمده بودند، افغانستان با ارایه طرح برنامه پنج ساله که شامل بازسازی پروژه های حیاتی و مورد نیاز این کشور بود خواهان پنجاه میلیارد دالر گردید .
کشورهای کمک دهنده به شمول سازمان ملل متحد تعهد کردند که کمکهای بیشتری برای با زسازی افغانستان مبذول خواهند داشت ، چنانچه ایالات متحده به تنهایی خویش مبلغ ده میلیارد دالر را به جانب افغانستان متعهد گردید.
-7 کنفرانس بین المللی افغانستان در مسکو (مارچ 2009)
کنفرانس بین المللی افغانستان در مسکو بتاریخ 8 مارچ 2009 تحت عنوان " بحران افغانستان ؛ سناربوهای ممکن انکشاف " به ابتکار مرکز مطالعات معاصر افغاستان و همکاری خبرگزاری " نووستی " برگزار گردیده بود. طی این کنفرانس دیدگاه های مختلفی از جانب همسایگان افغانستان و شرکت کنندگان آن در رابطه به مبارره با تروریزم و قاچاق مواد مخدر و سایر موضوعات برای حل مشکل افغانستان ارایه گردید.
-8 کنفرانس بین المللی هاگ در مورد افغانستان (مارچ 2009)
این کنفرانس بتاریخ 31 مارچ 2009 درهاگ مرکزهالند به دعوت پادشاه این کشور و اشتراک نمایندگان بیش از 70 کشور و موسسات بین الملی ، به ریاست سازمان ملل متحد و تحت عنوان " یک ستراتیژی جامع در معادلات منطقوی " برگزار گردید که اهداف آنرا تجدید حمایت قاطع از تلاش های جهانی برای استقرار ثبات و انکشاف در افغانستان تشکیل داده بود.
9– کنفرانس بین المللی کابل (جولای 2010)
انتظار می رفت که نظام سیاسی جدید بتواند بر زندگی مردم عادی تاثیر زیادی بگذارد؛ اما افغانستان پس از ده سال همچنان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. کنفرانس بین المللی کابل بتاریخ 20 جولای 2010 به اشتراک نمایندگان بیش ازهفتاد کشورکمک کننده، سازمانهای بین المللی و منطقوی و موسسات مالی جهان تدویر یافت . این نخستین کنفرانسی است که بعد از نه سال از توافقات کنفرانس بن و بر اساس تصامیم کنفرانس لندن به منظور بررسی برنامه های دولت افغانستان پیرامون توسعه ملی وحکومت داری بهتر، برگزار گردیده است .
این کنفرانس که عمدتآ روی تجدید تعهد از سوی حکومت به مردم افغانستان و تجدید تعهد از سوی جامعه بین المللی در برابر افغانستان تاکید داشت، اهداف عمده آن در اعلامیه این کنفرانس ذیلآ خلاصه شده است :
اصول مشارکت موثربا جامعه بین المللی، حکومت داری خوب و مبارزه با فساد اداری – حاکمیت قانون و حقوق بشر خاصتآ حقوق زنان و اطفال، انکشاف اقتصادی و اجتماعی، تأمین امنیت و ادامه مبارزه با تروریزم ، همکاری های منطقوی، مبارزه با مواد مخدر و تقویت مشارکت بین المللی و حمایت از رهبری افغانی.
-10 کنفرانس بین المللی استانبول در مورد افغانستان (نوامبر 2011)
کنفرانس بین المللی افغانستان بتاریخ 2 نوامبر 2011 در شهر استانبول ترکیه تحت عنوان "امنیت و همکاری در قلب آسیا" برگزار گردید. هدف این نشست را می توان ایجاد نقشه عملی در زمینه پیشرفت امنیتی و اقتصادی در افغانستان پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در سال 2014 و همچنان تامین همکاری های منطقوی بیان کرد.
خبرگزاری ها/ نصرالله نوری

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

۱۳۹۰ آبان ۲۳, دوشنبه

بوکسر بزرگ درگذشت







شماره 91/یکشنبه 22 عقرب 1390/13 اکتوبر 2011
گرد آورنده: کاووس سیاووش
جو فریزر در خانه ‌اش واقع در شهر فیلادلفیا در ایالت پنسیلوانیا دار فانی را وداع گفت. این بوکسور به دلیل مبارزه با محمد علی کلی، بوکسور افسانه ‌ای جهان مشهور شد. این دو، سه بار با یکدیگر مبارزه کردند که یکی از آنها دیدار معروف مانیل در سال ۱۹۷۵ بود.
فریزر که به “اسموکین جو” معروف بود در دوران حرفه ‌ای مبارزات خود به استفاده از هوک ‌های ویران کننده دست چپش مشهور بود. فریزر در سال ۱۹۷۶ از دنیای بوکس خدا حافظی کرد هرچند که در سال ۱۹۸۱ برای آخرین بار روی رینگ ظاهر شد. فریزر در سال ۱۹۷۱ در مبارزه‌ای که به “نبرد قرن” شهرت پیدا کرد موفق شد محمد علی کلی را در روند پانزدهم در “اسکوئیر گاردن” شکست دهد. وی در حالی میدان مبارزه را ترک می کرد که اولین شکست زندگی کلی را به وی تحمیل کرده بود. محمد علی کلی در سال ۱۹۷۴ در مبارزه‌ی که ۱۲ روند به طول انجامید و در پایتخت فیلیپین برگزار شد، فریزر را شکست داد. کلی پس از آن در خودنوشت نامه ‌اش عنوان کرد که چیزی نمانده بود در آن دیدار بمیرد. جو فریزر دو بار به عنوان قهرمان سنگین وزن جهان دست پیدا کرد تا اینکه در سال ۱۹۷۳ به جورج فورمن باخت. فریزر در فیلادلفیا زندگی می کرد و در آنجا برای سال‌های بسیاری یک باشگاه مشت زنی راه انداخته بود.
فریزر در سال ۲۰۰۹ به سی ان ان گفته بود: ” مشکلی با کار کردن با بچه‌ ها ندارم. این بچه ‌ها فردای ما هستند. چنانچه ما به آنها اهمیتی ندهیم چطور انتظار داریم که کاری از پیش ببرند.
از فریزر پرسیدند که آیا به “راکی بالبوآ” شباهت داشته است؛ وی در پاسخ اظهار داشت: بی تردید. من در کشتارگاه کار کرده‌ام و همان کسی هستم که در خیابان ‌‎های فیلادلفیا می دوید.

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

فریاد گرسنگان

شماره 91/یکشنبه 22 عقرب 1390/13 اکتوبر 2011
فاصله میان فقیر و غنی در کشورهای رو به توسعه و توسعه یافته روز به روز بیشتر می شودجمعیت کره زمین به هفت میلیارد تن رسید. این درحالی است که میزان فقر در جهان رو به افزایش است و شکاف میان فقیر و غنی روز به روز افزایش می یابد. به باور کارشناس دویچه وله، فقر کنونی اساساً یک مشکل سیاسی است.
روز دو شنبه، 31 اکتوبر، در فلیپین کودکی به دنیا آمد که به طور نمادین هفت ملیاردمین انسان روی زمین خوانده می شود. درست دو دقیقه از نیمه شب نگذشته بود که “دنیکا کاماچو” دیده به جهان گشود. در این وقت در سالون شفاخانه ای در مانیلا که این کودک به دنیا آمد، نماینده سازمان ملل متحد نیز حضور داشت. همچنان “لوریسه گویفارا”، شش ملیاردمین کودک جهان که اکنون دوازده ساله است نیز در آنجا حضور داشت. این کودک یک بورسیه برای تحصیلات نهایی دریافت کرده است و مادر و پدرش کمک مالی جهت به راه انداختن مغازه ای به دست آورده اند. این کودک یکی از چندین کودک جهان است که به صورت نمادین به نام هفت ملیاردمین کودک جهان یاد می شوند. اما رابطه فقر با این جمعیت فزاینده جهان از چه قرار است؟
اوته شیفر، کارشناس دویچه وله به این باور است که هرچند بیشتر از میزان کافی غذا برای جمعیت رو به افزایش جهان وجود دارد، اما نظام اقتصادی ای که به سود کشورهای صنعتی است، منجر به فقر در کشورهای رو به توسعه می شود. او در مورد فقر، چنین تبصره می کند:
سیاره زمین مقدار کافی غذا تولید می کند. گرسنگی مشکلی نیست که صرفاً در اثر بحران های طبیعی به وجود آید. این چیزی است که قبول شده است، اما با توجه به آن مسایل مهم تری وجود دارند. به طور مثال خواست های مصرف کنندگان و کشاورزان اروپایی از وزنه بیشتری برخوردار است. هرگاه همه حرف های زیبایی را که در مورد همبستگی گفته می شوند جدی بگیریم، در آن صورت یارانه ها لغو خواهند شد، مناسبات تجارتی دستخوش انقلاب می گردند و قیمت مواد غذایی افزایش خواهد یافت.
فریاد گرسنگان وزنه کمتری دارد، زیرا آن ها “لابی” یعنی کسی را ندارند که این فریاد را برحکومت ها بقبولاند. بنابراین در همه مناطق زراعتی که مواد غذایی تولید می شود، دهقانان خرده پا و مردم غافلانه به طرف فقر می روند. این مردم کسی را ندارند تا از آنها در نهادهای چندین جانبه بین المللی نمایندگی کند.
هنگامی که توافقنامه های تجارت آزاد مورد مذاکره قرار می گیرد، با وجودی که فقیران جهان پرشمار اند، کسی صدای شان را نمی شنود. این در حالی است که کمتر از نصف جمعیت جهان یا مستقیماً و یا به صورت غیرمستقیم از راه زراعت زندگی می کنند. یک اکثریت بزرگ و غیر قابل تخمین در کشورهای رو به توسعه بهای نظام اقتصادی غرب را می پردازند. یک ملیارد انسان گرسنه و دچار کمبود مواد غذایی اند.
سیاستمداران اروپایی همواره چنان وانمود کرده اند که از قناعت دادن رای دهندگان شان برای تغییر ساختار مالیات به سود فقیرترین مردم جهان، ناتوان هستند. این کاری است که چندان دشوار نخواهد بود. مقام های انتخابی صرفاً نیاز دارند تا به مناطفی که از آنجاها رای می گیرند، به مردم بفهمانند که مبارزه با گرسنگی به سود رفاه خود شان می باشد. اروپا با 150 ملیون مهاجر بالقوه ای که در سال 2020 از ترس گرسنگی از صحرای سفلی افریقا به عزم قاره اروپا فرار خواهند کرد، چه می کند؟
هفت ملیاردمین انسان در فلیپین دیده به جهان گشود سیاستمداران باید به رای دهندگان روشن سازند که نبایست آنها دو برابر مالیه بپردازند. هرگاه ما به یارانه های عبثی که هزینهء سکتور زراعتی ناپایدار در نیم کره شمالی می شود نپردازیم، آنچه ما با کمک ها و پروژه های توسعه یی مان انجام می دهیم، خود مان با سیاست های اقتصادی مان نظم تجارتی جهانی را برهم می زنیم. آنچه در فرجام به وجود می آوریم چیزی نیست جز وابستگی بین جهان رو به توسعه و جهان توسعه یافته.
از پیامدهای رقت انگیز انسانی گرسنگی غالباً گزارش داده می شود، اما از این که چه کسی بیشتر از این گرسنگی سود می برد، به مردم چیزی گفته نمی شود. باید با شفافیت گفته شود که کسانی وجود دارند که از نظام فقرآفرین کنونی سود می برند.
ما مصرف کنندگان هم از این نظام سود می بریم. ما به تناسب بیست سال پیشتر پول کمتری برای غذا می پردازیم. ما یک قرص نان را یک یورو و یک کیلو شیر را هفت سنت می خریم. صد سال پیش در آلمان دو سوم درآمد مصرف کنندگان برای غذا هزینه می شد. امروز بیست درصد درآمد صرف غذا می شود.
کشاورزان اروپایی نیز در جمله کسانی اند که سود می برند. آنها بنا بر یارانه های بلند اقتصادی و حمایت های وسیع سیاسی تضمین شده، بیشتر از ضرورت بازار، تولید می کنند. دهقانان در کشورهای رو به توسعه تنها خواب چنین چیزی را می بینند. مجتمع بزرگ کشاروزی – تجارتی که سیلاب تخم های بذری و کود کیمیاوی را در بازارها سرازیر می کنند، از شمار سود برندگان می باشند.
تامین مواد غذایی در کشورهای فقیر به یکی از معضلات اساسی تبدیل شده است این امر به سود نخبگان در جنوب هم می باشد که تصمیم های سیاسی شان برای مباشران خاص و رای دهندگان در شهرها گرفته می شود. این ها تصمیم می گیرند که چه مقدار کمک های توسعه یی در مناطق روستایی توزیع گردند. در عین زمان همین ها فکر می کنند کار عقب مانده یی می باشد که برای توسعه روستاها و زراعت سرمایه گذاری شود. آن کشورهایی که برای تامین معیشت شان 80 درصد متکی به زراعت اند، معتقد اند که به تدوین مشی سیاسی در بخش زراعت نیاز ندارند. بدترین نمونه آن را در موزامبیک، یکی از حاصل خیزترین کشورهای افریقای جنوبی، می بینیم که با وجود داشتن توانایی صدور محصولات زراعتی، صرف به دلیل آن که نخبگان سیاسی علاقمند این کار نیستند، مردم وابسته به واردات مواد غذایی به قیمت های بسیار گران می باشند.
این موردی است که ایجاب می کند تا کارهای زیاد اقناعی صورت گیرد که کشورها طرز عمل و فکر شان را در مذاکرات و کنفرانس های بین المللی تغییر دهند. کشورهای صنعتی هنگامی می توانند به این کار موفق شوند که که به کشورهای رو به توسعه توضح بدهند که از ناحیه محصولات زراعتی چه اندازه درآمد خواهند داشت، نسبت به امروز فرصت های بیشتری برای صادرات آن ها در چشمرس قرار دهند، امکان دسترسی بیشتر به بازارهای اروپایی به آنها بدهند و برای تولیدات زراعتی آنها قیمت منصفانه یی در بازار جهانی تعیین کنند.
\در بازار مواد غذایی کسانی وجود دارند که دست به احتکار می زنند. در نیمه دوم سال 2010 قیمت مواد غذایی اصلی 30 درصد بلند رفت. این یک اهرم تجارتی برای سرمایه گذاران و محتکران است. اما با چنین افزایش قیمت ها، این مردم “پورت او پرنس”، ” داکه” و “اگا دیز” بودند که در دام افتادند و از عهده پرداختن قیمت مواد غذایی بر نمی آمدند.
بگذار به دروغ جامعهء سخاوتگر ما پایان دهیم. قحطی ها فقط قسماً بر اثر جنگ ها و فاجعه های طبیعی به وجود می آید و نادراً مشکل فقرای شهری است. گرسنگی نتیجه محرومیت اجتماعی بخش های بزرگ جمعیت است که از لحاظ سیاسی تحمل می گردد. کسانی که سود می برند نیازها و مصایب آنها را به کناری می گذارند و فراموش می کنند.
فریاد گرسنگان وزنه کمتری دارد، زیرا آن ها “لابی” یعنی کسی را ندارند که این فریاد را برحکومت ها بقبولاند در دهه هشتاد، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، کشورهای افریقایی را بعد از ده ها سال وابستگی و استثمار توسط قدرت های استعماری، مجبور می گردانید تا تغییرات ساختاری در اقتصاد شان به وجود آورند. شعار آن ها “آزاد سازی”، “خصوصی سازی” و “قانون زدایی” در کشورهایی بود که زیرساخت های اقتصادی، دانش فنی، اقتصاد کارساز و سرمایه گذاران داخلی نداشتند. نتیجه این کار نه تنها برای زراعت، بلکه همچنان برای تعلیم و تربیت و مراقبت های صحی نیز فاجعه بار بود.
جامعه جهانی به بی علاقگی و نادیده گرفتن افتضاح فقر در قرن بیست و یکم ادامه می دهد. این یک اشتباه ویرانگر است، البته نه تنها به دلایل اخلاقی. ما نباید قدرت انفجار گرسنگی را کم بها دهیم. قبلاً در سال 2008 با بلند رفتن قیمت مواد غذایی، شورش های ناشی از گرسنگی از کامرون تا مصر دیده شد. برنامه های امدادی در دهه آینده سر به ملیاردها دالر می کشند. گرسنگی هم در کشورهای رو به توسعه وهم اروپا به عین ترتیب، ثبات سیاسی را از میان می برد.
وقتی که شما به بستر جهانی گرسنگی پی بردید، پس از آن باید به این نتیجه برسید که به یک تغییر سیاسی ریشه یی نیاز است.
هیچ پروژه ساختمانی، هیچ بسته عاجل امدادی و هیچ وعدهء دو دلانه در کنفرانس های سران دولت ها که به زودی فراموش می گردند، نمی تواند جلو آن انحطاط اجتماعی و اقتصادی را بگیرند که بر اثر گرسنگی و فقر به وجود می آید.
همان طوری که کشاروز نیم کره جنوبی به قوانینی در مورد تجارت مساوی و قیمت ها در نیم کره شمالی وابسته است، جوامع ثروتمند در نیم کره شمالی نیز وابسته به ثبات سیاسی و اقتصادی در کشورهای سریعاً روبه رشد جنوب می باشند. ما باید از علایق زودگذر مان برای رشد و رفاه بیشتر به ترتیبی درگذریم که دیگر کسی از گرسنگی نمیرد. قریب 40 سال پیش بود که هنری کیسنجر، وزیر خارجه ایالات متحده امریکا در کنفرانس غذایی جهان وعدهء بلندپروازنه یی داد که «تا ده سال دیگر طفلی گرسنه به بستر نخواهد رفت». اکنون این هدف بیشتر از هر وقت دیگر دورترشده است.Ÿ
اوته شیفر/ رسول رحیم

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

به یاد قهرمان حقوق مدنی

شماره 90/چهارشنبه 4 عقرب 1390/26 اکتوبر 2011
در یک صبح خنک و دلپذیر ماه اکتبر، بنای یادبود مارتین لوتر کینگ جونیور در نشنال مال در واشنگتن افتتاح گردید. این رویداد، که در ابتدا برای روز 28 اگست همزمان با چهل و هشتمین سالگرد سخنرانی کینگ “من رویایی دارم” در نزدیکی محل یادبود لینکلن برنامه ریزی شده بود، به دلیل خطر توفان آیرین به تعویق افتاد.
مدت کوتاهی پس از آغاز برنامه در ساعت 8 صبح، تعداد جمعیت از ظرفیت 10.000 چوکی که در پارک غربی پوتومک فراهم شده بود پیشی گرفت. بسیاری از خانواده ها با چوکی های قابل حمل و پتوهای مخصوص گردش خود آمده بودند؛ اکثر پدر و مادرها جوانتر از آن بودند که در زمان کینگ زندگی کرده باشند، و تعداد زیادی از کودکان آنقدر کم سن و سال بودند که به درس های مدرسه خود در مورد میراث رهبری حقوق مدنی برسند. دیگران ارتباط شخصی بیشتری با کینگ داشتند. امیلی هیکس، 81 ساله، از منطقه هوپ ول در ویرجنیا که تلاش می کرد که با وجود سر و صدای هلیکوپتر پلیس پارک ملی، صدای خود را برساند گفت: “من نخستین بار درباره او در سال 1953 یا 1954 آگاهی یافتم. او با اشاره به سخنرانی “من رویایی دارم” گفت: “من در این جا هنگامی که او در سال 1963 سخنرانی می کرد حضور داشتم، و از آن زمان به بعد از تمامی اقدامات او حمایت کرده ام.”
جو تاونز جونیور، نماینده ایالتی از تنسی، که گروه بزرگی را از ممفیس همراهی می کرد، داستان خود را بیان کرد. تانز گفت: “صدای شلیکی که او را به قتل رساند مرا که در آن زمان که یک نوجوان 12-13 ساله بودم از خواب بیدار کرد. مادر بزرگ من از جا پرید و گفت: “شرط می بندم که به دکتر کینگ شلیک کردند.” هتل [خیلی نزدیک] به محلی که من در آن زمان در آنجا زندگی می کردم، و به عنوان یک بچه بازی می کردم بود. آیا تاثیر کینگ باعث ایجاد تفاوت در شیوه زندگی او به عنوان یک فرد آفریقایی-آمریکایی شده است؟ «این کشور نسبت به آنچه در گذشته بود، تفاوت کرده است. آمدن به اینجا، و سوار اتوبوس شدن در دهه 1940 و 1950 کاری خطرناک بود، و یا توقف در هر رستورانی. هر بخش از ساختار این کشور به خاطر جنبش حقوق مدنی بهبود یافته است. و نه فقط این کشور. ساختار جهانی به دلیل آنچه این مرد انجام داده است بهبود یافته است. آمریکا از این رو به آن رو شده است. اکنون، مردمان بسیاری قادر هستند تا از موهبت زندگی در این کشور بدون هیچ ترسی بهره مند گردند.»
کسانی که زود به این مراسم آمده بودند، شاهد اظهارات مقام های عالی رتبه و نیز اجرای هنرمندان از محل چوکی های تاشوی خود نزدیک صحنه بودند، در حالی که بقیه جمعیت از فراز دریایی از جمعیت که کلاه های سفید اهداء شده را به سر داشتند به تماشای صفحه های نمایش بزرگ مشغول بودند. سه نفر از افراد خانواده کینگ سخنرانی کردند. کریستین کینگ فاریس، 84 ساله، خواهر کوچکتر کینگ، گفت: «در زندگیم، شاهد کودکی بودم که تبدیل به قهرمانی برای بشریت شد.»
دختر دوم کینگ، برنیس کینگ، از جمعیت خواست تا از نقش مادرش، کورتا اسکات کینگ، در انجام فعالیت پدر خود تقدیر کنند. او همچنین بر این باور بود که اگر پدرش امروز در قید حیات بود، در جهت برطرف ساختن فقر جهانی تلاش می کرد، و برنیس از کسانی که در مراسم گرامیداشت حضور داشتند خواست «فراتر از رویا پیش روند و به آن تحقق بخشند.»
فرزند بزرگتر کینگ، مارتین لوتر کینگ، همچنین تاکید کرد که اقدام علیه بی عدالتی اقتصادی، چیزی است که بیشتر از هر کار دیگری باعث سربلندی پدر او خواهد بود. او گفت:«مردم، خود را در نام پدر من محدود می کنند بدون این که عقاید او را پاس دارند.»
این مراسم گرامیداشت با سخنان پرزیدنت به اوباما به اوج خود رسید، که گفت، «به چهره های دور و بر خود نگاه کنید، و شما کشور آمریکایی را می بینید که از عدالت و آزادی بیشتری برخوردار است و تعدادی بیشتر از یک دکتر کینگ در این روز سخنرانی کردند. ما حق داریم که از پیشرفت آهسته اما مطمئن خرسند باشیم – پیشرفتی که خود را به یک میلیون شیوه گوناگون ابراز می دارد، بزرگ و کوچک، هر روز و در سرتاسر کشور.»
دیگر شرکت کنندگان در این مراسم گرامیداشت شامل نیکی جیووانی، شاعر، فعال مدنی و معلم، فعالین حقوق مدنی که از یاران کینگ بودند شامل کشیش جسی جکسون، جولین باند، نماینده جان لوئیس، و اندرو یانگ سفیرسابق. قبل از اعلام حضور پرزیدنت اوباما، خواننده ریتم و بلوز، آریتا فرنکلین، آوازی را خواند که از آن به عنوان قطعه مورد علاقه کینگ یاد می کرد، «دستم را بگیر، خدای بزرگ من»
کیث پیتی در مورد بنای یادبود گفت:«این کار زیبایی است.» ولی دیر انجام گرفت. این کار باید سال ها پیش انجام می شد. ولی انجام گرفت. او در حالی که در مقابل جمعیت ایستاده بود گفت: «همه این مردم از نژادهای گوناگون، مردمی با سنین مختلف برای آنچه این مرد به خاطر آن به پاخاست به اینجا آمده اند. او به خاطر برابری تمامی مردم به پاخاست، نه فقط برای مردم خودش.»
مارک ترینر

۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

نابغۀ قرن درگذشت



شماره 89/چهارشنبه 20 میزان 1390/12 اکتوبر 2011
استیو جابز بنیانگذار و مدیر شرکت اپل درگذشت.
به گزارش ایتنا، شرکت اپل در اعلامیه کوتاهی که به همین مناسبت منتشر کرده گفته است: اپل یک نابغه رویایی و خلاق، و جهان یک انسان خارق العاده را از دست داد.
در بخش دیگری از این اعلامیه آمده است: استیو شرکتی را رها کرده که فقط خود او میتوانست آن را ایجاد کند. روح او برای همیشه در موسسه اپل حضور خواهد داشت.
استیو جابز پس از یک دوره طولانی ابتلا به بیماری، روز چهارشنبه پنج اکتبر در پالو آلتو کالیفرنیا درگذشت.
وی که به هنگام مرگ ۵۶ ساله بود، با نوع نادری از بیماری سرطان لوزالمعده دست و پنجه نرم میکرد.
جابز در سال ۲۰۰۹ تحت جراحی پیوند کبد قرار گرفته بود.
نابغه اپل چند هفته پیش از سمت مدیر عاملی این شرکت کناره گرفت و به دنبال آن، «تیم کوک» از مدیران ارشد اپل جایگزین وی شد.
تاثیر آقای جابز و اندیشه های بلندپروازانه او در بسیاری از ابعاد زندگی مردم جهان و به ویژه کاربران محصولات اپل مشهود است.
توانایی های شگفت انگیز آقای جابز در بازاریابی، نیازسنجی مشتریان و پیشبینی آینده باعث شد شرکت اپل در دوران مدیریت وی به رشد و درآمدزایی خیره کننده ای برسد.
مکینتاش، آیفون، آیپد و آیپاد جزو محصولات مشهور اپل به شمار میرود.
به گزارش ایتنا، شخصیتهای مهم جهانی نسبت به مرگ جابز واکنش نشان داده اند.
بیل گیتس با ابراز تاسف از این ضایعه، از طرف خود و همسرش به خانواده و دوستان جابز و به همه کسانی که به نوعی با تولیدات این انسان خلاق سروکار دارند، تسلیت گفته است.
آقای گیتس با اشاره به این که او و جابز نخستین بار در سی سال پیش یکدیگر را ملاقات کرده اند، گفته ما دو نفر در بیش از نیمی از عمر خود، با یکدیگر همکار، رقیب و دوست بوده ایم.
مارک زوکربرگ مدیر فیسبوک نیز گفته است: استیو! از تو به عنوان یک آموزگار و دوست متشکرم… دلم برای تو تنگ خواهد شد.Ÿ