۱۳۹۲ فروردین ۲۸, چهارشنبه

بروس لی اژدهای قرن بیست


شماره 120/ چهارشنبه 28 حمل 1392/ 17 اپریل 2013
تهیه کننده: محمود کریمی
منبع: راسخون
2

در سريال « چينگ فن شا» (زنبور سبز) به عنوان يک قهرمان و حامي، ايفاي نقش کرد و توانست قدرت ونيروي ووشو (کونگ فوي چيني) را به خوبي نشان دهد . بعد از اينکه ووشو در سراسر جهان يک دگرگوني همچون موج بوجود آورد ، در يکي از مجلات و انتشارات فيلم آمريکا چنين نوشته بود : بروسلي از کشوري کهن ، با فرهنگ غني وباستاني و پهناور آمده، مردم چين آداب ورسوم غني دارند ، ودر چشم غربيها اين کشور پر از رمز وراز است .
اجراي حرکات وتکنيک هاي کونگ فوي چيني توسط بروس لي واقعاً براي مردم شگفت انگيز بود .در سال 1967 او در هنگ کنگ در فيلم برادر بزرگ ( تانگ شان) نقش داشت و بار ديگر کونگ فو را به مردم جهان نشان داد. بسیاری از بازیگران مشهور هالیوود میخواستند از او فنون کونگ فو یاد بگیرند. استیو مککویین، جیمز کوبارن، لی ماروین از جمله کسانی بودند که با بروس آشنا شدند و از او مهارتهایی آموختند.
بروس لی بعد از بازی در چند سریال و فیلم مانند زنبور سبز٬ مارلو٬ لانگ استریت و .... در آمریکا تصمیم گرفت به هنگ گنگ بازگردد و برای هم میهنانش نیز چند فیلم بازی کند که بلافاصله با استقبال شرکتهای فیلم سازی روبه رو شد اول فیلم راهب کوهتانگ و توسط استدیو گلدن هاروست و کارگردانی «لو وی» کارگردان معروف چینی به ایفای نقش در فیلمهای رئیس بزرگ و مشت خشم پرداخت که این فیلمها رکورد فروش تمامی فیلمهای هنگ کنگی را شکست.
بروس در هالي وود آمريکا در سال 1971 با موفّقيّت عالي در فيلم خشم اژدها بازي کرد که در اين فيلم او خشن ترين و جدي ترين هنر پيشه ها بود . او با تکنيک هاي عالي و مبارزة شگفت انگيزش ، بار ديگر جيت کان دو را به نمايش گذاشت . علي الخصوص در اجراي ضربات وفنون نانچکو و نمايش دادن سه تکنيک برتر پا موفق بود و مردم از بازي او لذّت بردند .
او بعداز بازگشت از هنگ کنگ کتابی در زمینه مهارتهای کاراته نوشته بود. حرکاتی که او انجام میداد امروزه از آن حرکات الهام گرفته اند و در برنامه ریزی رباتها برای ساخت فیلمهای اکشن به کار میبرند. هیکلی مانند آرنولد شوارزینگر نداشت او با قدی متوسط و جثه ای استخوانی اما قوی و ورزشکار میتوانست مانند پروانه جست بزند و از سویی به سوی دیگر رود و در یک چشم به هم زدن رقیب خود را شکست دهد. او محبوب مردم بود و در آن زمان پیر و جوان در محافل از مهارتهای بروس صحبت میکردند. نوجوانان و جوانان لباسهایی با تصاویر بروس و اژدها به تن میکردند و در دعواهایشان از فنون او که در فیلمهای سینمایی دیده بودند به کار میبردند.
بعد از موفقیت بروس لی در هنگ کنگ هالیوود به سراغ بروس لی آمد و کمپانی برادران وارنر از وی خواست در فیلم «اژدها وارد میشود» به ایفای نقش بپردازد به همین دلیل بروس لی «بازی مرگ» را رها کرده و در «اژدها وارد میشود» که اولین فیلم جهانی وی به شمار میرفت به ایفای نقش پرداخت.
بعد از این فیلمها همه به این نتیجه رسیدند که بدون شک بروس لی برترین رزمی کار دنیاست. سپس بروس لی خود تصمیم گرفت فیلم بسازد بدین منظور در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «کنکورد» را دایر کرد .بعد ها خودش نمايش نامه مي نوشت و خودش هم بازي ميکرد . خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» یا <<بازگشت اژدها>> را به عهده گرفت.
به اين ترتيب فيلم راه اژدها را ساخت و بار ديگر قدرت نانچکو را به مردم نشان داد .
بروس لی در فیلم ورود اژدها لباس سنتی چینیها را به تن کرده بود و ۲۰۰ میلیون دلار به دست آورد.
او در اين فيلم با قهرمان کاراته جهان (چاک نوريس) مبارزه کرد که اين يک مبارزة شگفت انگيز بود . در سال 1973 وي با شرکت فيلم سازي برادران وارنر (حوانا هالي وود) همکاري نمود و در هنگ کنگ فيلم اژدها وارد مي شود را ساختند. اين آرزوي او که چند سال پيش قصد داشت فوق ستاره فيلم هاي هالي وود باشد با ساختن اين فيلم به حقيقت پيوست و او به بازيگر درجه يک جهان تبديل شد. این فیلم در هنگ کنگ مجدداً رکورد فروش فیلمهای قبلی بروس را شکست.
فيلم بازي با مرگ از شرکت توليد فيلم سکواويا (شي خو) آخرين فيلم بروس مي باشد(سال ۱۹۷۳). وي در هنگ کنگ براي ساختن ابن فيلم از تکنيک ها ، ضربات و صحنه هاي جالب و بسيار ديدني فيلم برداري مي کرد . البته قبلاً تصميم گرفته بود که بعضي از صحنه ها را در مناظر کرة جنوبي فيلم برداري کند ، امّا به علّت خستگي بيش از حد او اين تصميم اجرا نشد. وقتي که او دوباره سعي کرد تصميمش را عملي کرده و اين فيلم را تمام نمايد ناگهان اتّفاق ناگواري موجب مرگ او شد . براي احترام گذاشتن به وي و ياد بود اين ستارة بزرگ کونگ فوي چيني ـ بروسلي ـ در سال 1993 سازمانها و دانشکده هاي هنري شرکت فيلم سازي هالي وود آمريکا تابلويي درخشان و پر نور از پنج ستارة طلا و نقّاشي فيلمي که بروس در آن بازي کرده بود را در هالي وود نصب کردند.
ابداع سبک جیت کان دو
نامواره جیت کان دو. نویسه های چینی گرداگرد نماد تایجیتو میگوید: «از هیچ راه به عنوان راه استفاده نکن، هیچ محدودیتی را محدودیت ندان». پیکانها نمادگر جنبش بیپایان کیهان است.
جیت کان دو (به چینی: 截拳道) یکی از ورزشهای رزمی سرزمین چین است که توسط بروس لی پایه گذاری شد. بیشتر تکنیکهای جیت کان دو براساس هنر رزمی وینگ چون كونگفو طراحی شده است، چرا که بروس لی تمرینات کلاسیک رزمی خود را در هنگ کنگ زیر نظر استاد ییپ من استاد بزرگ این سبک انجام داده بود. فنون وینگ چون در جیت کان دو به شکلی تغییر یافته اند که کاربردی تر باشند و استفاده از سلاح های سرد نیز در آن بسیار گسترده تر است. بسیاری از ضربات و حركات سایر هنرهای رزمی به آن افزوده شده اند، به طوریكه برخی جیت كاندو را اولین رشته و الگوی ابتدايی هنرهای رزمی تركیبی میدانند.روش استفاده از سلاحهای سرد در جیت کان دو بر پایه هنرهای رزمی کالی و اسکریما است از همين رو این رشته جیت كان دو كالی اسكریما نیز نامیده میشود.
این رشته گاهی جان فان کونگ فو نیز نامیده میشود. جان فان حروف اول نام بروس لی در زبان چینی است. به همین جهت در سال ۲۰۰۴ بنیاد بروس لی نام رسمی این هنر رزمی را به جان فان جیت کان دو تغییر داد. بروسلي ،جيت کان دو را بر اساس تکنيک هاي ووشو و برخي سبک هاي خارجي بوجود آورد وبعد آن را به يک سبک مبارزه اي تبديل کرد . بنيان گذاشتن جيت کان دو روح انقلابي بروسلي را ظاهر مي کرد. او حرکات و تکنيک هايي را که در کونگ فوي چيني ( ووشو) برتر بود ، انتخاب مي کرد. وي از نظريات محافل ووشوي سنّتي تخطّي مي کرد واز تکنيکها وضربات متعلّق به رشته هاي ديگر که کاربرد خوبي داشت نيز استفاده مي نمود. حرکات اين سبک ، ساده وضربات آن کاربردي وتکنيک هايش خيلي شديد وخشن مي باشد. نتيجة کار بروسلي ، در جمع آوري سبک هاي ووشو در جيت کان دو ظاهر مي باشد . بروسلي مي گفت : از بي قانوني تا قانون ، از بي محدوديتي تا محدوديت که اين عالي ترين گوهر ايدئولوژي جيت کان دو است. در جيت کان دو، تکنيک وحرکات مخصوصي براي دست وپا وجود ندارد. جيت کان دوکار بايد در مبارزه ، با توجّه به حرکت وتکنيک هاي اجرايي حريف، حرکت وتکنيک خود را عوض کند ، تا بتواند حريفش را شکست دهد. مبارز ميتواند از هر محيط وشرايطي عبور کند و هيچ شرايط محيطي نمي تواند او را محدود کند . بنابراين کسي که جيت کان دو را به طور کامل آموزش ديده و با موفّقيّت تمام فنون اين سبک را ياد گرفته باشد ، مي تواند حريفش را به راحتي شکست دهد. اين حقيقت کاربرد و خلاصه ومعناي جيت کان دو است .
مراحل آموزشی
آموزش جیت کان دو در سه مرحله مقدماتی، متوسط و پیشرفته صورت میگیرد که هنرجویان آن را در ۱۰ مرحله طی میکنند تا به عنوان تکنسین ۱ که تقریباً شبیه دان ۱ است شناخته شوند.
در طول این مدت لباس آنها شامل شلوار سیاه و تی شرت است که رنگ تی شرت طی این مراحل تغییر میکند و با هر مرحله ای یک آرم «یین و یانگ» بر روی لباس او اضافه میشود. تعداد این آرمها درجه جیت کان دو کار را نشان میدهد. هنرجو پس از رسیدن به مرحله تکنسینی میتواند کت بروس لی را به تن کند.
تفاوتهای جیت کان دو و وینگ چون
یکی از تغییرهای اساسی که بروس لی در سیستم چی سائو وینگ چون انجام داد، شکل ایستادن هنگام انجام چی سائو بود. در وینگ چون پاها روبروی هم و به اندازه عرض شانه ها ازهم جدا میباشند، پاشنه ها به طرف بیرون و زانوها به طرف داخل قرار میگیرند. به نظر بروس لی این ایستادن باعث کندی و سنگینی حرکت بدن بود. برای همین در جیت کان دو، چی سائو با پای راست یا چپ جلو ایستاده و پاشنه پای عقب بالا انجام میشود. دیگر تغییر بروس لی روی فوک سائو بود که برخلاف وینگ چون تکنیکهای دست را با پشت دست، ساعد یا بند انگشتان که آنها را غیرطبیعی و موجب زخمی شدن فرد میدانست، انجام نمیداد و ضربات دست را به سبک بوکسورها اجرا میکرد.
ابداع سبک جیت کان دو
پس از سفر بروس لی از هنگ کنگ و عدم دسترسی به استاد ییپ من، او به فکر ایجاد روشی رزمی افتاد. ایده جیت کان دو در سال ۱۹۶۵ در ذهن بروس لی متولد شد.مبارزه با وان جک مان تأثیر بسزایی بر فلسفه مبارزه بروس لی گذاشت. با آن که بروس حریفش را به طرز فجیعی شکست داد، اما معتقد بود که آن مبارزه بیش تر از حد معمول طول کشیده و او نتوانسته است آنطور که انتظار دارد از تکنیکهای وینگ چون استفاده کند، بعلاوه او دیگر نمیتوانست به یادگیری و تکمیل هنر رزمی وینگ چون بپردازد چون فرسخها از استادش دور بود. او به سیستمی احتیاج داشت تا به شکوفایی هرچه بیشتر داشته هایش بپردازد. به همین خاطر با تاکید بر «کاربردی بودن، انعطاف پذیری، سرعت و کارآمدی» به توسعۀ سیستم جدیدی پرداخت. او شروع به استفاده از روشهای آموزشی متفاوتی کرد: بدنسازی برای افزایش قدرت، دویدن برای افزایش استقامت، تمرینات کششی برای انعطاف پذیری و بسیاری از روشهای دیگر که او دائماً در حال منطبق کردن با سیستمش بود.
لی بر آنچه که «روش بی روشی» مینامید بسیار تاکید داشت. ایدهای که بیانگر رهایی از روشهای فرمالیته -همان سبکهای سنتی- بود. بروس لی احساس میکرد سیستمی که او «جان فان کونگ فو» (آموخته های بروس لی از هنرهای رزمی) نامیده است، محدود کننده است و به همین خاطر آن را به آنچه که با نام جیت کان دو توصیفش کرد، تغییر شکل داد. نامی که بعدها از مطرح کردن آن اظهار پشیمانی کرد چون از نام جیت کان دو نیز ویژگیهای خاصی برداشت میشد که هر سبکی به نوبه خود ادعا میکند، درحالیکه ایدۀ هنر رزمی او خروج از هر گونه عوامل محدود کننده بود.
مرگ
بروس لی در در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ با مرگ ناگهانی و مشکوک در هنگ کنگ بدرود حیات گفت.
مرگ بروس لی رازی است که بر همگان پوشیده بود. هر کسی درباره مرگ بروس لی جوان عقیده ای داشت.
شایعات پیش از مرگ او
بروس لی در سال ۱۹۷۳ در سن ۳۳ سالگی از دنیا رفت. او ۳۲ سال داشت که شایعه شد در آپارتمانش در هنگکنگ خوابیده بوده و ناگهان مورد اصابت گلوله ای قرار میگیرد. بروس لی این طور اظهار داشت. یک روز از سوی معتبرترین روزنامه هنگکنگ به منزلم تلفن زده شد گوشی را برداشتم. خبرنگار روزنامه گفت میخواستم ببینم واقعاً بروس لی زنده است؟ من هم گفتم پس تو با چه کسی حرف میزنی؟ بله من زنده ام. من بروس لی هستم! اما وقتی بروس لی واقعاً مرد، شایعه ها این طور پخش شد که بروس لی در هنگ کنگ به باج گیرها پول نپرداخته و توسط آنان ترور شد. بسیاری از چینیها معتقد بودند که بروس هنگام تمرین یکی از فیلمهایش مورد سوء قصد قرار گرفته است. در صحنه ای که قرار بوده با یک اسلحه قلابی به سوی بروس لی شلیک شود، اسلحه پر از گلوله بوده و بروس لی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته شده است. عده ای میگفتند هنگام تمرین استادش عصبانی شده و ضربه ای به سرش زده و او ضربه مغزی شده است. اما حقیقت چنین نبود. حال به تفصیل موقعیت زمان قبل از مرگ بروس لی را بازگو میکنیم:
مرگ او
بروس لی به تومور مغزی دچار شده بود و هنگامیکه میخواسته برای تمرین فیلم بازی مرگ برود بیهوش شده و تلاش پزشکان بی نتیجه بود و تیم پزشکی بروس لی ۵ دلیل برای مرگ نابهنگام او ارائه دادند. یکی از دلایل اصلی مرگ زودرس بروس لی، تورم و رشد یک غده در مغز او بود. به گفته همسرش لیندا، بروس با تهیه کننده فیلم ریموندجو در ساعت ۲ بعدازظهر قرار داشت. آن دو در مورد ساخت فیلم بازی مرگ با یکدیگر مشورت کردند و تا ساعت ۴ بعدازظهر با هم صحبت کردند و بعد به خانه بتی تینگچی بازیگر تایوانی الاصل که نقش اصلی زن فیلم بازی مرگ را داشت رفتند. بعد از ساعتی چو آنجا را ترک میکند و بروس و بتی با هم شام میخورند. در آنجا بروس احساس سردرد میکند و بتی یک قرص Eguagesicآسپرین قوی) به او میدهد. حدود ساعت ۷ شب بروس به خواب میرود. چو به خانه بتی تلفن میزند تا با بروس حرف بزند اما بتی میگوید بروس به خواب عمیقی رفته و نمیتواند او را بیدار کند. بلافاصله او را به بیمارستان میرسانند. پزشکان به معاینه دقیق میپردازند. او به کما رفته بود بعد از مدت کوتاهی نیز حتی نفس هم نمیکشید. پزشکان متوجه شدند که مغزش تورم دارد. وزن مغز او از ۱۴۰۰ به ۱۵۷۵ گرم رسیده بود. هیچ یک از رگهای خونی بسته یا پاره نشده بود. تمام اعضا و جوارح بدن مورد معاینه قرار گرفته و کالبد شکافی شد. در معده اش همان قرص آسپرین قوی بود که بتی به او داده بود. علاوه بر این چند دانه شاهدانه در معده اش یافت شد که مشخص نشد این شاهدانه ها را از دست چه کسی خورده است. عده ای از پزشکان معتقد بودند که شاهدانه ها به زهر آغشته شده بود و همین امر سبب مرگ وی شده است. اما پزشک اصلی او معتقد بود که به دلیل خوردن آسپرین قوی، تومور فعال شده و مرگش فرا رسیده بود. در واقع چنین فردی با داشتن تومور مغزی نباید چنین آسپرینی مصرف میکرد. همسرش لیندا میگفت: او هیچ گاه دوست نداشت عمر طولانی داشته باشد. زیرا او نمیتوانست تحمل کند که قدرت بدنیش با کهولت سن روز به روز تحلیل رود. بروس لی میگفت اگر من باید فردا بمیرم هیچ شکایتی ندارم. من به آرزوهایم دست یافته ام و در دنیا آنچه را که میخواستم انجام داده ام. از زندگی انتظار بیشتری ندارم.
قبر او در سیاتل آمریکا در خیابان گارفیلد میباشد.
خانه بروس لی در هنگ کنگ
این خانه كه آخرین محل زندگی بروس لی است، یك ساختمان دو طبقه است كه حدود 460 مترمربع زیربنا دارد. مالك فعلی این خانه، آن را در دهه 60 میلادی به مبلغ 109 هزار دلار خریده، این درحالی است كه ارزش این خانه اكنون حدود یكصد میلیون دلار برآورد میشود.
تنديس «بروس لي»
دولت هنگكنگ به مناسبت شصت و پنحمين سالروز تولد «بروس لي»، قهرمان كونگفو و هنرپيشه سينماي هنگكنگ، از تنديس برنزي او پرده برداري كرد.
تنديس «بروس لي» توسط «كائو چونگن»، مجسمه ساز چيني و سازنده مجسمه «دنگ شيائوپينگ»، رهبر سابق چين ساخته شده است.
مجسمه بروس لی در هنگ کنگ
گفتني است: ساخت مجسمه «لي» حدود 154 هزار و 460 دلار هزينه در بر داشته استŸ.
پایان

۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

بروس لی اسطوره ی قرن بیست


شماره 119/ چهارشنبه 21 حمل 1392/ 10 اپریل 2013
تهیه کننده: محمود کریمی
منبع: راسخون

شاید جوانان و نوجوانان امروز تنها نامی از بروس لی شنیده اند. اما همه جوانان قدیمی حدود ۳۰ الی ۴۰ سال پیش بروس لی را میشناسند. در آن زمان تعداد اکشن منها و فیلمهای زد و خوردی مانند امروز زیاد و متعدد نبود. بروس لی یکی از کسانی بود که در آن زمان محبوبیت خاصی میان همه مردم داشت. فردی که دستهایش مانند تیغ عمل میکرد و در کاراته بازی شهرتی جهانی یافته بود. در آن دوران اکثر جوانان به ویژه پسرها اتاقهای خود را با عکسهایی از بروس لی تزئین میکردند. بروس لی (۲۷ نوامبر ۱۹۴۰، ۲۰ جولای ۱۹۷۳)استاد هنرهای رزمی، بازیگر فیلمهای رزمی، فیلسوف و بنیانگذار سبک جیت کوان دو (Jeet Kune Do) است. او به عنوان تاثیر گذار ترین رزمی کار قرن بیستم و نماد فرهنگی (cultural icon) شناخته شده است. او همچنین پدر دو بازیگر به نام های براندون لی (Brandon Lee) و شانون لی (Shannon Lee) بود.
لی در سانفرانسیسکو در کالیفرنیا به دنیا آمد و تا اواخر نوجوانی در هنگ کنگ بزرگ شد. فیلم های تولید هالیوود که او در هنگ کنگ موجب ارتقای سطح فیلم های رزمی هنگ کنگ شده بود و تحسین عامه را برانگیخت و موجی از علاقه مندی به فیلم های هنرهای رزمی چینی را در جهان غرب به وجود آورد. کارگردانی و جو فیلم های او ،هنر های رزمی را در هنگ کنگ و بقیه جهان تغییر داد.
لی به یک چهره نمادین تبدیل شد به خصوص برای چینی ها، زیرا در فیلم هایش به عنوان افتخار ملی برای چین و ملیگرایی چینی ظاهر شد. او در ابتدای امر به یادگیری هنر های رزمی چینی (کونگ فو) مخصوصا وینگ چون پرداخت.
اکنون میخواهیم زندگی کاراته باز چند دهه پیش را برایتان بازگو نماییم. هم چنین درباره مرگ مشکوک او مطالبی بیان کنیم.
تولد
بروس لی در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ ساعت اژدها بین ساعت 7 تا 9 صبح در سال اژدها (Year of the Dragon) طبق تقویم طالعبینی چینی در یک بیمارستان چینی در چیناتون سانفرانسیسکو (San Francisco’s Chinatownبه دنیا آمد. پدرش لی هو چون (Lee Hoi-Chuen) (李海泉) چینی بود . پدرش خواننده اپرای چینیها بود. مادر کاتولیکش گریس هو (Grace Ho) یک چینی آلمانی تبار بود. نام اصلي فوق ستارة سينما « لي جون فان » بود. ولي بعد ها در ادارة ثبت احوال اسم بروسلي را به عنوان نام هنري براي خود انتخاب کرد . اعضاي خانوادة بروسلي هفت نفر بودند . نام خواهر بزرگ بروس «اگنس» ، خواهر کوچکش«فيبي»، برادر بزرگش «لي جون شن» و برادر کوچکش «لي جون خوي» مي باشد.
وقتی بروس لی سه ماه داشت والدینش به هنگ کنگ برگشتند. در مورد تابعیت او اختلاف وجود دارد شاید آمریکایی بود شاید چینی بود و شاید هم بریتیش سابجکت (British subject) بود (زیرا اهالی هنگ کنگ در زمان او بریتیش سابجکت بودند)
نام کوچک کانتونی (Cantonese) بروس لی، جان فان (Jun Fan) بود. وقتی بروس لی متولد شد، نام انگلیسی بروس (Bruce) به نظر میرسد توسط پزشک خدمتکار بیمارستان، دکتر ماری گلاور (Mary Gloverو بعضاً گفته می شود که پرستار بود) برروی بروس لی گذاشته شد. اگرچه خانم لی در بدایت امر چندان به فکر گذاشتن اسم انگلیسی روی نوزادش نبود ولی این نام را متناسب انگاشت و با نام دکتر گلاور موافقت کرد. به هر حال نام انگلیسی او هرگز به همراه نام فامیلی او استفاده نشد تا این که در یک دبستان که یکی از بخش های کالج لاسال (La Salle College) (یک دبیرستان در هنگ کنگ) بود در 10 یا 12 سالگی ثبت نام کرد. و بعدا در دبستانی دیگر. (کالج فرانسیس خاویر در کولون) (St. Francis Xavier’s College in Kowloon) که در آنجا لی به نماینده تیم بوکس در مسابقات بین مدارس می شود.
آغاز کار و ورود به هنرهای رزمی
اولین آشنایی بروس با هنرهای رزمی توسط پدرش - لی هوی چون- صورت گرفت. او در ابتدا مهارتهای پایهای در سبک تای چی را از پدرش فرا گرفت. اما او قبل از این که نزد استاد برود خودش کاراته کار میکرد. ولی تحت نظر استادان با تجربه در کاراته بسیار خبره شد.سی فوی بروس لی یعنی استاد بزرگ وینگ چون - ییپ من - همکار و دوست پدر او بود. بروس از سن ۱۳ تا ۱۸ سالگی تحت تعلیم استاد هنگ کنگی خویش ییپ من بود. مانند اکثر مدارس هنرهای رزمی چینی در آن زمان، کلاسهای سی فو ییپ من توسط شاگردان ارشد و درجه بالا اداره میشد. یکی از شاگردان ارشد ییپ من «وانگ شون لئونگ» بود. بر طبق گفته ها او بیشترین تأثیر را بر کونگ فوی وینگ چونِ بروس لی داشته است. پس از اینکه تعدادی از شاگردان پپپ من به دلیل بعضی آداب و رسومات چینی از آموزش به بروس لی خودداری کردند، ییپ من به طور خصوصی شروع به آموزش بروس لی کرد. بروس همچنین بوکس غربی را نیز یاد گرفت و مسابقه فینال قهرمانی بوکس در سال ۱۹۵۸ را با ناک اوت کردن «گری الم» که قهرمان سه بارۀ مسابقات بود، در راند سوم به پایان رساند. قبل از مسابقۀ نهایی بروس سه حریف قبلی اش را مستقیماً در همان راند اول ناک اوت کرده بود. بعلاوه بروس تکنیکهای شمشیرزنی غربی را از برادرش «پیتر لی»- که قهرمان شمشیرزنی در زمان خودش بود- یاد گرفت.
ورود به آمریکا
بروس لی در سن ۱۹ سالگی به منظور ادامه تحصیل و تنها با ۱۰۰ دلار با کشتی وارد ایالات متحده آمریکا شده و در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد. سپس در دانشگاه واشنگتن در رشته فلسفه مشغول به تحصیل شد.
ازدواج
او در دانشگاه با لیندا آشنا شد و ازدواج کرد. حاصل ازدواجشان یک پسر بود که از لحاظ قیافه مانند چینیها شبیه پدرش و از لحاظ رنگ پوست و مو مانند غربیها که شبیه مادرش بود. نامش را براندون نهادند. در واقع ترکیبی از دو نژاد چینی و غربی بود.
آموزش کونگ فو به غیر چینیها
بروس لی در ابتدای ورودش به آمریکا و برای تامین هزینه تحصیلش ناگزیر در رستوران کار میکرد اما چون احساس میکرد این کار در شان وی نیست این کار را رها کرده و تصمیم به آموزش کونگ فو گرفت و با استقبال فراوان دوستانش مواجه شد. بسیاری از دانشجویان جاپانی در سیاتل سعی داشتند که با بروس مبارزه کنند و او را از پای در آورند. اما در بیشتر مبارزات بروس برنده نهایی بود.
جان فان کونگ فو
بروس لی آموزش هنرهای رزمی در آمریکا را از سال ۱۹۵۵ شروع کرد.در آغاز کار او وینگ چون آموزش میداد. هنری که بر پایه برداشتها و آموخته هایش در هنگ کنگ بود. جان فان کونگ فو (که معنای لغوی آن کونگ فوی بروس لی است.)در واقع نامی بود که بروس لی بر روی هنر رزمی خودش گذاشته بود، که اساساً روش تعدیل یافته او در وینگ چون بود. اولین شاگرد بروس یک جودو کار به نام «جس گلاور» بود که بعدها دستیار او شد. قبل از نقل مکان به کالیفرنیا، لی اولین مدرسهَ هنرهای رزمی اش را در سیاتل با نام «موسسۀ جان فان کونگ فوی لی»را افتتاح کرد. لی همچنین روش لگد زنی اش، که شامل لگد مستقیم وینگ چون و لگد قدرتی کونگ فوی شائولین شمالی میشد را ارتقا بخشید. اما بعد از مدتی با مخالفت چینیهای مقیم آمریکا مواجه گشت و آنها از وی خواستند دست از آموزش به خارجیها بر دارد اما بروس لی در تصمیمش مصمم بود و آنها برای تعطیل کردن باشگاه وی مبارزی ماهر به نام «وان جک مان» را به منظور مبارزه با بروس لی فرستادند که در این مبارزه وانگ به سختی شکست خورد و دندانهای جلویش را از دست داد.
اجرای چند حرکت نمایشی و مقدمه ای بر مطرح شدن بروس لی در ایالات متحده
بروس لی بعد از آموزش تصمیم به شرکت در مسابقات کاراته و نشان دادن تواناییهای خود در هنرهای رزمی گرفت. بدین منظور در سال ۱۹۶۴ در میدان ورزشی لانگ بیچ با اجرای چند حرکت نمایشی با سرعت و قدرتی خیره کننده نامش بر سر زبانها افتاد.
ورود به سینما
پدر بروس لی، هوی چون ،یک ستاره مشهور اپرای کانتونیایی بود. لذا بروس لی از طریق پدرش در سینما مطرح شد. او در همان دوران کودکی به بازیگری علاقه زیادی داشت و کاراته را در آن زمان آموخت. وقتی کودک بود در حالی که خیلی کوچک بود در چند فیلم سیاه و سفید کوتاه بازی کرد.
بروس نه فقط در کونگ فو عالي بود ، بلکه استعداد خيلي خوبي هم در نمايش داشت. او تقريباً در يک سالگي در فيلم « جينگ مانگ نيو»(دختر شهر دروازه طلايي)نقش داشت ودر شش سالگي در فيلم هاي « سرگذشت يک پسر بچه»و«اژدهاي کوچک» و در دوران جواني نيز در فيلم « ژن هاي گوهم » بازي نمود که مورد استقبال مردم واقع شد .او در اين فيلم، فنون و تکنيک هاي برتر زيادي از کونگ فوي چيني را به نمايش گذاشت و به همين علّت بود که وي در زمينة فيلم مشهور شد و ستارة کودکي نام گرفت. وقتی که او 18 سال داشت 12 فیلم بازی کرده بود.
در سال 1966 بعد از نمایش لانگ بیچ یک کارگردان که اتفاقاً در سالن حضور داشت به ملاقات بروس لی رفت و از وی خواست در سریال «زنبور سبز» به ایفای نقش بپردازد و بروس هم پذیرفت و این مقدمه ای شد برای ورود بروس لی به سینما.Ÿ
بقیه در آینده

۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه

اخ بار!


شماره 118/ چهارشنبه 14 حمل 1392/ 3 اپریل 2013
کوه بچه
بی خبر شو که خبرهاست در این بی خبری
ماجراي كام اير به كجا كشيد؟
در حاليكه قبلاً ادعاي قاچاق مواد مخدر بر شركت كام اير از طرف نظاميان امريكا وارد شد که گويا از طريق طيارات كام اير مواد مخدر از افغانستان به تاجكستان قاچاق مي شود با عكس العمل دسته جمعي وزارتخانه ها و مقامات بلند پايه ي دولت افغانستان اين مسأله ظاهراً به طاق نسيان گذاشته شد. مردم مي پرسند كه چرا نتيجه ي بررسي ها در اين زمينه افشأ نميشود كه پاي كدام مقامات در اين ماجرا دخيل بوده؟ و اگر واقعيت نداشته دلايل طرح آن چيست؟
***
خبر افشاي ليست غاصبين زمين از تیتر رسانه ها افتاد
نشر خبر افشاي ليست غاصبين زمين در رسانه ها چون بمب در ميان مردم انفجار كرده اين اميدواري را به وجود آورد كه شايد مرحله ي تطبيق قانون در كشور فرا رسيده باشد، اما خاموشي نا گهاني اين ماجرا بار ديگر باعث مأيوسيت مردم شد و مُهر سكوت نهادن رسانه ها بر لب اين ضرب المثل را بر سر زبانها انداخت كه «در شهر ما قانون تار عنكبوتيست كه ضعيف را ميگيرد و زورمند آنرا لگد مال و پاره مي كند».
***
خموشانه گذشتن از کنار روز جهانی آب
خاموش گذشتن از روز بين المللي آب نزد همگان اين سوال را ايجاد مي كند كه آيا واقعاً مسوولان مملكت از چنين روزي در تقويم جهاني آگاهي دارند يا نه؟
روز بين المللي آب 23 مارچ سال روان با شعار «آب براي همگان با همكاري هاي بين المللي» در سراسر جهان تجليل شد، ولي در افغانستان كه مردم به قلت آب پاك دچار اند، درياهايش به كشور هاي همسايه مي ريزد و اراضي آن بكر و باير اند از اين روز دولتمردان بي سر و صدا گذشتند و يا اگر محفلي هم در تالاري گرفتند، صداي آن طنين سراسري نداشت و از درد هاي كم آبي و مشكلات نبود آب پاك و امراض و اعراض ناشي از آن حكايت نكرد. به بهانه ی تجلیل از این روز باید تکانه ی جدی در ارکان سازماندهی عرصه ی آبیاری کشور به وجود می آمد و راهکار ها و وظایف جدیدی بخاطر رسانیدن آب پاک به مردم و آبیاری زمین های بکر و بایر فورمول بندی می شد.
***
روز جهاني شعر از ياد مقامات رفت
روز 21 مارچ از طرف يونسكو به عنوان روز جهاني شعر مسما گرديده كه متأسفانه در افغانستان هيچ كانون و مركز فرهنگي، اجتماعي و مدني از آن بزرگداشت نكرد. تنها بنياد آرمانشهر آنهم چند روز بعد از روز جهاني شعر از امكان تدوير محفلي در اين زمينه به سلسله نشست هاي هميشگي خود خبر داد.
یاد فراموشی مسوولان عرصه ی فرهنگی و نهاد های مدنی از روز جهانی شعر این نگرانی را نزد روشنفکران ایجاد می نماید که مبادا مسأله ی پرداختن به شعر و هنر و ادبیات از اولویت های کاری حکومت کنار گذاشته شده باشد. وردوج اولين آزمون دفاع مستقلانه
در حاليكه مقامات دولت افغانستان از توانايي دفاع مستقلانه صحبت ميكنند و رييس جمهور اطمينان ميدهد كه نيرو هاي دولت افغانستان توانايي دفاع مستقلانه پس از خروج نيروهاي بين المللي را دارند هنوز همه ي نيروهاي بين المللي از افغانستان خارج نشده با تصرف ولسوالي وردوج بدخشان توسط طالبان نيروهاي آلماني بخاطر دفاع از آن ولسوالي فرستاده شدند.
اين واقعه نشان ميدهد كه هنوز محاسبات نظامي از وضعيت سراسر كشور پس از خروج نيروهاي بين المللي به دقت صورت نميگيرد و احساسات بر واقعبینی غلبه دارد.Ÿ

۱۳۹۲ فروردین ۷, چهارشنبه

روز جهانی نوروز در مسیر اساطیری زمان


شماره 117/چهارشنبه 7 حمل 1392/ 27 مارچ 2013

تتبع و نگارش: محمد داود سیاووش
Kapisa3
عنعنه باستاني نوروز از باستان تا الان از كرانه هاي باختر تا اقصاي خاور به شيوه هاي گوناگون و هر چند رنگينه و بوقلمون اما در اصل با مفهوم واحد و همگون رقم خورده است.
منشأ پيدايش نوروز به درستي معلوم نيست، اما قدمت اين روز را حد اقل سه هزار ساله قلمداد ميكنند كه قديمترين آيين ملي در جهان به شمار مي رود. در برخي از متون از جمله شاهنامه فردوسي و تاريخ طبري جمشيد و در برخي كيومرث به عنوان پايه گذار نوروز معرفي شده است.
به روايت شاهنامه جمشيد در حال گذشتن از آذربايجان دستور داد در آنجا تختي براي او بگذارند و خودش با تاجي زرين بر تخت نشست. با تابیدن نور خورشيد بر تاج زرين او جهان منور شد و مردم شادماني كرده آنروز را نوروز ناميدند.
ژنده بالا2
برخي روايات تاريخي آغاز نوروز را به بابليان نسبت ميدهد و در بعضي روايات از زردشت به عنوان بنيانگذار نوروز نامبرده شده. تجليل از نوروز در فرهنگ هاي مختلف به شگرد هاي متفاوت اما در اصل واحد صورت ميگیرد كه شمه يي از آن را به توجه خوانندگان ميرسانم:
نوروز در آذربايجان:
در آذربايجان از نوروز به عنوان عيد رسمي و ملي تجليل به عمل مي آيد و باري دولت به مناسبت نوروز 8 روز تعطيل رسمي اعلام كرد. در باره ي پيدايش نوروز در آذربايجان اسطوره ها و افسانه هاي گوناگون نقل شده. در يكي از روايات آمده كه: سياووش پسر كيكاووس نزد افراسياب رفت و تا آن حد مورد تفقد و پذيرايي و نوازش وي قرار گرفت كه افراسياب دخترش را به عقد وي در آورد. سياووش به پاس استقبال گرم از وی در ديار افراسياب ديوار بخارا را بنا نهاد، ولي دشمنان ميانه ي سياووش و افراسياب را طوري بر هم زدند كه افراسياب تصميم به قتل سياووش گرفت و پس از كشتن سياووش دستور داد جنازه اش را روي كنگره هاي ديوار بخارا قرار دهند. زردشتيان جسد وي را برداشته و در قدمگاه دروازه ي شرقي دفن كردند و مرثيه هاي بسياري در وصف سياووش و مرگش سرودند و در همين مرثيه ها روز دفن سياووش را نوروز ناميدند.
مردم آذربايجان پس از پايان چله خود را براي استقبال نوروز آماده ميكنند و از آن به عنوان عيد صلح، دوستي، وحدت و يكپارچه گي تجليل به عمل مي آورند.
نوروز در تاجكستان:
نوروز براي مردم تاجكستان به ويژه بدخشانيان آن سرزمين به مفهوم جشن ملي نياكان است كه براي سه روز آنرا بر گزار ميكنند. آنها از اين روز به عنوان رمز دوستي و زنده شدن كل موجودات ياد ميكنند و بنام «خيدير ايام» يعني جشن بزرگ معروف است. پيش از فرا رسيدن نوروز كودكان تاجكستان با برگزاري مراسم «گل گرداني» پيغام نوروز را به ديگران مي رسانند. اين مراسم يك هفته قبل از نوروز صورت ميگيرد. كودكان به خانه هاي مردم رفته با قرائت شعر هاي فارسي فصل بهار را به آنان شادباش ميگويند و در پاسخ صاحبان خانه ها به آنها مقداري گندم، نخود، نسك و يا شيريني اهدا ميكنند. كودكان اين مواد عيدي را به خانه يكي از دوستان مي برند و صاحب خانه برايشان غذاي نوروزي آماده مي كند. «آتش پرك»، «جفت براران»، «گل گشت»، برگزاري مراسم فرهنگي و كشتي گيري محلي از ساير برنامه هاي تاجكان در گراميداشت از نوروز ميباشد. مردم تاجكستان در ايام نوروز خانه تكاني مي كنند و پس از طلوع كامل خورشيد هر خانواده ميكوشد وسايل خانه را زودتر به برون آورده و يك پارچه قرمز را بالاي دروازه ي ورودي بياويزد. يكي از غذا هاي معروف تاجكستان در نوروز «باج» نام دارد كه در اين غذا كله پاچه ي گوسفند را با گندم پخته به ميهمانان پيشكش ميكنند.
نوروز در قزاقستان:
مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاري دانسته به اين باور اند كه در اين روز ستاره هاي آسمان به نقطه ي ابتدايي ميرسند و همه جا تازه ميشود. در شب سال تحويل تا شب «قزير» صاحب خانه دو عدد شمع در بالاي خانه اش روشن كرده خانه تكاني مينمايد. مردم قزاق به اين باور اند كه پاك و تميز بودن خانه در آغاز سال نو باعث مي شود كه افراد خانه دچار بيماري و بدبختي نشوند. در شب نوروز دختران روستايي قزاق با آخرين گوشت باقيمانده از اسپ كه «سوقيم» نام دارد غذايي بنام «اويقي آشار» همراه با «آويز» مي پزند. در عيد نوروز جوانان يك اسپ سركش را زين كرده و عروسكي كه ساخته ي دست خودشان است را با آويختن زنگوله بر گردنش ساعت سه قبل از ظهر كه ساعت معيني از شب قزير است رها ميكنند تا مردم را به صداي زنگوله بيدار كند. عروسك در واقع نمادي از سال نو است كه آمدن خود را سوار بر اسپ به آگاهي همگان مي رساند. پختن غذايي بنام «نوروز گوژه» آش كه تهيه ي آن بمعناي خدا حافظي با زمستان و غذاهاي زمستاني ميباشد جزء آيين اين سرزمين است. اگر در نوروز باران يا برف ببارد قزاق ها آن را به فال نيك گرفته معتقدند سال خوبي خواهد بود. معروف ترين مسابقه ي نوروزي در قزاقستان «قولتوزاق» نام دارد كه بين گروه هاي مرد ها و زن ها برگزار مي شود، اگر برنده زن ها باشند قزاق ها آن سال را سال بركت و اگر برنده مرد ها باشند سال نا مساعد مي خوانند. «كوكپاد»، «آواردار يساق»، «قيزقوو» و «آلتي باقان» از انواع ديگر بازي هاي نوروزي در قزاقستان ميباشد. در عصر نوروز قزاق ها مسابقه ي «آيتيس» را برگزار ميكنند كه در واقع مشاعره ميباشد.
نوروز در تركمنستان:
در تركمنستان دو بار در سال نوروز جشن گرفته ميشود. يكي به تائيد سازمان ملل به عنوان جشن نوروز شناخته ميشود و ديگري عيد نوروز به عنوان احياء دوباره آداب و رسوم ديرينه مردم تركمنستان. به عقيده ي مردم تركمنستان جمشيد هنگامي كه به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميد. در تركمنستان نوروز به عنوان جشن ملي به رسميت شناخته شده. مردم تركمنستان از نوروز با پختن غذا هاي معروف مانند «نوروز كجه»، «نوروز بامه»، «سمني»، «سمنو» و اجراي بازي هاي مختلف تجليل ميكنند كه مسابقات اسپ دواني، كشتي گيري و پرش از مشهور ترين آنهاست.
نوروز در قرغيزستان:
عيد نوروز در قرغيزستان تنها يكروز آنهم در روز اول يا دوم حمل تجليل ميشود. اگر حوت 29 روز باشد در اول حمل و اگر 30 روز باشد در روز دوم آن برگزار ميگردد. مراسم اين جشن ها را در شهر ها دولت و در روستا ها بزرگان و ريش سفيدان برگزار ميكنند. در قرغيزستان در اين روز غذاهاي معروف نوروزي چون «بش بارماق»، «مونتبرسگ» و «كادما» پخته ميشود و بطور رايگان به مردم توزيع ميگرد. از مشهورترين مسابقات نوروزي قرغيزستان سوار كاري ميباشد.
نوروز در ازبكستان:
مردم ازبكستان روز اول حمل را به عنوان عيد نوروز جشن ميگيرند. نوروز در ازبكستان از خانه تكاني آغاز ميگردد و در بعضي جا ها مردم طبق، بشقاب، كوزه و كاسه ي شكسته ي خود را دور انداخته ديگ ها را پر از آب باران حمل ميكنند. مردم در نوروز از شيره ي گندم سمنك مي پزند. در ازبكستان مردم نوروز را با عبور لك لك ها در آسمان تشخيص ميدهند و بعضي ها فال ميگيرند و پيشگويي ها ميكنند. دختران در اين روز قفل ها را به اشخاص داراي چندين فرزند ميدهند، زن هاي بي اولاد براي حامله شدن بر لب آب روان مي نشينند و كلوخ بر آب مي اندازند. از مسابقات نوروزي ازبكستان بزكشي و كشتي گيري را ميتوان نام برد.
نوروز در پاكستان:
در پاكستان نوروز را «عالم افروز» يعني روز تازه رسيده مي نامند. اين تقويم را در پاكستان جنتري ميگويند. در ايام نوروز قرائت اشعار نوروزي به زبان هاي اردو، دري و عربي در اين كشور مرسوم است.
نوروز در تركيه:
مردم عثماني كه تركيه ي امروز بخشي از آن امپراطوري به شمار ميرود عيد نوروز را به عنوان يكي از معدود ايام جشن ميگرفتند. در اين روز حكيم باشي، معجون مخصوصي كه «نوروزيه» ناميده ميشد به پادشاهان و درباريان تهيه مينمود كه اين معجون از چهار نوع ماده ي مخصوص تركيب ميشد و باعث شفاء بيماري ها و افزايش قدرت بدني انسان ميگرديد. نوروز تا نخستين سالهاي تشكيل جمهوري تركيه در ميان تركان اين كشور بر گزار ميشد، اما بتدريج اين مراسم اهميت پيشين خود را از دست داد تا اينكه در چند سال اخير بار ديگر دولت تركيه علاقمندي خود را به برگزاري اين روز با جشن ملي خواندن آن اعلام كرد. اكنون نوروز به عنوان عيد ملي به دانش آموزان تركيه معرفي ميشود. از ويژگي هاي تجليل نوروز در تركيه، نواختن پر سر و صداي سرنا و دهل و ايراد سخنراني هاي آتشين در كنار كپه هاي آتش ميباشد. پختن شيريني هاي خانه گي و غذا هاي خاص نوروزي نيز از ويژگي هاي مراسم نوروز در تركيه به شمار مي رود.
نوروز در عراق:
در عراق به مناسبت جشن نوروز 5 روز تعطيل رسمي اعلام شده. كرد هاي عراقي در نوروز به خانه ي كساني مي روند كه در طول سال عزيزان شان را از دست داده اند. اقوام ايزدي يا يزيدي عراق كه در شمال آن كشور سكونت دارند نيز از نوروز تجليل ميكنند.
نوروز در زنگبار:
به گفته ي خانم پرويز در زنگبار از صبح نوروز به پختن غذا شروع ميكنند. خويشاوندان همه در خانه ي يكي از ساكنان محل جمع ميشوند و باهم غذا ميخورند. براي عيد نوروز غذاي مخصوصي مي پزند كه آنرا «وارميسلي» مي نامند و در نوروز پختن شيريني و مرغ نيز مرسوم است.
نوروز در مصر:
جشن نوروز را قبطيان مصر هر سال در روز اول پاييز برگزار ميكنند كه روز اول آغاز سال در تقويم قبطيان است. قبطيان اين روز را بنام «نيروز» ياد ميكنند و به عربي آنرا «النيروز» مي گويند. نوروز مصري (قبطي) هر سال به آغاز فصل زراعي و زمانيكه رود نيل طغيان كرده زمين هاي اطراف خود را سيراب ميكند آغاز ميشود. روز اول ماه «توت» كه يكي از ماه هاي مصر باستان است روز نخست «نيروز» قبطيان محسوب مي شود. مردم مصر در نوروز آتش مي افروزند، بر يكديگر آب مي پاشند، به كارمندان دولت و خانواده هايشان لباس و پوشاك داده مي شود و مردم به همديگر هديه ميدهند. مقرضي مي گويد مردم مصر در مراسم نوروز از ميان خود مردي را بنام مير نوروز انتخاب ميكردند و او صورت خود را با آرد و يا ذغال مي پوشاند، سوار بر الاغ مي شد و جامه ي قرمز به تن كرده در كوچه و بازار ميگشت، اين مير نوروز از مردم طلب عيدي ميكرد و مانند مأمور ماليات دفتر مخصوصي در دست داشت. در صورت عدم دريافت پول و عيدي به صورت مردم آب مي پاشيد.
نوروز در ايران:
شايد پر شور ترين جشن نوروز در ميان همه ي ملل در ايران تجليل شود.
در ايران 10 يا 15 روز قبل از فرارسيدن نوروز سبز كردن گندم، عدس، سبزه، تيزك در خانه ها صورت ميگيرد. يكي دو هفته پيش از نوروز خانه تكاني با رفت و روب انجام ميگيرد و در مراحل بعدي تخم مرغ رنگ كردن صورت ميگيرد. براي تحويل سال همه اعضاي فاميل در يك اتاق سر سفره مي نشينند. پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن مي گذارند و بعد هفت سين را مي گذارند. هفت سين عبات است از: سمارق، سير، سنجد، سمنو، سكه، سركه و سبزي. در شيراز علاوه بر هفت سين هفت ميم را هم در سفره مي گذارند كه هفت ميم عبارتند از: مدني، مرغ، ماهي، ميگو، مسقطي، ماست و مويز بعلاوه ي كنگر، عسل، خرما، كره، پنير، كاهو، تخم مرغ رنگي. موقع تحويل سال همه ي اهل خانه با لباس نو بر سفره مي نشينند. اسپند دود ميكنند، از بامداد نوروز بازديد ها آغاز مي شود و رسم آنست كه به ديدار كسي كه از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد مي روند و تبريكي مي گويند و او هم عيدي كه شامل سكه يا پول است به آنها مي دهد. بعضي از محاسن سفيدان صبح عيد نوروز يك بشقاب گندم برشته كه شامل كنجد، شادانه، نخودچي و كشمش است به اضافه ي يك بشقاب نان شيرين تخم مرغ يا سكه به كوچكتر ها ميدهند.
سيزده بدر:
در ايران روز 12 حمل همه وسايل تهيه مي شود و هر چه از شيريني ها و آجيل ها باقيمانده براي صبح سيزده بدر آماده مي گردد كه البته همراه آنها سركه و كاهو نيز است. صبح سيزده ي حمل همه مردم دسته دسته عازم كوه ها و باغ هاي اطراف مي شوند و معتقدند كه در روز سيزده بدر نبايد در خانه ماند، زيرا اين روز نحس و بد يمين است. روز سيزده بدر از طلوع آفتاب تا پاسي از شب ادامه مي يابد.
نوروز درپارلمان اروپا
نوروز در اروپا:
تقويم نوروز سالیان متمادی از طرف کشور های جهان پذیرفته شده ومرعی الاجرا بوده ولی بعدا به دلایلی این ترتیب به هم خورد وانگلستان آخرین کشور اروپایی است که تقویم جدید را پذیرفته واز سال 1752 میلادی روز اول جنوری را بنا به تصمیم پارلمان آن کشور به عنوان روزاول سال مقرر داشت، اما تجلیل ومراسم سال نو به شکلی از اشکال میان اروپایییان هنوز باقیست وبرای تغیر دادن کلمات سپتمبر, اکتوبر, نوامبر ودسامبر که به زبان زردشتی به معنی هفتم , هشتم, نهم ودهم است هنوز فکری نکرده اند. امسال اتحادیه اروپا به تبعیت از تصمیم سازمان ملل مبنی بر ثبت نوروز در شمار روز های جهانی از آن در مقر اتحادیه اروپا تجلیل کرد و کریستن دوران معاون پارلمان اروپا در جشن نوروز سخنرانی کرد.
تقويم جلالي:
ساکنان آریانا درهنگام تدوین بخش اول اوستا ظاهراً جشن نوروز را در اول بهار برپا کرده اند، اما این جشن با گردش سال تغییر میکرد و در فصول مختلف سال تصادف مینمود. سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی درسالی که جشن نوروز به اول حمل رسید فرمان داد که جشن نوروز هرسال مقارن تحویل آفتاب به برج حمل تثبیت وبه این ترتیب تقویم جلالی را اساس گذاشت. ملکشاه سلجوقی مقرر نمود که هر چهار سال یک روز به تعداد ایام سال بیافزایند وسال چهارم را 366 روز حساب کنند سال شمسی حقیقی 365 روز 5 ساعت و 48 دقیقه و 64 ثانیه تثبیت گردید.
نوروز در افغانستان:
با آنکه عنعنات نوروزی دراطراف واکناف کشور به اشکال وشیوه های مختلف وجود دارد، اما درکلیت شباهت های عمومی به هم میرسانند، یکی از اشکال آمادگی به نوروز تر نمودن هفت میوه میباشد که چندروز قبل از ورود نوروز در خانواده ها آماده میشود. در دهات وروستاها هنگامیکه باران های بهاری جایش را به بادهای تند داده وبادها باشدت بر در ودیوار خانه ها میوزد، مردم افسانه در اين زمينه دارند که گويا عجوزک و نوروز خان میخواهند با هم ازدواج کنند، عجوزک درروزهای باد سروتن میشوید وخود را آماده میسازد تا با نوروز خان که در واقع منظور از روز نوروز است ازدواج نماید. اما نوروز با او ازدواج نمی کند. در برخی نقاط کشور دهقان ها دراین روز مراسم قلبه کشی برگزار مینمایند و از اینکه درروستاها و قرا وقصبات وسیله برای اعلان نوروز وجودندارد یکی از افراد قریه صدای دهل را بلند میکند ومردم با شنیدن آن دورهم جمع شده به سرور وشادمانی میپردازند. در بعضی نقاط کشور مردم دراین روز گاوهایشان را (پوره بدل) میکنند وجوانه گاوها را به اصطلاح زیر یوغ مینمایند که به این بهانه زمین ها قلبه میشوند و آنروز را روز قلبه کشی نیز مینامند. در روستاها ودهات زنان مرکبی سبز رنگ ساخته در نوروز با آن بالای کندوی آرد، خمیردان، روغن دان و بالای دروازه علامه مخصوص گذاشته «نیکی درآی بدی برآی» میگویند. روستاییان معتقدند که باگفتن این چندکلمه خیروبرکت به خانه های شان درسال نو وارد میشود. در بعضی جاها مردم درایام نوروز مرغ های کلنگی، کبک های جنگی وپرنده گان قفسی شان را به نمایش میگذارند. پهلوانان اسپان کوه پیکر شان را در معرض نمایش به مردم قرار میدهند و مسابقه بزكشي ميكنند. خانه تکانی از رسوم معمول میباشد که قبل از نوروز درخانواده ها اجرا میشود. زنان چندین روز قبل از نوروز به میله سمنک آمادگی میگیرند، دراین میله زنان دور دیگ سمنک جمع شده ترانه مشهور «سمنک در جوش ما کفچه زنیم» را با صدای بلند ویکجا با آهنگ دایره میخوانند. تازه داماد ها در نوروز به خانه نامزد هایشان در شهر ها ماهی و جلیبی و در روستا ها مطابق پیداوار وعنعنه دهات تحفه میفرستند. شب آخر سال در بعضی محلات مردم به اندازه توان شان غذایی به عنوان خیرات آماده نموده به مسجد روان می کنند و به خاطر خشنودی ارواح گذشته گان دعا مينمايند. در این شب محیط خانواده ها شادی خودرا ظاهراً حفظ میکنند و خانه ها و دهلیز را شام روشن نگهمیدارند چون نظر عوام الناس اینست که ارواح گذشته گان به خانه می آیند وباید اعضای خانواده را شادمان ببینند. شب سال نو مادران به پسران شان اشکال داس و وسایل دهقانی و برای دختران شان شکل مهتاب را از خمیر میسازند ودرتنور پخته مینمایند. یکی از مراسم نوروزی که درسراسر افغانستان عمومیت دارد برافراشتن علم در زيارت حضرت علي در شهر مزار و كارته سخي و توغ ها در مندوي كابل، در زیارت اوپيان آغا و سایر زیارت ها و مزارات میباشد، پس از نوروز میله های گل سرخ در مزار شريف، گل زرد در كوهستان، گل ارغوان در پاي مزار گلبهار و غیره تا چهل روز بعد از نوروز دوام می یابد. بزرگترین گردهمایی به خاطر برافراشتن علم درشهر مزار شریف افغانستان در روز میله گل سرخ در آرامگاه خلیفه چهارم اسلام حضرت علی (ک) صورت میگیرد که درآن صدها هزار نفر اشتراک مینمایند. یکی از اخلاص مندان اندرباب عظمت نوروز و مزار سخی بیتی گفته سروده که:
روزنوروزاست یاران جنده بالا میشود
ازکرامات سخی جان کور بینا می شود
امسال 300 میلیون انسان در سراسر جهان از نوروز تجلیل به عمل آورد و از چند سال به اینسو کشور های افغانستان، تاجکستان، ایران، ترکمنستان و غیره آنرا با حضور رؤسای جمهور کشور ها رسماً و مشترک تجلیل میکنند، هر گاه در این تجلیل مشترک در کنار رؤسای جمهور مظاهر مشترک تجلیل این روز چون غذا ها، مسابقات ورزشی و ویژه گی های فرهنگی این تجلیل در کشور هر سال در مراسم برگزاری مشترک به نمایش گذاشته شود و برنامه های آن بطور زنده از همه ی شبکه های تلویزیونی کشور های عضو به نمایش گذاشته شود، این کار از یکطرف به شکوهمندی هر چه بیشتر تجلیل از نوروز می افزاید و از طرفی با تبادله مشترکات برگزاری نوروز میان کشور ها به غنای فرهنگی این روز خواهد افزود. Ÿ

هله نوروز آمد، هله نوروز آمد


شماره 117/چهارشنبه 7 حمل 1392/ 27 مارچ 2013

Wahid-Hangama
هله نوروز آمد، هله نوروز آمد
جشن جمشیدی ما شاد و دل افروز آمد
هله نوروز آمد
***
در روز نو زمین زمان می خندد
گل گل همه گی دهان دهان می خندد
یک لحظه اگر به خنده لب باز کنی
همراه تو نفس آسمان می خندد
***
هله نوروز آمد، هله نوروز آمد
جشن جمشیدی ما شاد و دل افروز آمد
هله نوروز آمد
***
جشن سمنک شیره ی مهر آیین است
در سفره مان سعادت هفت سین است
کنگینه ی دل را به من تشنه بیار
انگور محبت چقدر شیرین است
***
هله نوروز آمد، هله نوروز آمد
جشن جمشیدی ما شاد و دل افروز آمد
هله نوروز آمد
***
آیینه و شمع و شربت نوروزی
دیدار و گل افشانی و کالا دوزی
گر چشمه ی چشم تشنه آید سویت
در آتش آه عاشقت می سوزی
***
هله نوروز آمد، هله نوروز آمد
جشن جمشیدی ما شاد و دل افروز آمد
هله نوروز آمد

بیا که بریم به مزار ملا محمد جان


شماره 117/چهارشنبه 7 حمل 1392/ 27 مارچ 2013

Mahwash-Salma
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار وا وا دلبر جان
***
سر کوه بلند فریاد کردم
علی شیر خدا را یاد کردم
علی شیر خدا یا شاه مردان
دل نا شاد ما را شاد گردان
***
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار وا وا دلبر جان
***
سخی شیر خدا دردم دوا کو
مناجات مرا پیش خدا کو
چراغهای روغنی نذرته میتم
به هر جا عاشقست دردش دوا کو
***
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار وا وا دلبر جان
***
نظرگاه گر رویم با تو نگارا
بگیریم دامن شیر خدا را
بگیریم تا خدا رحمش بیاید
نهیم بر چشم خود قلف طلا را
***
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار وا وا دلبر جان

ترانه سمنك


شماره 117/چهارشنبه 7 حمل 1392/ 27 مارچ 2013

سمنك در جوش ما كفچه زنيم
ديگران در خواب ما دبچه زنيم
***
سمنك نذر بهار اس
ميله شب زنده دار اس
اين خوشي سالي يك بار اس
سال ديگر يا نصيب
***
سمنك در جوش ما كفچه زنيم
ديگران در خواب ما دبچه زنيم
***
موسم عيش بهار اس
موجب شور و شرار اس
دخترا دورش قطار اس
همه جا سبز سبزه زار اس
***
سمنك در جوش ما كفچه زنيم
ديگران در خواب ما دبچه زنيم
***
بي شكر شيريني داره
خود به خود رنگيني داره
طعم چون شيريني داره
سال ديگر يا نصيب
***
سمنك در جوش ما كفچه زنيم
ديگران در خواب ما دبچه زنيم
***
تازه از جوش و خروش اس
سمنك در خود به جوش اس
اين خوشيي جامه پوش اس
عيد نوروز مبارك
***
سمنك در جوش ما كفچه زنيم
ديگران در خواب ما دبچه زنيم