۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه
۱۳۹۲ مرداد ۳۱, پنجشنبه
تیم ملی فوتبال افغانستان، تیم پاکستان را سه مقابل صفر شکست داد
شماره 138/پنجشنبه 31 اسد 1392/ 22 اگست 2013
جوانان با احساسات از پیروزی تیم فوتبال افغانستان استقبال میکنند
ورزشکاران پیروزی را به همدیگر تبریک میگویند
هیجان، شور و هلهله فضای ستودیوم را فرا گرفته بود
تیم ملی فوتبال افغانستان چون تهمتنان دلاور برای مصاف با تیم ملی فوتبال پاکستان صف کشیده اند
مردم با به اهتزاز در آوردن بیرق ملی، تیم ملی فوتبال را شادباش میگویند
مهارت تیم ملی فوتبال افغانستان قابل ستایش است
تیم ملی فوتبال افغانستان روز سه شنبه 29 اسد 1392 در یک بازی دوستانه در غازی ستدیوم شهر کابل توانست با سه گل حریفش تیم ملی پاکستان را شکست دهد. این دیدار را بازیکنان تیم ملی افغانستان بسیار با روحیه و هیجان انگیز آغاز کردند و با اقتدار کامل برتری خود را به رخ تیم ملی پاکستان کشیده و برای کشورمان افتخار آفرینی کردند.
این بازی که پس از 36 سال میان دو تیم افغانستان و پاکستان برگزار شده بود، با حمایت و تشویق زیاد هواداران فوتبال در داخل و خارج ورزشگاه همراه بود.
شایان ذکر است که 36 سال قبل نیز افغانستان پاکستان را با نتیجه یک بر صفر شکست داد که ورزشکاران مورد تقدیر رییس جمهور وقت قرار گرفتند و اکنون نیز باید تیم ملی فوتبال افغانستان مورد تقدیر و نوازش مادی و معنوی مقامات دولت قرار گیرند.
۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه
هنر برتر از گوهر آمد پدید
شماره 137/پنجشنبه 24 اسد 1392/ 15 اگست 2013
لحظه یی با محمد موسی رادمنش مسوول انجمن سینماگران جوان

ارمغان: هدف از ایجاد انجمن سینماگران جوان چیست؟
رادمنش: هدف از ایجاد انجمن سینماگران جوان، متشکل ساختن جوانان علاقمند به سینما بدور یک مرکز آموزشی به رشته سینما، سواد سینمایی، اخلاق سینمایی، طرز تهیه و تولید ساختار ها برای راهیان جوان است.
ارمغان: آقای رادمنش خدمات و شایستگی کارکرد های شما برای نسل نوپا آشکارا است، شما در یکی از بحث های تان اظهار داشتید (هنر برتر از گوهر آمد پدید) این بحث جالب است، اگر اندکی عزیز خوانندگان ما را نیز با آن شریک سازید…
رادمنش(با تبسم حاکی از متانت): کسانیکه خودپسند و متزلزل اند، گاه گاهی به هنر و هنرمند تهمت می بندند تا خود را چیز فهم جا داده، هنر و هنرمند را اهانت نمایند، غافل از اینکه هنر مقدس و تجلی تفکر است و هنرمند شخصیت والا صفت که جوهر اندیشه و آمال خوب و بد را با توانایی و خلاقیت منعکس میسازد.
ارمغان: پس معنای هنر و هنرمند چیست؟
رادمنش(در حالیکه به کنج لبش خنده نمودار بود گفت): برای خودپسندانیکه نمیدانند، بدانند، هنر حقیقت است و پرتوش حق را نشان میدهد، پس هر کذب و دروغی هنر نیست. هنر مؤثر، پیشرو و تحول زاست و هر آنچه بی تأثیر باشد، واپسگرا باشد و تحول ایجاد نکند هنر نیست، هنر مقدس، محترم و ارزشمند است و آنچه فاقد این صفات باشد هنر نیست، هنر خلاقیت است و تجلی تفکر است که از افراد خلاق صادر میشود و از امور عامه یی که همه توانایی آن را داشته باشند نیست، پس آن چیزیکه فاقد خلاقیت، ابتکار و نو آوری باشد هنر نیست، هنر از روح و جان نشأت میگیرد ولی آنچه که از حال و روان سر چشمه میگیرد هنر نیست، هنر متعهد است و فریاد تعهد و مسوولیت در آن متجلی است، هنر محبت و عشق است، عشق به زیبایی ها، لذا در هنر جز عشق و زیبایی نمی بینید، هنر کمال است و به سوی کمال هدایت می کند، آنچه به کمال هدایت نکند هنر نیست، هنر عمیق و ریشه دار است و امور سطحی و بی ریشه هنر نیست، هنر ماندگار است و همواره جاودانگی را تداعی میکند، آنچه جاودانه و ماندگار نیست هنر نیست، هنر اصالت دارد، هویت دارد و فرهنگ ساز است، آنچه در قبال جامعه، تاریخ و انسانیت بی مسوولیت باشد، اصالت ندارد. هنر دروازه ایست که بر این ویژگی ها گشوده شده است و آفرینندگان آن واجد این خصوصیات میباشند. نباید به هر چیز هنر و به هر کس هنرمند نام بگذاریم، باید دقت کنیم این واژگان در جای حقیقی و واقعی خود استعمال شوند که اگر چنین نباشد هر هرزه نویسی و مبتذل سازی و هر مستهجن سرایی خود را هنرمند می نامد، این علاوه بر اینکه جفا به هنر و هنرمند است، جامعه یی را هم منحرف خواهد ساخت، پس الزاماً به تعریف و شناخت هنرمند بپردازیم:
بلی!
هنرمند کیست؟
هنرمند کسی است که وحدت نگاه خود را، بر کثرت نگاه ما منطبق میکند، اجزای پراگنده حسن و اندیشه و نسبیت زیبایی شناسانه را به زندگی ما در پدیده یی چند بعدی به گونه یی متحد و متشکل، به ما می نمایاند.
دقیقاً بر این اساس، با اینکه هنرمند با همین زندگی و از همین زندگی می جوشد، آنچه به ما ارائه می دهد، متفاوت از آن چیزیست که خود دیده و یا رسیده و دریافته ایم.
هنرمند آدمیست مثل آدم های دیگر، اما سعی میکند بیشتر بداند، جهان پیرامون را دیده کاوش کند و آنگاه یافته های خویش را سوار بر کشتی حسن بر انگیز و خیال پروری که رو به سوی هدف و منظوری دارد به دریای وجود ما بیاندازد.
هنرمند همان وجدان نا آرام و نا آرام و بیدار، عقل جستجوگر و حس شریف است، ستاره یی است که در شب تاریک میدرخشد، همان نقطه کانونیست که ما را متوجه آنچه بدان توجهی نداریم، می کند. در یک کلام او جراح زندگی است و هم آفرینشگر جنبه های هنر آن.
ارمغان: پس هنر برتر از گوهر آمد پدید چه؟
رادمنش(چشمش به نقطه یی دوخته شده بلادرنگ بمن نگاهی کرده اظهار داشت): هنر پدیده ییست والا و هنرمند شخصیتیست که آنرا پدید آورده نمایان می سازد، این کمال و توانایی برای دیگران میسر نیست که خود، بد، زشت، سیاه و سپید را با شیوه ها و فرآورد ها و آثار بکر و ناب انعکاس دهد، قدرت توانایی هنرمندست که عمری را گذشتانده و تجربه یی اندوخته، کسب هنر کرده و با زیبایی ها متفکرانه، خردمندانه و هنرمندانه آثارش را جهت تنویر اذهان مردم از طریق نمایش (تیاتر) نوار (سینما)، تابلو های نقاشی و سایر ژانر های هنری به نمایش میگذارد.
یقیناً زمانیکه هنر چهره میگشاید، هنرمند به آن چهره شادابی، طراوت، معنا و نفس تازه می بخشد، میتوان قبول کرد و باورمند شد که هنر برتر از گوهر آمد پدید… و با جلایش و تابندگی هنر بوسیله هنرمند به تاریکی ها، ظلم و ظلمت غلبه کنیم و با استواری و خجستگی دست بدست هم داده ارمغان آور روزهای بارانی و آفتابی برای سعادت همگانی توأم با مهرورزی عاشقانه در اقلیم سرزمین مان بوده باشیم.
ارمغان: هدف از ایجاد انجمن سینماگران جوان چیست؟
رادمنش: هدف از ایجاد انجمن سینماگران جوان، متشکل ساختن جوانان علاقمند به سینما بدور یک مرکز آموزشی به رشته سینما، سواد سینمایی، اخلاق سینمایی، طرز تهیه و تولید ساختار ها برای راهیان جوان است.
ارمغان: آقای رادمنش خدمات و شایستگی کارکرد های شما برای نسل نوپا آشکارا است، شما در یکی از بحث های تان اظهار داشتید (هنر برتر از گوهر آمد پدید) این بحث جالب است، اگر اندکی عزیز خوانندگان ما را نیز با آن شریک سازید…
رادمنش(با تبسم حاکی از متانت): کسانیکه خودپسند و متزلزل اند، گاه گاهی به هنر و هنرمند تهمت می بندند تا خود را چیز فهم جا داده، هنر و هنرمند را اهانت نمایند، غافل از اینکه هنر مقدس و تجلی تفکر است و هنرمند شخصیت والا صفت که جوهر اندیشه و آمال خوب و بد را با توانایی و خلاقیت منعکس میسازد.
ارمغان: پس معنای هنر و هنرمند چیست؟
رادمنش(در حالیکه به کنج لبش خنده نمودار بود گفت): برای خودپسندانیکه نمیدانند، بدانند، هنر حقیقت است و پرتوش حق را نشان میدهد، پس هر کذب و دروغی هنر نیست. هنر مؤثر، پیشرو و تحول زاست و هر آنچه بی تأثیر باشد، واپسگرا باشد و تحول ایجاد نکند هنر نیست، هنر مقدس، محترم و ارزشمند است و آنچه فاقد این صفات باشد هنر نیست، هنر خلاقیت است و تجلی تفکر است که از افراد خلاق صادر میشود و از امور عامه یی که همه توانایی آن را داشته باشند نیست، پس آن چیزیکه فاقد خلاقیت، ابتکار و نو آوری باشد هنر نیست، هنر از روح و جان نشأت میگیرد ولی آنچه که از حال و روان سر چشمه میگیرد هنر نیست، هنر متعهد است و فریاد تعهد و مسوولیت در آن متجلی است، هنر محبت و عشق است، عشق به زیبایی ها، لذا در هنر جز عشق و زیبایی نمی بینید، هنر کمال است و به سوی کمال هدایت می کند، آنچه به کمال هدایت نکند هنر نیست، هنر عمیق و ریشه دار است و امور سطحی و بی ریشه هنر نیست، هنر ماندگار است و همواره جاودانگی را تداعی میکند، آنچه جاودانه و ماندگار نیست هنر نیست، هنر اصالت دارد، هویت دارد و فرهنگ ساز است، آنچه در قبال جامعه، تاریخ و انسانیت بی مسوولیت باشد، اصالت ندارد. هنر دروازه ایست که بر این ویژگی ها گشوده شده است و آفرینندگان آن واجد این خصوصیات میباشند. نباید به هر چیز هنر و به هر کس هنرمند نام بگذاریم، باید دقت کنیم این واژگان در جای حقیقی و واقعی خود استعمال شوند که اگر چنین نباشد هر هرزه نویسی و مبتذل سازی و هر مستهجن سرایی خود را هنرمند می نامد، این علاوه بر اینکه جفا به هنر و هنرمند است، جامعه یی را هم منحرف خواهد ساخت، پس الزاماً به تعریف و شناخت هنرمند بپردازیم:
بلی!
هنرمند کیست؟
هنرمند کسی است که وحدت نگاه خود را، بر کثرت نگاه ما منطبق میکند، اجزای پراگنده حسن و اندیشه و نسبیت زیبایی شناسانه را به زندگی ما در پدیده یی چند بعدی به گونه یی متحد و متشکل، به ما می نمایاند.
دقیقاً بر این اساس، با اینکه هنرمند با همین زندگی و از همین زندگی می جوشد، آنچه به ما ارائه می دهد، متفاوت از آن چیزیست که خود دیده و یا رسیده و دریافته ایم.
هنرمند آدمیست مثل آدم های دیگر، اما سعی میکند بیشتر بداند، جهان پیرامون را دیده کاوش کند و آنگاه یافته های خویش را سوار بر کشتی حسن بر انگیز و خیال پروری که رو به سوی هدف و منظوری دارد به دریای وجود ما بیاندازد.
هنرمند همان وجدان نا آرام و نا آرام و بیدار، عقل جستجوگر و حس شریف است، ستاره یی است که در شب تاریک میدرخشد، همان نقطه کانونیست که ما را متوجه آنچه بدان توجهی نداریم، می کند. در یک کلام او جراح زندگی است و هم آفرینشگر جنبه های هنر آن.
ارمغان: پس هنر برتر از گوهر آمد پدید چه؟
رادمنش(چشمش به نقطه یی دوخته شده بلادرنگ بمن نگاهی کرده اظهار داشت): هنر پدیده ییست والا و هنرمند شخصیتیست که آنرا پدید آورده نمایان می سازد، این کمال و توانایی برای دیگران میسر نیست که خود، بد، زشت، سیاه و سپید را با شیوه ها و فرآورد ها و آثار بکر و ناب انعکاس دهد، قدرت توانایی هنرمندست که عمری را گذشتانده و تجربه یی اندوخته، کسب هنر کرده و با زیبایی ها متفکرانه، خردمندانه و هنرمندانه آثارش را جهت تنویر اذهان مردم از طریق نمایش (تیاتر) نوار (سینما)، تابلو های نقاشی و سایر ژانر های هنری به نمایش میگذارد.
یقیناً زمانیکه هنر چهره میگشاید، هنرمند به آن چهره شادابی، طراوت، معنا و نفس تازه می بخشد، میتوان قبول کرد و باورمند شد که هنر برتر از گوهر آمد پدید… و با جلایش و تابندگی هنر بوسیله هنرمند به تاریکی ها، ظلم و ظلمت غلبه کنیم و با استواری و خجستگی دست بدست هم داده ارمغان آور روزهای بارانی و آفتابی برای سعادت همگانی توأم با مهرورزی عاشقانه در اقلیم سرزمین مان بوده باشیم.
۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سهشنبه
بیایید زمام امور کشور را به زنان بسپاریم
شماره 136/ سه شنبه 15 اسد 1392/ 6 اگست 2013

الا ای دغل پیشه مردان ما
که آزرده از جورتان جان ما
زنان را سپارید چندی امور
مگر محنت از ما نمایند دور
به فرماندهی ملک را قابل اند
... که فرمانروایان ملک دل اند
ز مردان کشور اگر سر نیاند
به مردی کز این جمله کمتر نیاند
سزاوار تخت و کلاه است زن
که بر ملک جان پادشاه است زن
الا ای دغل پیشه مردان ما
که آزرده از جورتان جان ما
زنان را سپارید چندی امور
مگر محنت از ما نمایند دور
به فرماندهی ملک را قابل اند
... که فرمانروایان ملک دل اند
ز مردان کشور اگر سر نیاند
به مردی کز این جمله کمتر نیاند
سزاوار تخت و کلاه است زن
که بر ملک جان پادشاه است زن
۱۳۹۲ مرداد ۱۰, پنجشنبه
۱۳۹۲ مرداد ۵, شنبه
به بهانۀ چهلمین سال درگذشت بروس لی
شماره 134/ پنجشنبه 3 اسد 1392/ 25 جولای 2013
بروس لي اسطوره ي سينماي رزمي، استاد هنرهاي رزمي، بازيگر فلم هاي رزمي، نظريه پرداز و بنيانگذار سبك رزمي جيت كاندوست. او در 27 نومبر 1940 در سانفرانسيسكو بدنيا آمد و در دنياي سينماگري شهرت بسزايي را كسب كرد. بسياري او را يكي از تأثيرگذارترين رزمي كاران قرن بيستم و يكي از نمادهاي فرهنگي دانسته اند.
با ورود خود به سينما اين افسانه ي سينماي رزمي توانست راه را براي رزمي كاران سينمايي بعد از خود باز كند، كه جكي چان و جت لي نمونه هاي خوبي از پيروان سبك او در سينما ميباشند. بروس لي در 20 جولاي 1973 در حاليكه 32 سال سن داشت به شکل مرموزي از دنيا رفت.Ÿ
۱۳۹۲ تیر ۲۷, پنجشنبه
جاوید شریف: در گذشته معیار برای هنرمند شدن وجود داشت
شماره 133/ پنجشنبه 27 سرطان 1392/ 18 جولای 2013

جاوید شریف خواهرزاده هنرمند شناخته شده افغانستان حبیب شریف میباشد که آهنگ هایش در میان نسل جوان طرفداران زیادی دارد، بنابه تقاضای خوانندگان گفتگویی با ایشان انجام داده ام که آنرا میخوانید:
بابک: جاويد شريف كيست مختصر در مورد زندگي تان بگوئيد؟
جاوید: اسم من احمد جاوید است تخلص اصلی من درانی است وشریف تخلص هنری ام میباشد. این تخلص را به خاطریکه مامایم و استاد من حبیب شریف که در قسمت موسیقی من را تشویق نموده بود و رهنمایی کرده بود از همان لحاظ من گذاشتم. در شهرکابل تولدشده ام مکتب را درافغانستان تمام کرده ام وبعداً درخارج از کشور دردورشته تحصیلات عالی خود راتمام کردم، در رشته انجنیری مخابرات و رشته مدرسی در زبان روسی و فعلاً در شهر بن آلمان زندگی میکنم.
بابک: اولين آهنگ تان كدام است و اولين آهنگ خود را در همكاري با كي ساختيد، تا حال چند آلبوم تصويري داريد وچند آهنگ شنيداري؟
جاوید: اولین آهنگی را که من در رادیو افغانستان اجرا کردم به کمک مامایم و استادم حبیب شریف بود یکی از آهنگ های سابقه هندی بود. حدود زیادتر از بیست تا بیست پنج آهنگ تصویری دارم و زیاد تر از هفتاده وپنج تا هشتاد آهنگ صوتی یا شنیداری دارم
بابک: شما مجرد هستيد یا متاهل و استقبال علاقمندان از خودت چطور است ؟
جاوید: من متاهل هستم استقبال علاقه مندان همیشه با محبت و با تشویق زیاد با من بوده است که یکی از دلیل موفقیت و کامیابی من هم تشویق همیشه گی علاقه مند ان من است.
بابک: میگویند شما اولين هنرمند در افغانستان هستيد كه به محافل خوشي مردم چون عروسي زياد آهنگ سروده ايد وهميشه آهنگ هاي تان در محافل خوشي ورد زبان ها است چه باعث شده كه اين آهنگ هارا بسازيد؟
جاوید: چرا من آهنگ های زیاد برای محافل تهیه نموده ام، چون در بسیاری از محافل ما آهنگ های نداشتیم که مطابق همان مراسم باشد مثلاً (آهنگ شام عروسی، آهنگ آغا داماد، آهنگ شاه آمد و شاه آمد) این آهنگ ها را به خاطری تهیه نموده ام که مطابقت کند با همان مراسم که هموطنان ما دارند یعنی مراسم خوشی، به همین دلیل این آهنگ ها را سروده ام.
بابک: هنرمند (داخلي و خارجي) مورد علاقه ات كيست و كي را الگوي رفتار هنري تان قرار ميدهيد؟
جاوید: هنرمندان داخلی و خارجی ماشا ا لله تعداد شان زیاد است من هر هنرمندی که خوب خوانده به آهنگش گوش داده ام و از آن آموخته ام اگر قرار باشه نامشان ره بگیرم وقت زیاد در بر میگیرد به خاطریکه تعداد شان فوق العاده زیاد است.
بابک: درمورد خانواده تان بگوئيد شما به يك خانواده نامدار در موسيقي افغانستان ارتباط داريد، مامای شما جناب حبيب شريف يكي از چهره های شناخته شده است در قسمت موسيقي تان چه قدر باشما همكاري ميكنند؟
جاوید: خوب در قسمت موسیقی که خانواده ما زیادی از اعضایش به موسیقی رو آورده اند استاد مامایم حبیب شریف اولین کسی بود که در خانواده ما رو به موسیقی آورد بعداً ماما های دیگر من هم در وقت و زمانش موسیقی می نواختند بعضی آلات موسیقی را و همچنان دو پسر مامایم که پسرمامای خرد من هستند رامین جان و عمر جان شریف آنها هم به موسیقی دسترسی دارند وهنرمندان خوبی هستند در سابق مامایم حبیب شریف زیاد همرای من کمک میکرد در اولین گام ها و موقعی که من تازه به موسیقی رو آورده بودم کسی که من را در این راه کمک کرد مامایم بود.
بابک : شعر و كمپوز آهنگ ها را كي براي شما انتخاب ميكند و شعر هايتان را بيشتر از كدام شعرا انتخاب ميكنيد؟
جاوید: کمپوز آهنگ ها را در شروع خودم کمپوز میکردم و در این اواخر صد در صد آهنگ هایم را خودم کمپوز میکنم و اشعار آهنگ ها را از کتاب ها و بعضی اوقات از شعرای عزیز مان همچون نسیم امیری که در آلمان زندگی میکند یا آقای یوسفی که در هلند تشریف دارند ویا بعضی دوست های دیگر که دست اندکار هستند در قسمت شعر از آنهامیگیرم.
بابک : استفاده شما از انترنت چطور است در رابط با اين كه علاقمندان تان را با شما نزديك سازد و در صفحه فيس بوك خود چند هزار هوا دار يا فن داريد؟
جاوید: از صفحه انترنت یا صفحه فیس بوک طبیعی است که مثل همه ی مردم دنیا من استفاده میکنم همچنان پاسخ به پیام ها ویا ایمیل علاقه مندان خود را همیشه کوشش میکنم که بدهم در صورتیکه وقت داشته باشم، همچنان فیس بوک بهترین راه ارتباطی من با علاقه مندان من است و تعداد علاقه مندان در دو صفحه فیس بوکی که دارم در حدود پنچهزار نفر در هر صفحه ام است.
بابک: در اين روز ها كدام كار جديدي براي علاقمندان تان روي دست داريد؟
جاوید: بلی در این روز ها من یک آهنگ جدید خود را به نام (با همی) بایکی از دوست هایم که هنرمند تازه کار است به نام احمد جاوید و هم نام من هم است در آلمان زندگی میکند ما یکجا آهنگ تهیه کردیم که ویدیویش را در تلویزیون ها شما حتماً مشاهده کرده اید و پیام این آهنگم به مردم افغانستان پیام همبستگی است، کمپوز آهنگ از خودم است وشعرش از بانو نظیفه یعقوبی است. انشا ا لله در شروع ماه سپتامبر یک آهنگ جدید دیگر به بازار خواهد آمدو در تلویزیون ها نشر خواهد شد فعلاً این آهنگ جدیدم در رادیو وطندار نشر میشود.
بابک : درمورد اين بگويی که تا حال در چند جشنواره اشتراك كرده اید و چند جايزه گرفته اید؟
جاوید: من تا حال در شش جشنواره اشتراک کرده ام که در پنج جشنواره تلویزیونی تلویزیون آریانا ویکی هم جشنواره به نام (big apple music) که در شهر نیویورک ایالات متحده آمریکا بود در آن جشنواره لقب بهترین آواز خوان افغانستان را برای من دادند. ودر پنج جشنواره تلویزیون آریانا هم من برنده پنج جایزه شده ام که از آن جمله سال 2008 و 2012 به حیث بهترین آواز خوان سال شناخته شدم.
بابک: شما هنرمندي هستيد كه آهنگي كه ميسازيد بسيار به زودي چنگ ميزند به دل مخاطب تان و مورد استقبال قرار می گیرد، دليل اين مسأله را در چه ميدانيد؟
جاوید : خوب اینکه چرا آهنگ من به دل شنونده من چنگ میزند امکان دارد که یکی از دلایل آن این باشد که چون من شنونده خودرا احساس میکنم، چون من ذوق شنونده خود را درک میکنم و مثل اینکه یک ارتباطی روحی بین من وعلاقه مندانم وجود دارد و وقتی من از قلبش احساس کردم که چه در دل دارد و چه میخواهد کوشش میکنم همان چیز را برایش بسازم آنچه را که میخواهد تا مورد علاقه اش قرار گیرد. من مطمئن هستم که این هم یکی از دلایل عمده است.
بابک : جاويد جان چه وقت به افغانستان باز ميگرديد براي اجراي برنامه ها به علاقمندانتان؟
جاوید: هر وقت که خواست خداوند بود وهر وقت که امکاناتش بود واشخاصی که برنامه های کنسرتی ر ا میگیریند اگر پیشنهاد شودازطرف شان انشا ا لله که حتماً در کدام برنامه کنسرتی در افغانستان شرکت میکنم
بابک: اگر يك ارزيابي داشته باشيد، موسيقي امروز افغانستان موثر است يا موسيقي ديروز افغانستان؟
جاوید: ارزیابی موسیقی فعلی افغانستان با موسیقی گذشته یک اندازه مشکل است، در گذشته ها شرایط در افغانستان قسم دیگری بوده برای موسیقی و فعلاً قسمی دیگری است. مثلاً درسابق هنرمندان زیادتر میآموختند و هنرمندان مستعد تر بودند پخته تر بودند و دلیلش این بود که میرفتند نزد استاد ها و به شکل حرفه یی میآموختند موسیقی را و دوم اینکه اگر درآن زمان کسی میخواست به موسیقی رو بیاورد رسماً ازطریق رادیو تلویزیون افغانستان انتخاب میشد و در آنجا استاد ها بودند کمسیون بود که کنترول میکردند . مثلاً اگر کسی نمیتوانست خوب بخواند و به معیار برابر نمی بود او را اجازه نمیدادند. اما متاسفانه فعلاً همچو یک چیزی نیست و وجود ندارد نه کدام کنترولی وجود دارد و نه کدام نهادی برای کنترول کردن که قضاوت کنند. حالا هرکس با امکاناتی کمی که دارد یک آهنگ ضبط میکند یک ویدیو را ضبط میکند و عرضه میکند به بازار وکسی نیست که بگوید آیا این فرد خوب میخواند و یا نه، متاسفانه این تفاوت بزرگی بین موسیقی سابق و موسیقی فعلی افغانستان وجود دارد. اما یک مسأله را باید فراموش نکنیم که فعلاً جوانانی که میخوانند این ها در شرایطی کلان شده اند که در حدود زیاد تر از سی سال جنگ بوده در افغانستان، اکثریت این هنرمندان زمانیکه تولد شدند در شرایط جنگی تولد شدند و حالا هم که موسیقی افغانستان را تا اندازه آنها پیش میبرند آفرین شان به خاطریکه امکاناتی که درسابق در افغانستان بود فعلاً درافغانستان وجود ندارد. خوب به هر صورت ما امید وار به بهتر شدن موسیقی افغانستان هستیم. وانتظار ما از هنرمندان سابقه ی کشور این است که این جوانان تازه کار را همیشه تشویق کنند به جای اینکه همیشه آنها را سرکوب کنند و یا بگویند تو بی( سر )میخوانی و بی( لی )میخوانی ویا بگویند که هنرمندان سابق خوب بود هنرمند های فعلی بد است . به نظرمن این درست نیست باید هنرمندان سابق دست هنرمندان تازه را بگیرند و کمک شان کنند و رهنمای شان باشند و همچنان نقش مسوولین تلویزیون ها ودر کل رسانه ها بسیار مهم است و میتوانند جوان های تازه کار را سمت و سو بدهند بخاطری نقش رسانه ها مهم است که آنها برای نشر آهنگ یک معیار داشته باشند، یعنی هر آهنگی را نشر نکنند و باید مسایل بازرگانی را کنار بگذارند و کسانیکه واقعاً میتوانند بخوانند و باهم رقابت کنند فرصت داده شود برایشان در این صورت هم کار خوب میشود و هم یک معیار به وجود میاید.
جاوید شریف خواهرزاده هنرمند شناخته شده افغانستان حبیب شریف میباشد که آهنگ هایش در میان نسل جوان طرفداران زیادی دارد، بنابه تقاضای خوانندگان گفتگویی با ایشان انجام داده ام که آنرا میخوانید:
بابک: جاويد شريف كيست مختصر در مورد زندگي تان بگوئيد؟
جاوید: اسم من احمد جاوید است تخلص اصلی من درانی است وشریف تخلص هنری ام میباشد. این تخلص را به خاطریکه مامایم و استاد من حبیب شریف که در قسمت موسیقی من را تشویق نموده بود و رهنمایی کرده بود از همان لحاظ من گذاشتم. در شهرکابل تولدشده ام مکتب را درافغانستان تمام کرده ام وبعداً درخارج از کشور دردورشته تحصیلات عالی خود راتمام کردم، در رشته انجنیری مخابرات و رشته مدرسی در زبان روسی و فعلاً در شهر بن آلمان زندگی میکنم.
بابک: اولين آهنگ تان كدام است و اولين آهنگ خود را در همكاري با كي ساختيد، تا حال چند آلبوم تصويري داريد وچند آهنگ شنيداري؟
جاوید: اولین آهنگی را که من در رادیو افغانستان اجرا کردم به کمک مامایم و استادم حبیب شریف بود یکی از آهنگ های سابقه هندی بود. حدود زیادتر از بیست تا بیست پنج آهنگ تصویری دارم و زیاد تر از هفتاده وپنج تا هشتاد آهنگ صوتی یا شنیداری دارم
بابک: شما مجرد هستيد یا متاهل و استقبال علاقمندان از خودت چطور است ؟
جاوید: من متاهل هستم استقبال علاقه مندان همیشه با محبت و با تشویق زیاد با من بوده است که یکی از دلیل موفقیت و کامیابی من هم تشویق همیشه گی علاقه مند ان من است.
بابک: میگویند شما اولين هنرمند در افغانستان هستيد كه به محافل خوشي مردم چون عروسي زياد آهنگ سروده ايد وهميشه آهنگ هاي تان در محافل خوشي ورد زبان ها است چه باعث شده كه اين آهنگ هارا بسازيد؟
جاوید: چرا من آهنگ های زیاد برای محافل تهیه نموده ام، چون در بسیاری از محافل ما آهنگ های نداشتیم که مطابق همان مراسم باشد مثلاً (آهنگ شام عروسی، آهنگ آغا داماد، آهنگ شاه آمد و شاه آمد) این آهنگ ها را به خاطری تهیه نموده ام که مطابقت کند با همان مراسم که هموطنان ما دارند یعنی مراسم خوشی، به همین دلیل این آهنگ ها را سروده ام.
بابک: هنرمند (داخلي و خارجي) مورد علاقه ات كيست و كي را الگوي رفتار هنري تان قرار ميدهيد؟
جاوید: هنرمندان داخلی و خارجی ماشا ا لله تعداد شان زیاد است من هر هنرمندی که خوب خوانده به آهنگش گوش داده ام و از آن آموخته ام اگر قرار باشه نامشان ره بگیرم وقت زیاد در بر میگیرد به خاطریکه تعداد شان فوق العاده زیاد است.
بابک: درمورد خانواده تان بگوئيد شما به يك خانواده نامدار در موسيقي افغانستان ارتباط داريد، مامای شما جناب حبيب شريف يكي از چهره های شناخته شده است در قسمت موسيقي تان چه قدر باشما همكاري ميكنند؟
جاوید: خوب در قسمت موسیقی که خانواده ما زیادی از اعضایش به موسیقی رو آورده اند استاد مامایم حبیب شریف اولین کسی بود که در خانواده ما رو به موسیقی آورد بعداً ماما های دیگر من هم در وقت و زمانش موسیقی می نواختند بعضی آلات موسیقی را و همچنان دو پسر مامایم که پسرمامای خرد من هستند رامین جان و عمر جان شریف آنها هم به موسیقی دسترسی دارند وهنرمندان خوبی هستند در سابق مامایم حبیب شریف زیاد همرای من کمک میکرد در اولین گام ها و موقعی که من تازه به موسیقی رو آورده بودم کسی که من را در این راه کمک کرد مامایم بود.
بابک : شعر و كمپوز آهنگ ها را كي براي شما انتخاب ميكند و شعر هايتان را بيشتر از كدام شعرا انتخاب ميكنيد؟
جاوید: کمپوز آهنگ ها را در شروع خودم کمپوز میکردم و در این اواخر صد در صد آهنگ هایم را خودم کمپوز میکنم و اشعار آهنگ ها را از کتاب ها و بعضی اوقات از شعرای عزیز مان همچون نسیم امیری که در آلمان زندگی میکند یا آقای یوسفی که در هلند تشریف دارند ویا بعضی دوست های دیگر که دست اندکار هستند در قسمت شعر از آنهامیگیرم.
بابک : استفاده شما از انترنت چطور است در رابط با اين كه علاقمندان تان را با شما نزديك سازد و در صفحه فيس بوك خود چند هزار هوا دار يا فن داريد؟
جاوید: از صفحه انترنت یا صفحه فیس بوک طبیعی است که مثل همه ی مردم دنیا من استفاده میکنم همچنان پاسخ به پیام ها ویا ایمیل علاقه مندان خود را همیشه کوشش میکنم که بدهم در صورتیکه وقت داشته باشم، همچنان فیس بوک بهترین راه ارتباطی من با علاقه مندان من است و تعداد علاقه مندان در دو صفحه فیس بوکی که دارم در حدود پنچهزار نفر در هر صفحه ام است.
بابک: در اين روز ها كدام كار جديدي براي علاقمندان تان روي دست داريد؟
جاوید: بلی در این روز ها من یک آهنگ جدید خود را به نام (با همی) بایکی از دوست هایم که هنرمند تازه کار است به نام احمد جاوید و هم نام من هم است در آلمان زندگی میکند ما یکجا آهنگ تهیه کردیم که ویدیویش را در تلویزیون ها شما حتماً مشاهده کرده اید و پیام این آهنگم به مردم افغانستان پیام همبستگی است، کمپوز آهنگ از خودم است وشعرش از بانو نظیفه یعقوبی است. انشا ا لله در شروع ماه سپتامبر یک آهنگ جدید دیگر به بازار خواهد آمدو در تلویزیون ها نشر خواهد شد فعلاً این آهنگ جدیدم در رادیو وطندار نشر میشود.
بابک : درمورد اين بگويی که تا حال در چند جشنواره اشتراك كرده اید و چند جايزه گرفته اید؟
جاوید: من تا حال در شش جشنواره اشتراک کرده ام که در پنج جشنواره تلویزیونی تلویزیون آریانا ویکی هم جشنواره به نام (big apple music) که در شهر نیویورک ایالات متحده آمریکا بود در آن جشنواره لقب بهترین آواز خوان افغانستان را برای من دادند. ودر پنج جشنواره تلویزیون آریانا هم من برنده پنج جایزه شده ام که از آن جمله سال 2008 و 2012 به حیث بهترین آواز خوان سال شناخته شدم.
بابک: شما هنرمندي هستيد كه آهنگي كه ميسازيد بسيار به زودي چنگ ميزند به دل مخاطب تان و مورد استقبال قرار می گیرد، دليل اين مسأله را در چه ميدانيد؟
جاوید : خوب اینکه چرا آهنگ من به دل شنونده من چنگ میزند امکان دارد که یکی از دلایل آن این باشد که چون من شنونده خودرا احساس میکنم، چون من ذوق شنونده خود را درک میکنم و مثل اینکه یک ارتباطی روحی بین من وعلاقه مندانم وجود دارد و وقتی من از قلبش احساس کردم که چه در دل دارد و چه میخواهد کوشش میکنم همان چیز را برایش بسازم آنچه را که میخواهد تا مورد علاقه اش قرار گیرد. من مطمئن هستم که این هم یکی از دلایل عمده است.
بابک : جاويد جان چه وقت به افغانستان باز ميگرديد براي اجراي برنامه ها به علاقمندانتان؟
جاوید: هر وقت که خواست خداوند بود وهر وقت که امکاناتش بود واشخاصی که برنامه های کنسرتی ر ا میگیریند اگر پیشنهاد شودازطرف شان انشا ا لله که حتماً در کدام برنامه کنسرتی در افغانستان شرکت میکنم
بابک: اگر يك ارزيابي داشته باشيد، موسيقي امروز افغانستان موثر است يا موسيقي ديروز افغانستان؟
جاوید: ارزیابی موسیقی فعلی افغانستان با موسیقی گذشته یک اندازه مشکل است، در گذشته ها شرایط در افغانستان قسم دیگری بوده برای موسیقی و فعلاً قسمی دیگری است. مثلاً درسابق هنرمندان زیادتر میآموختند و هنرمندان مستعد تر بودند پخته تر بودند و دلیلش این بود که میرفتند نزد استاد ها و به شکل حرفه یی میآموختند موسیقی را و دوم اینکه اگر درآن زمان کسی میخواست به موسیقی رو بیاورد رسماً ازطریق رادیو تلویزیون افغانستان انتخاب میشد و در آنجا استاد ها بودند کمسیون بود که کنترول میکردند . مثلاً اگر کسی نمیتوانست خوب بخواند و به معیار برابر نمی بود او را اجازه نمیدادند. اما متاسفانه فعلاً همچو یک چیزی نیست و وجود ندارد نه کدام کنترولی وجود دارد و نه کدام نهادی برای کنترول کردن که قضاوت کنند. حالا هرکس با امکاناتی کمی که دارد یک آهنگ ضبط میکند یک ویدیو را ضبط میکند و عرضه میکند به بازار وکسی نیست که بگوید آیا این فرد خوب میخواند و یا نه، متاسفانه این تفاوت بزرگی بین موسیقی سابق و موسیقی فعلی افغانستان وجود دارد. اما یک مسأله را باید فراموش نکنیم که فعلاً جوانانی که میخوانند این ها در شرایطی کلان شده اند که در حدود زیاد تر از سی سال جنگ بوده در افغانستان، اکثریت این هنرمندان زمانیکه تولد شدند در شرایط جنگی تولد شدند و حالا هم که موسیقی افغانستان را تا اندازه آنها پیش میبرند آفرین شان به خاطریکه امکاناتی که درسابق در افغانستان بود فعلاً درافغانستان وجود ندارد. خوب به هر صورت ما امید وار به بهتر شدن موسیقی افغانستان هستیم. وانتظار ما از هنرمندان سابقه ی کشور این است که این جوانان تازه کار را همیشه تشویق کنند به جای اینکه همیشه آنها را سرکوب کنند و یا بگویند تو بی( سر )میخوانی و بی( لی )میخوانی ویا بگویند که هنرمندان سابق خوب بود هنرمند های فعلی بد است . به نظرمن این درست نیست باید هنرمندان سابق دست هنرمندان تازه را بگیرند و کمک شان کنند و رهنمای شان باشند و همچنان نقش مسوولین تلویزیون ها ودر کل رسانه ها بسیار مهم است و میتوانند جوان های تازه کار را سمت و سو بدهند بخاطری نقش رسانه ها مهم است که آنها برای نشر آهنگ یک معیار داشته باشند، یعنی هر آهنگی را نشر نکنند و باید مسایل بازرگانی را کنار بگذارند و کسانیکه واقعاً میتوانند بخوانند و باهم رقابت کنند فرصت داده شود برایشان در این صورت هم کار خوب میشود و هم یک معیار به وجود میاید.
اشتراک در:
پستها (Atom)
