۱۳۹۱ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

مشعلداران موسیقی افغانستان


saraha2

فرید بختیاری,ظاهر هویدا,حیدر هنر یار وعزیز عمر در تالار رادیو کابل 1977
zaland-1
شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013
3
آلات موسیقی افغانستان
رباب ساز ملی افغانستان است و از سازهای زهی، با دستۀ کوتاه که با دست یا کمانه نواخته میشود. سازهای زِهی با دستۀ بلند همچون تنبور، دوتار و دمبوره و همچنین سازهای زهی با دستۀ خمیده همچون سَرِنده و غیچک رایج هستند. تنبور و دوتار ۱۴-سیمِ هراتی تنها سازهایی هستند که منحصر به افغانستان میباشند. سازهای اصیل افغانستان عبارتند از:
سازهای زهی (ارشهای)
تنبور: یکی از سازهای زهی است که چوب آن از درخت توت ساخته شده و طول آن یک متر و سی و دو سانتیمتر است. تنبور دارای دو تار (سیم) اصلی و پانزده تار فرعی است که بیست و هفت پرده دارد و و تارها از روی دسته ای بلند و کاسه ای عبور کرده است و با ضربه انگشتان به صدا درمیآید. این ساز در اغلب نقاط کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
چنگ: یک ساز کوچک فلزی است که در میان دندانهای جلو قرارش میدهند و در حالی که آن را با یک دست در دهان خود محکم گرفته، با یکی از پنجه های (انگشتان) دست دیگر آن را به صدا در میآورند. حین نواختن چنگ باید مرتب نفس کشیده شود زیرا صداهای زیر و بم چنگ توسط هوایی که در دهان انسان جریان دارد تنظیم میشود. این ساز را دختران و پسران شوقی و هنرمندان حرفه ای مخصوصا در ولایات شمال و غرب افغانستان مینوازند.
چهارتار: در فرهنگها به تنبور و رباب که چهار سیم یا زه دارد اشاره رفته، اما در مفهوم کلی تر هرکته چهارتار و چهار تاره را صفت مشخصه یک ساز فرض مینماییم. به هر سازی که چهار زه داشته باشد میتوان چهارتار اطلاق نمود.این ساز که از لحاظ صدا و سیمای خویش با سایر آلات موسیقی محلی افغانستان تفاوتهایی دارد به نامهای تار، چهارتار و ششتار دیده شده است.
دَمبوره: رایجترین ساز زهی افغانستان است که دو تار نایلونی دارد. این ساز غیر شیاردار (غیر زیرسیمدار) از دو بخش تشکیل شده است: دسته (گلو) و کاسه (شکم) که برای تشدید نوا منظور شده است. این ساز و پیچکوکهای آن از چوب درخت توت ساخته میشوند. بر روی کاسه (شکم) چوبی این ساز چند سوراخ آوایی بصورت گروه سه گوش شکل یا بصورت انفرادی تعبیه میشوند. طول دمبوره معمولا از ۷۰ سانتیمتر تا یک متر میرسد.
دوتار: یک ساز تاری است که از چوب توت ساخته میشود و طول آن یک متر و سی سانتیمتر است و با ناخنک نواخته میشود. این ساز در ابتدا دوتار روده ای داشته با تغییراتی که در طول زمان در آن رخ داده اکنون یک تار اصلی، سیزده تار فرعی و نوزده پرده دارد و بیشتر در قسمتهای غرب و شمال افغانستان رایج است که بنامهای دوتار هراتی، دوتار ترکمنی و دوتار اُزبکی شناخته میشوند.Ÿ

۱۳۹۱ بهمن ۴, چهارشنبه

مشعلداران موسیقی افغانستان


شماره 108/ چهارشنبه 4 دلو 1391/ 23 جنوری 2013
2

سبکهای موسیقی در افغانستان
موسیقی افغانستان چند سبک متفاوت دارد:
موسیقی محلی و سنتی (فلکلوریک)
عبارت از موسیقی محلی یا کلیوالی افغانستان میباشد. موسیقی آن عده محلات و سمتهایی که شهرت دارند عبارتند از سبک شمالی، بدخشی، خراباتی، لوگری، قطغنی، هزارگی، داستان سمت مشرقی، سبک غرنی مردم پکتیا، کلیوالی ملیت پشتون، ترکمنی، هراتی، قرصک پنجشیر، و هارمونیک یا چند آواز کشین مردم نورستان میباشد. از هنرمندان معروف محلی خوان میتوان اسماعیل چاریکاری (در سبک شمالی) گلزمان (در سبک پکتیایی)، صفدر توکلی (در سبک هزارگی)، بیلتون (در سبک لوگری) و ناوک هروی(در سبک هراتی) را نام برد.
مسلما با رواج موسیقی هندی و سپس غربی در سدۀ اخیر بر موسیقی محلی افغانستان نیز تاثیرهایی گذاشت. البته این سبکهای جدید که از رادیوی افغانستان (یگانه وسیلۀ ارتباط جمعی در آن سالها) را در اختیار داشتند موسیقی محلی را در انزوا قرار دادند. ولی در مواردی نیز این هنرمندان توانستند بعضی از آهنگهای محلی را که رو به فراموشی میرفتند در قالب جدید بازسازی کنند و در ارکسترهای امروزین به اجرا درآورند. آهنگهای معروف «آستا برو» و «نازی جان» از این دسته است که توسط استاد قاسم بازسازی و بازخوانی شده اند. از آن پس نیز استاد محمدحسین سرآهنگ در اجرای قطعات شمالی و استاد عبدالوهاب مددی در اجرای قطعاتی از موسیقی محلی هرات و صادق فطرت «ناشناس» در اجرای بعضی از قطعات پشتو گامهایی در این مسیر برداشته اند. این روش حتی توسط نسل جوانتری همچون فرهاد دریا و داوود سرخوش نیز پی گرفته شده است که اینان گاه آهنگهای محلی را با سازهای غربی اجرا کرده اند.

موسیقی مذهبی
این موسیقی پس از ارشاد دین اسلام توسط نعت خوانان و شاعران سبک صوفیه و قوالی خوانان بمیان آمده و فعلاً بمدارج عالی خود رسیده است. موضوع این سبک توصیف خداوند و پیغمبر اسلام و یاران دوره پیغمبر (ص) میباشد. شعرهای این سبک بعضا تا ده ساعت طول میکشد. معمولا در پهلوی سرود خوان ۳ تا ۱۰ نفر مکررین و همکاران نیز سرودخوان را یاری میکنند. این موسیقی دارای طرزهای چشتی، روضه ای، نوائی و غیره اند.
موسیقی پاپ افغانستان
عبارت از سبک جدید است که شنوندگان زیاد دارد. این سبک پس از تاسیس رادیو افغانستان در سال ۱۹۲۱ بمیان آمده است. این موسیقی پس از وارد شدن انواع آلات غربی بخصوص پس از سال ۱۹۴۰ رونق خوبی را پیدا نمود. در رادیو تلویزیون افغانستان این گونه آواز خوانان را آماتور (غیر حرفه ای) واین سبک را آماتوری مینامیدند. مشهورترین آوازخوانان پاپ شادروان احمد ظاهر، احمد ولی، ظاهر هویدا، استاد زلاند، صادق فطرت (با نام مستعاری «ناشناس»)، استاد مهوش، بانو پرستو، بانو قمرگل، بانو ژیلا، بانو نغمه، رحیم مهریار، جواد غازیار، استاد زاخیل، استاد مددی، شادکام، فرهاد دریا، احسان امان و غیره میباشند. اولین زن خوانندۀ پاپ بانو میرمن پروین و دومین آن بانو آزاده میباشد.
موسیقی هیپهاپ افغانستان

عبارتند از موسیقی مدرن با وسایل مدرن میباشد. کمپوز و شعرهای این نوع موزیک افغانی بوده و بعضا مخلوط هم میباشد. در تکامل این هنر افغانهایی که در اروپا و آمریکا زندگی میکنند نقش عمده داشته اند. مشهورترین آوازخوانان این سبک بانو مژده، بانو غزال، ولی، جاوید شریف، رامین شریف، تیمور جلالی، شفیق مرید، دل آغا سرور، نظیر خارا، فواد ساغر، فردین فریاد، حبیب قادری، فرهاد دریا، تواب آرش و غیره میباشند. افغانستان دارای تعدادی رپر نیز میباشد که به طور زیرزمینی فعالیت میکنند.

موسیقی کلاسیک

این موسیقی بشکل غزل فارسی ترانه و راگ هندی (نر) یا راگنی (ماده) خوانده میشود. مشهورترین آوازخوانان موسیقی کلاسیک افغانستان شادروان استاد محمدحسین سرآهنگ، استاد قاسم، استاد اَوَلمیر، استاد رحیم بخش و استاد مهوش که در بین افغانها بسیار محبوب هستند.
در موسیقی شرقی چندین صد مقام وجود دارد. هر مقام از خود یک یا چند راگ و راگنی دارد. بعضی ازین راگها کدام شعر پرمفهوم ندارند ولی در یک راگ تمام آوازها و صداهایی که خواننده ادا میکند خیلی منظم و دلپذیر میباشد. پرزههایی که خواننده میخواند در سایر کمپوزها کلید شمرده میشود.
مقام: در غرب بنام مِلودی (melody) یاد میشود، یعنی از دوازده پردۀ طبیعی پیانو یا هارمونیه ۵ یا بیشتر از پردهها آواز منظم و زیبا را میکشد. مثلا مقام پاری Sa-Ni-Dha-Pa-Ma-Ga-Re-Sa همه نر است، یعنی از Sa تا Sa پرده سفید.
سَبتَک (Saptak): مجموعهای از دوازده صوت است. از سای (do) بم تا سای (do) زیلتر در هارمونیه ۳ سبتک وجود دارد ولی در پیانو ۶-۷ سبتک وجود دارد.
اروی: نواختن از طرف بم بطرف زیل
امروئی: نواختن از طرف زیل بطرف صوت بم یا آواز غور
راگ] (Raga): عبارت از کلید اشکال صوتها در یک مقام اند. راگهای معمول عبارتند از پاری، بهلاول، بهرمی، سرنگ و گنداره.
پُرزه: عبارتند از نوازش در میان یک کمپوز و یا راگ میباشد.
تال (Tala): تال طبله را که موافق و موازی با آهنگ باشد. در افغانستان تالهایی که زیاد قابل استفاده است عبارتند از تین تال ۱۶، ماتره گیده ۵، ماتره دادره ۷، ماتره چپ تال و یکتاله میباشد.
ماتره (metre): هر ضربۀ تال را یک ماتره میگویند.
تیور (tivra): در گرامر موسیقی هندوستان مروج است که سُرهای (Swara) پنچم Pa یا Sol، و اول Sa یا Do را فاقد نیم سُری میدانند یا به اصطلاح فاقد نیم سُریاند. به این اساس از جمله دوازده سُر در یک سپتک یا octave، پنج سُر (تیور/tivra) یا ثقیل و پنج سُر دیگر (کومل/komal) یا خفیف و دو سُر یا نُت مستقلاند. در حالیکه در موسیقی غرب اینطور نیست.
سُر (Swara): منظم خواندن را که دلچسپ باشد «سُر» میگویند.
لهی: آوازخوان که با تال طبله یا درام منظم و مساوی بخواند دارای لهیاند.Ÿ
بقیه در آینده

۱۳۹۱ دی ۱۳, چهارشنبه

از زیر چکک سریال های هندی به زیر ناوه ی سریال های ترکی


شماره 105/چهارشنبه 13 جدی 1391/ 2 جنوری 2013


کاووس سیاووش
با انکشاف و رشد شبکه ی تلویزیون های خصوصی در کشور نمایش سریال های هندی در سال های اول اداره ی مؤقت به سرعت گسترش یافت و حتا فکاهیاتی نیز در زمینه علاقمندی دولتمردان و قدرتمندان و زمامداران به سریال مشهور تولسی به سر زبان ها افتاد. اما همزمان با این گسترش موجی از انتقادات نیز از نمایش مکرر سریال های هندی در محافل مختلف صورت میگرفت و با دلایل عجیب و غریب از این مسأله انتقاد می شد که به اثر همین موج معکوس، جای سریال های هندی را در شبکه های تلویزیونی افغانستان سریال های ترکی گرفت.
آنچه قابل بحث است اینکه از زاویه ی صحنه پردازی و گره اندازی در قضایای سریال ها نه تنها هیچگونه تغییری به چشم نخورد بلکه وضعیت با آمدن سریال های ترکی به مراتب بحرانی تر شد.
حالا بار دگر سر و صدا هایی ایجاد شده که به غیر از اینکه نام سریال ها به ارتباط کشور هایشان از هم فرق دارد در صحنه های سریال ترکی چون پنج خواهر، خزان، حرم سلطان، زمان، پس از باران، بسوی مکتب و... بیننده چه چیز متفاوتی از فضای سریال های هندی زمانی خشو هم عروس بود، امتحان زندگی، فلوا و... می بیند؟ به استثنای چند سریال با اهداف اسلامی در سایر موارد این سریال ها به مراتب بی هدف تر از سریال های هندی می باشند. در سریال «پس از باران» چنان گزافه های وحشتناک گنجانیده شده که به غیر از تفنن و دروغ هیچ پیامی را برای بیننده نمی رساند و در سریال «پنج خواهر» فقط به خدعه ها و نیرنگ هایی مجال داده شده و نمایش داده می شوند که عوامل بدبختی خانواده ها را فراهم می سازد.
مردم افغانستان از گذشته های دور سریال هایی چون کمیسار کیلر، شیر بی بی، کمیسار کتانی و غیره را از پرده ی تلویزیون های شان دیده و از فلم های هشت گلادیاتور، کلئوپاترا، اوتلو، هشتمین سفر سنباد، اسپارتاکوس، برباد رفته و غیره خاطرات به یاد ماندنی دارند اما افسوس که امروز ذوق هنری بیننده تا حد سریال هایی پایین آورده می شود که به غیر از مسمومیت ذهنی هیچ پیام آموزنده برای بیننده ندارد و این جای تأسف و تأثر است.Ÿ


۱۳۹۱ دی ۵, سه‌شنبه

141 گزارشگر در سال 2012 کشته شده


شماره 104/چهارشنبه 6 جدی 1391/ 26 دسمبر 2012

شمار خبرنگاران کشته شده در سال 2012 به شدت افزایش یافته است. سازمان «گزارشگران بدون مرز» می گوید که بسیاری از وبلاگ نویسان و شهروندان خبرنگار نیز در سال روان به دلیل فعالیت هایشان به قتل رسیدند. اولریکه گروسکا، از«گزارشگران بدون مرز» می گوید که "2012 سال مرگبار برای آزادی مطبوعات بوده است." جمعاً 141 خبرنگار، وبلاگ نویس و کارمندان رسانه ها به خاطر کارشان کشته شده اند.
سازمان «گزارشگران بدون مرز» در گزارش سالانه اش از شش کارمند رسانه ها و 47 وبلاگ نویس سخن می گوید که کشته شده اند. افزون برآن 88 گزارشگر به هنگام انجام وظیفه جان باخته اند. این شمار زیاد قربانی از زمان آغاز نشر گزارش های سالانه «گزارشگران بدون مرز» در سال 1995 سابقه نداشته است. در گزارش امسال آمده است که «88 خبرنگار زمانی جان باختند که از صحنه های جنگ و بمبگذاری ها گزارش تهیه می کردند و یا توسط جنایت کاران سازمان یافته و قاچاقچیان مواد مخدر، اسلامیست های مسلح یا با دستور مامورین فاسد کشته شدند.»
کشته شدن خبرنگار مصری الحسینی ابوضیف
الحسینی ابوضیف، خبرنگار مصری در آغاز ماه دسمبر کشته شد.
الحسینی ابوضیف در آغاز ماه دسمبر از پا درآمد. این خبرنگار 33 ساله که در روزنامه الفجر کار می کرد و در اکادمی رسانه های دویچه وله آموزش دیده بود، به سوی کاخ ریاست جمهوری روان بود و می خواست از برخورد های میان حامیان و مخالفان محمد مرسی فلم بگیرد. براساس اظهارات یک شاهد عینی، در همین جا از جانب یک شخص ناشناس بر الحسینی ابوضیف شلیک شد. او شش روز بعد از این واقعه بر اثر جراحت های سنگین وفات کرد.
2012 به خصوص برای وبلاگ نویسان و گزارش دهندگان انترنتی که «گزارشگران بدون مرز» از آنها به عنوان "شهروندان خبرنگار" یاد می کند، سال خطرناکی بوده است. در سال گذشته 5 تن از آن ها به قتل رسیدند، در سال روان شمار آن ها به 47 تن افزایش یافت که تنها 44 تن از آن ها در سوریه کشته شدند. خانم گروسکا، سخنگوی "خبرنگاران بدون مرز" می گوید: "در سوریه بسیاری تلاش کردند تا قید و بند رژیم را در بخش اطلاعات از میان بردارند. آن ها اطلاعات را به شکل وبلاگ و یا نشر خبرهای ویدیویی به خارج انتقال می دادند».
سوریه: قبرستان خبرنگاران
«گزارشگران بدون مرز» به مناطق جنگی سوریه عنوان غمناک "قبرستان خبرنگاران" را داده اند. نیلس متسگر، مدیر مجله شرق شناسی به نام "سِنیت" توضیح می دهد: «برای بسیاری از شورشیان، کارمندان دولتی تلویزیون به عنوان ناظران بی طرف جنگ اعتبار ندارند. به خصوص گروه های اسلامیست، هدفمندانه بر رسانه های دولتی سوریه حمله کرده اند، آدم ربایی و اعدام کرده اند.»
او از حملات سربازان حکومت، مثلاً بمباران بر یک مرکز خبری گروه های مخالف نیز یاد می کند. در مجموع 65 فعال در بخش رسانه ها در سوریه در سال 2012 حین فعالیت روزنامه نگاری جان باختند، 21 تن آنها زندانی شدند که در میان آنها مازن درویش بوده است. درویش زمانی روزهای خبرنگاران را در میهن اش چنین توصیف کرد:"خبرنگار بودن در سوریه به معنای قدم نهادن در مزرعه پر از ماین ها است. هیچ کس نمی تواند بگوید که چه وقت یک ماین منفجر می شود." این جوان 38 ساله از جمله "مرکز سوریه برای رسانه ها و آزادی بیان" را تاسیس کرد. دوریش در ماه فبروری سال 2012 زندانی شد. تا هنوز کسی نمی داند که او در کدام زندان به سر می برد.
کشورهای خطرناک برای خبرنگاران
در پاکستان ده خبرنگار و یک کارمند رسانه کشته شدند. «گزارشگران بدون مرز» سال ها است که از این کشور به عنوان یکی از خطرناک ترین مکان ها برای خبرنگاران یاد می کنند.
مازن درویش، خبرنگار سوری در ماه فبروری سال 2012 زندانی شد. در مکسیکو نیز خبرنگاران در حال خطر زندگی می کنند، به خصوص اگر آنها درباره جنایت های سازمان یافته، یعنی درباره تجارت مواد مخدرو رابطه میان سرکرده های گروه های جنایت کار با مامورین دولتی گزارش بدهند. شش خبرنگار در این جا در سال 2012 کشته شدند.
در ادامه این گزارش، برازیل به عنوان یکی از خطرناک ترین کشورها برای خبرنگاران معرفی شده است . اینجا پنج خبرنگار جان باختند؛ دو تن آنها به احتمال قوی کشته شدند، چون در مورد قاچاق مواد مخدر تحقیق می کردند. ارقام دیگر خبرنگاران بدون مرز نیز باعث نگرانی می شوند: بیش از 1000 خبرنگار و وبلاگ نویس در سال 2012 زندانی شدند. حدود 2000 خبرنگار مورد تهدید یا حمله قرار گرفتند. در سرتاسر جهان 193 خبرنگار در زندان به سر می برند که تنها در ترکیه 70 تن آنها زندانی هستند. چین نیز خبرنگاران و وبلاگ نویسان را زندانی می کند. در حال حاضر شمار آن ها در چین به 100 تن می رسد که بیشتر آن ها در شرایط بدی به سر می برند.
در اریتره، در شرق افریقا 28 خبرنگار قسماً در زندان های انفرادی و یا سلول های زیر زمینی به سر می برند. خبرنگاران در کشورهای عمان، کیوبا، ایران، مالی در وضعیت خطرناک به سر می برند.Ÿ
هندریک هاینسه

۱۳۹۱ آذر ۲۹, چهارشنبه

توصیه یک کمپیوتر به کمپیوتر داران شهر

شماره 103/چهارشنبه 29 قوس 1391/ 19 دسمبر 2012
نوشته: کوه بچه

شما ای کمپیوتر داران و کمپیوتر کارانی که از برکت خدمات خارق العاده و فوق العاده ی من اکنون با بکس لپ تاپ و چوکی چرخی دسکتاپ تان بر همگنان، همنوعان و هموطنان تان فخر می فروشید، یادتان باشد که بی رحمی و بی تفاوتی تان در برابر پدران پیر و ورشکسته ی من که آن ها را در گوشه ی کهنه فروشی ها و کنار کوچه و خیابان ها پرت کرده و از یاد برده اید نا شکری در برابر کسیست که شما را از گوشه ی فراموش و آگنده با مزبله ی موش یک دفتر با کارمندان مدهوش بجایی کشاند که اکنون محاسبات و معاملات پنج قاره را در زمین و هوا در یک چشم بهم زدن با آن اجرا میکنید. یادتان هست روزیکه بابای پیر ما با حافظه ی یک جیبی خود به دفتر تکیده و فرسوده ی شما پا گذاشت، دفتری که در یک گوشه ی آن کوزه ی آب، در گوشه ی دیگر وسایل طبخ غذا و در کنج سوم مواد محروقاتی و بوجی ها قرار داشت. آنروز چقدر از دیدن آن بابای پیر با حافظه ی یک جیبی ما بهت زده شدید و اگر یادتان باشد تا یک هفته کسی از کارمندان جرئت نمیکرد بطرف آن نزدیک شود. آن بابای وزین و ذهین و سنگین ما که وزنش ده برابر از من بزرگتر و حافظه اش ده هزار بار از من کوچکتر میباشد برای شما در آن زمان اعجاز قرن به حساب می آمد. شما که روزگارتان در آن هنگام از بام تا شام در نوشتن مسوده و تکثیر مکاتب صادره و ثبت مکاتیب وارده می گذشت چه بسا که بخاطر آموزش حتا روشن کردن و تایپ و کاپی و پیست و ساختن فولدر و فایل در سیستم من ماه ها در پی استادان و رهنمایان نا بلد تر از خودتان سرگردان بودید.
به یادم هست روزیکه فلاپی به بازار آمد همه ی تان از تعجب دنگ و فنگ مانده بودید و آنرا عالی ترین دستآورد بشر می خواندید، در حالیکه به زودی دیدید که کار از جیبی ها گذشت و با آمدن سی دی و بلوتوث و مسنگر و فیس بوک و یوتیوب و انترنت بار دیگر عقل از سر تان پرید. رسم و آیین ما کمپیوتر ها چنان است که هیچگاه نقش پیش آهنگ اولین و پدرکلان پیشین مان را از یاد نمیبریم و در حالیکه اکنون تمام امور شما انسان های کره ی زمین را ما کمپیوتر ها اداره می کنیم و شما نزد ما (ماشین کاری) بیش نیستید باز هم آن پدر کلان پیر و مفلوک ما را که شما در گوشه ی پارک زرنگار و در میانه مزبله و انبار انداخته اید بزرگترین افتخار مان میدانیم، چون او بود که اولین بار زمینه ی رشد ما را مساعد کرد و تهداب اولین حرکت بطرف دنیای نا شناخته و اسرار آمیز کمپیوتر و انترنت را باز کرد.
ما کمپیوتر ها می شنویم و حتا می بینیم که شما انسان های نا سپاس بر عکس این ارجگذاری کمپیوتری کهن سالان تان را بدیده ی خوار و با حالت نزار می بینید و حتا آنانرا به محلات مخصوص نگهداری کهنسالان می سپارید تا روی شان را نبینید و روزیکه آن بزرگان تان می میرند حتا مراسم جنازه، کفن و دفن شان را به عمله و فعله شهرداری ها واگذار نموده زحمت رفتن تا لب گور آن بزرگان را بخود نمیدهید. بدانید و آگاه باشید که در فرهنگ ما کمپیوتر ها چنین کاری گناه نا بخشودنی به حساب می آید.
ما کمپیوتر ها می بینیم که در صفحه ی ذهن شما انسان ها تا وقتی یاد دوستان تان ثبت است که برایتان مفید باشند و به آنها ضرورت داشته باشید و از روزی که پایتان به چوکی و پشت تان به کرسی قدرت تکیه داد دوستان روز های بد تان را فراموش میکنید، در حالیکه بر عکس در فرهنگ ما کمپیوتر ها رسم بر آنست کسی که یکبار وارد سیستم حافظه ی ما شد، اگر هزار بار آنرا دیلیت کنند باز هم در یک گوشه ی قلب ما نامش نوشته خواهد ماند و از حافظه ی ما نمیروند.
ما کمپیوتر ها می بینیم که شما انسانها از طریق ما چه کار هایی می کنید و در واقع محک شخصیت همه ی تان ما هستیم، با تقوا ترین تان وقتی به تنهایی در انترنت کار می کند به سایت هایی می رود که از خجالت آن ما آب می شویم ولی یادتان باشد که ما آنرا به صفت یک راز با خود نگهداشته به پیروی از گفته ی محی الدین ابن عربی همنوع تان که میگفت:«زمانی می رسد که انسان کار هایی را که در اتاق مجاور انجام میشود، می بیند اما آنرا به کس افشأ نمیکند» آنرا به هیچکس افشاء نمیکنیم.
ما شاهد هستیم که شما چقدر پول شویی، اختلاس، رشوه، فساد و سایر اعراض و امراض را از طریق ما در جامعه رواج می دهید، اما ما هیچگاه آنرا به رویتان نیاورده و به کسی افشا نمیکنیم، فقط گاهگاه سیستم هایتان را با ارسال ویروس از کار می اندازیم.
اگر نامه ی اعمال تان را در دنیا میخواهید بدانید لطفاً به ایمیل ها، اس ام اس ها، پیام ها، سایت ها، نامه ها، صحبت ها، مصاحبه ها و مناقشه هایی که انجام داده اید و در کمپویتر ها ثبت است یکبار نظر بیاندازید. ما میتوانیم این اعمال شما را مستقیماً در روز جزا به حضور پرودگار ارسال کنیم، ولی یادتان باشد که حتا به نزدیکترین دوست تان در دنیا هم آنرا افشا نخواهیم کرد.
ما کمپیوتر ها به حدی موجودات قانونی هستیم که از طبیعی ترین حقوق خود هم بخاطر خلای قانون صرف نظر می کنیم چنانکه باری یکی از مایان به کنگره ی ایالات متحده درخواستی فرستاده تقاضا نمود از اینکه بیشترین کار های حکومت امریکا را انجام میدهد در قطار سایر نمایندگان به صفت عضو کنگره پذیرفته شود اما وقتی کنگره ی امریکا با ترفند و نیرنگ فورم ثبت نام را برایش فرستاد، از اینکه برای نوشتن اسم پدر و محل تولد در ستون فورم جوابی نداشت از آن تقاضا منصرف شد. تصور کنید که اگر یکی از شما انسانها بجای ما می بودید و تمام امور سیاسی، نظامی و اجتماعی یک قدرت بزرگ را رهبری می کردید، با جواب رد تقاضای تان چه میکردید؟ به یک مسأله دیگر توجه تان را جلب میکنم: راست بگویید در خانه با فامیل روزی چند بار سر و صدا راه می اندازید و اگر راست تان را نگویید هم ما کمپیوتر ها که ماشاا لله حالا در هر خانه یی از والی تا جوالی و از کارگر تا رهبر حضور داریم سر و صدای تان را می شنویم و می فهمیم که روزی چند بار کاسه را به دیگ و دیگ را به کاسه می زنید و اکر لا حول نکنیم و این ماجرا را افشا کنیم کار بزرگترین رهبران تان در دنیا زار است، اما در مقابل شما را به خدا قسم بگویید که در تمام تاریخ تولد آن همسران کمپیوتری تان یک مورد را نشان داده میتوانید که آن روبات بیچاره از امر و هدایت شریک زندگی خود سرپیچی کرده باشد.
مورد دیگر را خدمت تان به عرض می رسانم: هوشیار ترین و بیدار ترین پاسبان تان از سر شب تا دم صبح حد اقل چند پینکی به رسم خواب مرغی می زند، اما در تمام کره ی زمین آیا یک کمپیوتر را نشان داده میتوانید که در کار پاسبانی و نظارت حتا یک ثانیه غفلت کرده باشد؟
مسأله دیگری را که خدمت تان پیشکش می کنم آنست که: باری چشمانتان را ببندید و بیاد بیاورید که از ابتدای تولد تا روزیکه به بلند ترین مقام رسیده اید چند بار دروغ گفته اید، این رازیست که فقط خودتان و خدایتان آن را میداند و بس و این را هم خوب میدانید که چندین بار و به کرات دروغ گفته اید در حالیکه به آن اعتراف هم نمیکنید، در حالیکه ما کمپیوتر ها به دنیای انسان ها چلینج میدهیم که اگر یک مورد دروغ کمپیوتری را پیدا کردید جایزه دارید . بخاطر جلوگیری از تطویل کلام شاید این سوال را مطرح سازید که هدف از نگارش این سطور چیست؟
من فقط بطور خلاصه و کوتاه این چند نکته را به عنوان خواست و درخواست همه ی کمپیوتر های دنیا به شما مطرح میسازم:
لطفاً به کمپیوتر های کهنسال و پیر و زهیر و از یاد رفته ی تان بی حرمتی نکنید و اگر از من می شنوید در دفتر اتاق کار هر رییس، هر وزیر، هر والی و... در پهلوی آخرین مودل لپ تاپ ها و دسکتاپ های مدرن یکی از مفلوک ترین و فراموش ترین پدران ما را که شما را با کمپیوتر آشنا ساختند بگذارید و هر کسی که به دیدن تان آمد به او یاد آور شوید که افتخارات عالی بشری در عرصه ی تکنالوژی معلوماتی و کمپیوتر محصول نخستین گام همان کهنسال برتر میباشد که قابل هر گونه قدرشناسی و احترام است.