۱۳۹۶ دی ۲۱, پنجشنبه

ابوالمشاغل





نادر ابراهیمی
گفت: بله...خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت.
آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد.
حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجشِ خاطرِ هیچکس را فراهم نیاورد.
هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت.
دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند
.
گفتم: این، به راستی که #بی_شرمانه_زیستن است و بی شرمانه مُردن!

آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک والا مقام ِدزدِ منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر هم نرسیده، چه جور جانوری است؟
آدمی که در طول هفتاد سال، حتا یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته، پسِ گردنِ یک آدم فروشِ متقلب نزده، و تُفی بزرگ به صورت یک سیاستمدارِ خودباخته وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کند و به چه دردِ این دنیا می خورد؟
.
آقای محترم! ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد.
ما آمده ایم که با دشمنانِ آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان
و همدوشِ مردانِ با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم
و همپای آدمهای عاشق، به خاطرِ اصالت و صداقت عشق بجنگیم...
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم...

نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند:
از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر!
ما باید وجودمان، نفس کشیدنمان، راه رفتنمان، نگاه کردنمان و
لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند

ازصفحه خوره کتاب (کتاب خوار)

۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

فروید: چگونه زندگی ملال آور را تحمل کنیم




نویسنده مانا دهقان

زیگموند فروید دریکی از کتاب‌هایش، «تمدن و ملالت‌های آن» می‌گوید: متمدن شدن و به دنبال آن زندگی مدرن، باعث پیچیده‌تر شدن امیال و خواسته‌های آدم‌ها شده است. درنتیجه، عملی ساختن نیازهای ما هرروز سخت‌تر از گذشته می‌شود.

به عبارت دیگرف تمدن یعنی کنترل و سرکوب عریزه ها… ما در دنیای بدوی و بی قانون و مرام، هر کاری که از دست مان بر می آمد بدون هیچ محذوریتی انجام می دادیم. غارت و تجاوز و کشتن جزو اعمال روزانه بشر بود. ما کم کم بر قدرت غریزه، کمندهای مختلف تحت عنوان اخلاق و مذهب و قوانین مدنی کشیدیم. ما برای دستیابی به زندگی امن تر، غذای بیشتر و فرهنگ غنی تر و احساسات بشردوستانه، چاره ایی جز سرکوب تمایلات نداشتیم.

به نظر فروید تولید هنر یا استفاده از آن، به ما احساس سعادتمندی می‌دهد و با کمک دو نیروی قدرتمند توهم و خیال، لذت را جایگزین واقعیتِ تلخ می‌کند.

جستجوی بشر برای لذت در دیدگاه فروید یک امر حیاتی است.  از دید فروید هنر یعنی قدرت خیال پردازی … قدرتی که می تواند انرژی غریزی انسان را به جای سرکوب به محفظه جدید خلاقیت منتقل کند. همین ویژگی، اثر هنرمند را جذاب و خارق العاده می سازد. آنقدر که می تواند ما را به اندازه ای سرگرم کند که یادمان برود مدام در حال سرکوب امیال و غرایزمان هستیم.


به تعبیری صریحتر، پرداختن به هنر، راه‌حل خوبی برای کنار آمدن با ملالت‌های تمدن است.