۱۳۹۲ شهریور ۲۱, پنجشنبه

مصطفی حیدری: از مردم توقع دارم قدر هنر و هنرمند را بدانند

شماره 141/ پنجشنبه 21 سنبله 1392/ 12 سپتمبر 2013
MV5BMTcwODk3MzQxN15BMl5BanBnXkFtZTcwMzk4Njc5OQ@@._V1._SY314_CR18,0,214,314_
مصطفی حیدری به سال 1364 هـ ش در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل چشم به دنیا گشود. دروس ابتدایه را در مکتب متوسطه وزیر محمد اکبر خان کابل و باقی دروس خویش را تا صنف دوازدهم در لیسه عالی نادریه شهر کابل به اتمام رسانید .
بعد از فراغت از لیسه عالی نادریه بنابر شوق وعلاقه که به هنر داشت، تحصیلات عالی خود را در پوهنحی هنرهای زیبای پوهنتون کابل در بخش تمثیل و کارگردانی در سال 1384 به پایان رسانید. مصطفی علاوه بر زبان مادری اش دری و پشتو به چندین لسان خارجی چون انگلیسی، اردو، هندی و عربی تکلم مینماید.
کارکرد های مصطفی حیدری :
تحصیلات مصطفی حیدری بعد از این که به پایه اکمال رسید ، اولین کار خود را با دفتر یا انجوی بنام AWARD که برای خانمها کار میکرد به حیث مدرس زبان انگلیسی در سال 2002 م آغاز نمود، و بعدا در در سال 2003 م در دفتر UNAMA در بخش انتخابات ریاست جمهوری ایفای وظیفه نمود. سپس در سال 2004 م در بخش فرهنگی بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی به حیث مسوول نمایشگاه ها کارش را ادامه داد. مصطفی بنا بر لیاقت، استعداد کاری وهمچنان حاکمیت به لسان انگلیسی که داشت، توانست کار خود را با کمپنی DREAM WORKS امریکائی که به خاطر انتخاب هنرپیشه های افغانی برای فلم ( کاغذ پران باز ) به کابل آمده بودند، در سال 2006 م شروع نمود. کتاب کاغذ پران باز که نوشته از خالد حسینی افغان امریکایی است که یکی از پر فروش ترین کتابهای 2003 درامریکا بشمار میرفت. مصطفی حیدری کار خود را به حیث معاون کارگردان انتخاب چهره برای فلم کاغذ پران باز در کابل آغاز نمود. باوجود مشکلات زیاد و کاغذ پرانی های که در ادارات دولتی وجود داشت، مصطفی همراه با خانم (کیت داود) کارگردان انتخاب چهره به دنبال انتخاب هنرپیشه های افغان برای نقش آفرینی در فلم کاغذ پران باز، در کابل مشغول شد. بعد از 2 ماه جستجو ایشان توانستند 16 تن از هنرپیشه های افغان را انتخاب نمایند.بعداً مصطفی به صفت مسوول خریداری لوازم و اشیای افغانی برای فلم کاغذ پران باز به کار گماشته شد و سپس دوباره توسط کمپنی DREAM WORKS امریکایی به حیث مشاور فرهنگی و مترجم برای فلم در کشور چین به کار استخدام گردید. مصطفی مسوول شانزده تن از هنرپیشه های افغانی بود که برای فلم از کابل انتخاب شده بودند و آنها را به کشور چین نیز همراهی نمود. او خود نیز یکی از هنرپیشه های فلم کاغذ پران بازThe Kite Runner است.
مصطفی نه تنها در فلم کاغذ پران باز نقش آفرینی نموده، بلکه در چندین فلمهای دیگر بشمول فلم بچه کابلی یا (Kabuli Kid) که یکی از ساخته های برمک اکرم است، در نقش خبرنگار رادیو نیز روی پرده سینما ظاهر شده است.
مصطفی حیدری فعلا در شهر (لاس انجلس کالفرونیا- ایالات متحده امریکا زندگی میکند و در رشته کمپیوتر ساینس در کالج Santa Monica در لاس انجلس مصروف تحصیل میباشد.
کارهای هنری وی :
کارهای هنری مصطفی حیدری شامل بخش تیاتر و سینما میباشد که از آنجمله پارچه تیاتر بنام (من جنس دوم نیستم) که به کارگردانی مرحوم احمد نجیب اعطا برای روز زن (8 مارچ) در سال 1385 در تالار لسیه اسقلال به نمایش درآمد.
اثر دوم تیاتر وی عشق از دست رفته یا (Love’s Labour’s Lost) است که نقش پیام رسان را دارد. این پارچه یکی از اثار ویلیم شکسپیر نویسنده معتبر بریتانیائی است که به لسان دری ترجمه و توسط ممثلین افغان بشمول (شاه محمد نوری، نبی تنها، فیصل عزیزی، مصطفی حیدری، عارف باهنر کبیر رحیمی، صبا سحر، برشنا بهار، مارینا گلبهاری، لیلا همگام، و پروین مشتعل) با کارگردانی خانم فرانسوی (کرین جابر) در کابل، هرات، مزار شریف و دیگر ولایات افغانستان به نمایش گذاشته شد.
مصطفی برعلاوه تمثیل در این دو پارچه، در چندین پارچه های تیاتر دیگر که در پوهنحی هنرهای زیبای پوهنتون کابل کارگردانی و در فیستیوال تیاتر افغانستان به نمایش گذاشته شده نقش آفرینی نموده است.
کارهای هنری وی در بخش فلم و تلویزیون مشمول میشود بر:
( کاغذ پران باز- The Kite Runner، بچه کابلی- Kabuli kid،
سی صفر تاریک – Zero Dark ، تنها بازمانده- Lone Survivor،
دختر جدید – New Girl، سه دریا- Three Rivers ،
تابیدن به جلو Flash Forward, ، روانشناس – The Mentalist،
فاتح- Victorious، مرگبارترین جنگجو- Deadliest Warrior و قلبها و ذهن ها – Hearts and Minds میباشد.
اهداف مصطفی حیدری:
او بسیار علاقه دارد که دوباره پس به افغانستان برگردد و آرزو میکند که روزی باشد که سینمای افغانستان نیز تولیدات بیشتر و فلم های بهتر با معیارات جهانی تهیه و برای مردم ما بنمایش گذاشته شود تا باشد که از گسترش فرهنگ های بیگانه جلوگیری گردد. ولی مهم اینست که هنرمندان و سینما گران مورد حمایت مالی دولت وتشویق مردم افغانستان قرار گیرند تا بتوانند تولیدات بهتر به مردم تقدیم نمایند. او اطمینان دارد که سینمای افغانستان روزی به افتخارات و دست آوردهای جهانی قسمی که هالیود و بالیود امروزی رسیده است خواهد رسید. باوجود که فعلا سینمای افغانستان امکانات خوبی را در دست ندارد، مگر باز هم یکتعداد از فلم های افغانی در بزرگترین جشنواره ها کاندید میشوند. از آنجمله فلم اسامه به کارگردانی صدیق برمک کارگردان مطرح کشور، و یا فلمهای دیگری بنام خاک و خاکستر و سنگ صبور که ساخته های از عتیق رحیمی کارگردان با استعداد افغان و همچنان فلم بچه کابلی و وژمه ساخته های برمک اکرم میباشد. و این جای افتخار است برای هنرپیشه های افغان, که با هیچ خود به دست آورد های بزرگ میرسند.
مصطفی حیدری از مردم خود توقع دارد که قدر هنر و هنرمند را بدانند چون هنر مجموعه از آثار و دست آورد های انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات, هوش انسانی و یا به منظور انتقال یک معنی یا مفهوم خلق می شود. بناءً هر هنری که باشد به تشویق و حمایت هموطنان و دلسوزان کشور ضرورت دارند تا باشد افتخار آفرین آینده کشور گردد.
هدف و افکار مصطفی اینست که افغانستان را در بخش فلم، تیاتر، سینما با کوشش های فراوان به بلندی های تاریخ برساند. او آرزو میکند صلح و آرامش در کشور عزیزش برقرار گردد تا همه افغانها دوباره به وطن عزیز خود برگشته باهم زندگی نمایند و برای آبادی کشور خود دست به دست هم داده این ممالک ویران خود را دوباره آباد و امکانات آموزش و کار را برای جاوانان خود محیاء نمایند. به آرزوی خوشبختی و پیروزی همهء افغانهای عزیز در هرکجائی دنيا که هستند.Ÿ

۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

پولاد علمدار به مردم چه می آموزد؟

شماره 140/ پنجشنبه 14 سنبله 1392/ 5 سپتمبر 2013


در حالیکه کشور از نظر فساد اداری در صدر جدول جهانی قرار گرفته و از نظر کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر یکی از بدنام ترین کشور های جهان گردیده و رشوه از مردم به شکل علنی در ادارات مطالبه میشود و دوسیه های سردمداران رژیم در ادارات مبارزه با فساد و سایر مراجع در جریان است، کابل بانک با یک ماجرای مافیایی سقوط داده شد و ارزش افغانی در مقابل دالر بنابر مداخلات مافیایی در حال پایین آمدن است، نمایش سریال وادی گرگ ها آنهم با سوژه وحشتناک اختطاف، ترور و قاچاق مواد مخدر، تسلط بر ادارات دولتی تا سطح صدر اعظم به مفهوم آنست که در ما تحت الشعور مردم بالای آتش بنزین ریخته می شود.
سریال که در آن هر دو دقیقه یک ماجرای وحشتناکی از فساد، قاچاق، زورگویی، قانون شکنی به نمایش گذاشته میشود، به حدی روان مردم را تحت تأثیر آورده که در بازار لباس هایی با تصاویر پولاد علمدار، مماتی و عبدالحی که از چهره های اصلی ماجرا های مخوف این سریال اند عرضه میشود و خانواده ها نا آگاهانه به اطفال شان آن لباس ها را با قیمت بلند خریداری میکنند.
جوانان با بد آموزی از نمایش این سریال در شکل کرکتر های منفی همدیگر را به نام های پولاد علمدار، مماتی، عبدالحی، اسکندر، جواد اکارسو و غیره صدا میزنند.
مسأله وقتی جدیت کسب میکند که از زبان خاص و عام مردم شنیده میشود که گویا این سریال واقعیت های جامعه افغانی را بازگو مینماید و در بعضی رادیو های خصوصی گویندگان نا آگاهانه از کرکتر های منفی این سریال به شکل مطایبه یاد میکنند.
آنچه قشر صاحبنظر جامعه را ناراحت میسازد آنست که ضرورت نمایش چنین سریال در چنین شرایطی که فساد و قاچاق دامنگیر کشور میباشد چیست؟ و آیا با نمایش این سریال مردم بد آموز و گروپ های مافیایی جسور تر نمیشوند؟
در افغانستان از قدیم داستانهای دنباله دار رادیو و سریال های تلویزیونی از طریق رادیو و تلویزیون به نشر میرسید و سریال هایی چون کمیسار کتانی، شیر بی بی، کمیسار کیلر، هفده لحظه ی بهار و غیره را مردم به یاد دارند و جنبه های انتباهی آن را هنوز مورد بحث قرار میدهند. آنچه قابل تذکر است اینکه هدف از نمایش سریال ها باید کمک به نظم، قانون، اداره، اخلاق، آداب، کرکتر و ارتقاء آگاهی تاریخی، اجتماعی، سیاسی باشد لا غیر.Ÿ

۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

تصویر ها سخن میگویند

شماره 139/ پنجشنبه 7 سنبله 1392/ 29 اگست 2013
1
4
2
3

۱۳۹۲ مرداد ۳۱, پنجشنبه

تیم ملی فوتبال افغانستان، تیم پاکستان را سه مقابل صفر شکست داد

شماره 138/پنجشنبه 31 اسد 1392/ 22 اگست 2013

1
جوانان با احساسات از پیروزی تیم فوتبال افغانستان استقبال میکنند
2
ورزشکاران پیروزی را به همدیگر تبریک میگویند
3
هیجان، شور و هلهله فضای ستودیوم را فرا گرفته بود
4
تیم ملی فوتبال افغانستان چون تهمتنان دلاور برای مصاف با تیم ملی فوتبال پاکستان صف کشیده اند
5
مردم با به اهتزاز در آوردن بیرق ملی، تیم ملی فوتبال را شادباش میگویند
6
مهارت تیم ملی فوتبال افغانستان قابل ستایش است
تیم ملی فوتبال افغانستان روز سه شنبه 29 اسد 1392 در یک بازی دوستانه در غازی ستدیوم شهر کابل توانست با سه گل حریفش تیم ملی پاکستان را شکست دهد. این دیدار را بازیکنان تیم ملی افغانستان بسیار با روحیه و هیجان انگیز آغاز کردند و با اقتدار کامل برتری خود را به رخ تیم ملی پاکستان کشیده و برای کشورمان افتخار آفرینی کردند.
این بازی که پس از 36 سال میان دو تیم افغانستان و پاکستان برگزار شده بود، با حمایت و تشویق زیاد هواداران فوتبال در داخل و خارج ورزشگاه همراه بود.
شایان ذکر است که 36 سال قبل نیز افغانستان پاکستان را با نتیجه یک بر صفر شکست داد که ورزشکاران مورد تقدیر رییس جمهور وقت قرار گرفتند و اکنون نیز باید تیم ملی فوتبال افغانستان مورد تقدیر و نوازش مادی و معنوی مقامات دولت قرار گیرند.

۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه

هنر برتر از گوهر آمد پدید

شماره 137/پنجشنبه 24 اسد 1392/ 15 اگست 2013 لحظه یی با محمد موسی رادمنش مسوول انجمن سینماگران جوان
???????????????????????????????
ارمغان: هدف از ایجاد انجمن سینماگران جوان چیست؟
رادمنش: هدف از ایجاد انجمن سینماگران جوان، متشکل ساختن جوانان علاقمند به سینما بدور یک مرکز آموزشی به رشته سینما، سواد سینمایی، اخلاق سینمایی، طرز تهیه و تولید ساختار ها برای راهیان جوان است.
ارمغان: آقای رادمنش خدمات و شایستگی کارکرد های شما برای نسل نوپا آشکارا است، شما در یکی از بحث های تان اظهار داشتید (هنر برتر از گوهر آمد پدید) این بحث جالب است، اگر اندکی عزیز خوانندگان ما را نیز با آن شریک سازید…
رادمنش(با تبسم حاکی از متانت): کسانیکه خودپسند و متزلزل اند، گاه گاهی به هنر و هنرمند تهمت می بندند تا خود را چیز فهم جا داده، هنر و هنرمند را اهانت نمایند، غافل از اینکه هنر مقدس و تجلی تفکر است و هنرمند شخصیت والا صفت که جوهر اندیشه و آمال خوب و بد را با توانایی و خلاقیت منعکس میسازد.
ارمغان: پس معنای هنر و هنرمند چیست؟
رادمنش(در حالیکه به کنج لبش خنده نمودار بود گفت): برای خودپسندانیکه نمیدانند، بدانند، هنر حقیقت است و پرتوش حق را نشان میدهد، پس هر کذب و دروغی هنر نیست. هنر مؤثر، پیشرو و تحول زاست و هر آنچه بی تأثیر باشد، واپسگرا باشد و تحول ایجاد نکند هنر نیست، هنر مقدس، محترم و ارزشمند است و آنچه فاقد این صفات باشد هنر نیست، هنر خلاقیت است و تجلی تفکر است که از افراد خلاق صادر میشود و از امور عامه یی که همه توانایی آن را داشته باشند نیست، پس آن چیزیکه فاقد خلاقیت، ابتکار و نو آوری باشد هنر نیست، هنر از روح و جان نشأت میگیرد ولی آنچه که از حال و روان سر چشمه میگیرد هنر نیست، هنر متعهد است و فریاد تعهد و مسوولیت در آن متجلی است، هنر محبت و عشق است، عشق به زیبایی ها، لذا در هنر جز عشق و زیبایی نمی بینید، هنر کمال است و به سوی کمال هدایت می کند، آنچه به کمال هدایت نکند هنر نیست، هنر عمیق و ریشه دار است و امور سطحی و بی ریشه هنر نیست، هنر ماندگار است و همواره جاودانگی را تداعی میکند، آنچه جاودانه و ماندگار نیست هنر نیست، هنر اصالت دارد، هویت دارد و فرهنگ ساز است، آنچه در قبال جامعه، تاریخ و انسانیت بی مسوولیت باشد، اصالت ندارد. هنر دروازه ایست که بر این ویژگی ها گشوده شده است و آفرینندگان آن واجد این خصوصیات میباشند. نباید به هر چیز هنر و به هر کس هنرمند نام بگذاریم، باید دقت کنیم این واژگان در جای حقیقی و واقعی خود استعمال شوند که اگر چنین نباشد هر هرزه نویسی و مبتذل سازی و هر مستهجن سرایی خود را هنرمند می نامد، این علاوه بر اینکه جفا به هنر و هنرمند است، جامعه یی را هم منحرف خواهد ساخت، پس الزاماً به تعریف و شناخت هنرمند بپردازیم:
بلی!
هنرمند کیست؟
هنرمند کسی است که وحدت نگاه خود را، بر کثرت نگاه ما منطبق میکند، اجزای پراگنده حسن و اندیشه و نسبیت زیبایی شناسانه را به زندگی ما در پدیده یی چند بعدی به گونه یی متحد و متشکل، به ما می نمایاند.
دقیقاً بر این اساس، با اینکه هنرمند با همین زندگی و از همین زندگی می جوشد، آنچه به ما ارائه می دهد، متفاوت از آن چیزیست که خود دیده و یا رسیده و دریافته ایم.
هنرمند آدمیست مثل آدم های دیگر، اما سعی میکند بیشتر بداند، جهان پیرامون را دیده کاوش کند و آنگاه یافته های خویش را سوار بر کشتی حسن بر انگیز و خیال پروری که رو به سوی هدف و منظوری دارد به دریای وجود ما بیاندازد.
هنرمند همان وجدان نا آرام و نا آرام و بیدار، عقل جستجوگر و حس شریف است، ستاره یی است که در شب تاریک میدرخشد، همان نقطه کانونیست که ما را متوجه آنچه بدان توجهی نداریم، می کند. در یک کلام او جراح زندگی است و هم آفرینشگر جنبه های هنر آن.
ارمغان: پس هنر برتر از گوهر آمد پدید چه؟
رادمنش(چشمش به نقطه یی دوخته شده بلادرنگ بمن نگاهی کرده اظهار داشت): هنر پدیده ییست والا و هنرمند شخصیتیست که آنرا پدید آورده نمایان می سازد، این کمال و توانایی برای دیگران میسر نیست که خود، بد، زشت، سیاه و سپید را با شیوه ها و فرآورد ها و آثار بکر و ناب انعکاس دهد، قدرت توانایی هنرمندست که عمری را گذشتانده و تجربه یی اندوخته، کسب هنر کرده و با زیبایی ها متفکرانه، خردمندانه و هنرمندانه آثارش را جهت تنویر اذهان مردم از طریق نمایش (تیاتر) نوار (سینما)، تابلو های نقاشی و سایر ژانر های هنری به نمایش میگذارد.
یقیناً زمانیکه هنر چهره میگشاید، هنرمند به آن چهره شادابی، طراوت، معنا و نفس تازه می بخشد، میتوان قبول کرد و باورمند شد که هنر برتر از گوهر آمد پدید… و با جلایش و تابندگی هنر بوسیله هنرمند به تاریکی ها، ظلم و ظلمت غلبه کنیم و با استواری و خجستگی دست بدست هم داده ارمغان آور روزهای بارانی و آفتابی برای سعادت همگانی توأم با مهرورزی عاشقانه در اقلیم سرزمین مان بوده باشیم.Ÿ

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

بیایید زمام امور کشور را به زنان بسپاریم

شماره 136/ سه شنبه 15 اسد 1392/ 6 اگست 2013

الا ای دغل پیشه مردان ما
که آزرده از جورتان جان ما
زنان را سپارید چندی امور
مگر محنت از ما نمایند دور
به فرماندهی ملک را قابل اند
... که فرمانروایان ملک دل اند
ز مردان کشور اگر سر نیاند
به مردی کز این جمله کمتر نیاند
سزاوار تخت و کلاه است زن
که بر ملک جان پادشاه است زن

۱۳۹۲ مرداد ۱۰, پنجشنبه