۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

ستون پنجم


نوامبر 24, 2015
شماره ( 254) چهارشنبه (4) قوس ( 1394) / ( 25) نوامبر( 2015)
کارتون

مفهوم مرد از نظر بزرگان ادب و فرهنگ


نوامبر 24, 2015
شماره ( 254) چهارشنبه (4) قوس ( 1394) / ( 25) نوامبر( 2015)
گردآورنده: بابک سیاووش
به بهانه روز جهانی مرد
غنبغنف
كار مردان تحمل است و قرار
من كيم خاك پاي مردانم
سعدي
***
هركه بي باكي كند در راه دوست
رهزن مردان شد و نامرد اوست
عطار
***
مرد جنگ است چو پيش آيد جنگ
مرد كار است چو پيش آيد كار
فرخي
***
ما مرد زهد وتوبه وطامات نيستيم
با ما به جام باده صافي خطاب كن
حا فظ
***
چه گفت آن هنرمند مرد خرد
كه دانا زگفتار او برخورد
فردوسي
***
طمع آرد به مردان رنگ زردي
طمع را سر ببر گر مرد مردي
ناصر خسرو
***
مرد خدا مست بود بي شراب
مرد خدا سير بود بي كباب
مولانا
***
ترا خود همي مرد بايد چو زن
ميـــان يلان لاف مـــــردي مــــزن
فردوسي
***
مردي نبود فتاده را پاي زدن
گر دست فتاده اي بگيري مردي
پورياي ولي
***
زدن مرد را تيغ بر تار خويش
به از باز گشتن زگفتار خويش
بو شكور
***
مرد بايد كه كند سعي در اين باب همي
تا خداوند پـديدار كنـــدتان سـببي
منوچهري
***
به پيش آيدم زود نيزه به دست
كه در پيش تان مرد مرد آمدست
دقيقي
***
تخت بلقيس جاي ديوان نيست
مرد آن تخت جز سليمان نيست
نظامي
***
شرط است كه چون مرد ره درد شوي
خاكي تر و ناچيــزتر ز گرد شوي
خواجه عبدا لله انصاري
***
گر بر سر نفس خود امیری مردی
بر نیک و بد ار خورده نگیری مردی
ناصر خسرو بلخی
***
بی فقر آشکار نگردد عیار مرد
بخت سیه بود محک اعتبار مرد
بیدل

۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

قطعنامه گردهمایی اعتراضی در مقابل کاخ سفید

نوامبر 17, 2015
شماره(253) چهارشنبه 27 عقرب 1394 / 18 نوامبر 2015
قطعنامه
بنام خدای عدالت
هفته قبل، هفت شهروند هزاره به شمول دو زن و یک کودک نه‌ ساله در ولایت زابل پس از یک ماه اسارت به دست افراد وابسته به داعش و طالبان سربریده شدند. اما، این اولین حادثه قربانی شدن هزاره‌ها نبوده است. اوایل امسال، 31 تن هزاره در زابل به گروگان گرفته شدند که یک ماه بعد از آن، تنها 19 تن شان در مقابل رهایی زندانیان طالبان و داعش در قدم اول رها شدند و از جمله 12 تن یک تن کشته، 6 تن مفقودالاثر 5 تن آزاد شدند. سال قبل، ۱۴ هزاره به شمول یک بانوی تازه‌عروس در ولایت غور تیرباران شدند. در سالهای اخیر، چندین حادثه قتل و سربریدن هزاره‌ها در دره میدان که کابل را به مناطق مرکزی وصل میکند، گزارش شده است.
با این حال، دولت افغانستان متاسفانه هیچ توجه‌ای به این وضعیت و آسیب‌پذیری هزاره‌ها نکرده است. یکی از دلایل اساسی این جنایات ناتوانی و عدم اراده دولت مرکزی برای محافظت از جان شهروندانش است. روز چهارشنبه، صدها هزار افغان تابوت‌های هفت قربانی را بردوش کشیده و به ارگ ریاست جمهوری رفتند تا به تروریزم و وحشت نه بگویند، عدالت را فریاد بزنند و دولت را وادارنمایند که امنیت شهروندان هزاره را تامین کند. موج این اعتراضات به همه ولایات و حتی خارج از افغانستان هم رسیده است. اکنون، ما افغانهای مقیم امریکا اینجا گردهم آمده ایم تا این جنایت فجیع را به شدیدترین الفاظ تقبیح کنیم، از دولت افغانستان بخواهیم که امنیت هزاره‌ها را تامین کند و از جامعه بین‌المللی بخواهیم برای تامین عدالت و حقوق بشر در افغانستان از هر راه ممکن به شمول اعمال فشار به دولت کابل تلاش کند.
ما مشخصا از دولت افغانستان میخواهیم:
1- عاملان جنایات اخیر زابلرا مورد پیگرد قانونی قرار داده و به اشد مجازات برساند. همچنان به خانواده های شهدا غرامت پرداخته شود .
2- پالیسی واضح و عملکرد شفاف درقبال جنایت های ضد بشری گروه تروریستی داعیش/طالبان اتخاذ نموده و بصورت جدی از مخاطب قراردادن این گروه تروریستی با استفاده از عناوین و کلمات مانند «برادر ناراضی، مخالفین سیاسی، گروه های مسلح سیاسی و امثالهم خود داری نماید.
3- با در نظرداشت وضعیت وخیم امنیتی در مناطق هزاره جات، تاسیس یک قول اردوی مجهز را دراین مناطق روی دست گرفته و با ایجاد کمربندهای امنیتی و با افزایش نیروهای پولیس و امنیت ملی هر چه زود اقدام نماید.
4- امنیت یکی از اساسی ترین و ابتدایی ترین حقوق شهروندان یک کشور بوده لهذا در تامین امنیت جانی و مالی تمام شهروندان افغانستان بدون هرگونه تبعیض مسولیت پذیر بوده و قاطعانه عمل نماید.
5- با درنظرداشت اصول اخلاقی و مسلکی و با روحیه ملی از برخوردهای سلیقه ای ، مغرضانه و تبعیض آمیز در مقابل اقوام خود داری کرده زمینه مشارکت همگانی را در تمام عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی فراهم نماید.
از جامعه ی بین الملل بویژه دولت دوست وحامیان افغانستان، ایالات متحده امریکا ، سازمان ملل متحد، سازمان جهانی حقوق بشر و سایر نهادهای مدنی و حقوق بشری می خواهیم تا:
1- نقض صریح و جدی حقوق و کرامت انسانی را که در سربریدن دو مرد، دو نوجوان، دو زن و یک دختر 9 ساله در ولایت زابل، توسط گروه های تروریستی طالب و داعش صورت گرفته پیگیری نمایند.
2- از جریان عدالت خواهی و پروسه نوپای دموکراسی درافغانستان حمایت جدی و قاطع نمایند.
3- طالبان، القاعده، داعش به عنوان گروه های تروریستی ، جنایتکاران جنگی ، ناقضان حقوق بشروعاملین نسل کشی هزاره ها درافغانستان (از سال 1996 تا اکنون) همچنان باید در لیست سیاه سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا باقی بمانند و تلاش ها برای محاکمه ای آنها در دادگاه بین المللی لاهه ادامه یابد.
4- نیروهای نظامی امریکا و ناتوبرای برقراری کامل امنیت و ثبات در افغانستان حیاتی بوده لهذا به تعداد آنها افزوده و الی برقراری امنیت کامل توسط نیروهای امنیتی افغانستان، در آن کشور باقی بمانند.
5- خطر نفوذ گروههای تروریستی داعش در افغانستان را جدی گرفته ، برای نابودنی آنها برنامه های مشخص و عملی روی دست گیرند.
6- از آنجایکه نهادینه سازی دمکراسی بدون عدالت ناممکن است از روند تک قومی شدن حکومت در افغانستان جلوگیری کرده و دولت افغانستان را وادار به پذیرش اصل مبنای دموکراسی که مشارکت همه اقوام است را مد نظربگیرند.
7- همچنین ازسازمان ملل متحد، سازمان جهانی حقوق بشر و تمام نهادی حقوق بشری بین الملی می خواهیم تا در قبال جنایات ضد بشری و نسل کشی هزاره ها توسط داعش، طالبان و القاعده در افعانستان سکوت را شکسته و به هر طریق ممکن از تکرار جنایات و نسل کشی هزاره ها در افغانستان جلوگیری کنند.Ÿ

۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

استاد بیلتون هنرمند شهیر موسیقی محلی افغانستان پدرود حیات گفت


نوامبر 10, 2015
شماره 252 چهارشنبه 20 عقرب1394 / 11 نوامبر 2015
کاووس سیاووش
bilton2
استاد مومن بیلتون در لوگر بدنیا آمد، در نخست توله مینواخت، سپس موسیقی را نزد استاد دری لوگری آموخت، صد پارچه آهنگ در آرشیف رادیو تلویزیون دارد، چهار مرتبه هنرمند سال شده و پنج مدال هنری بدست آورده.
استاد بیلتون به اثر بیماری طولانی به عمر 95 سالگی داعی اجل را لبیک گفت.
روحش شاد و فردوس برین جایش باد!Ÿ
انا لله و انا الیه راجعون

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

فورمول ارتقا به مقامات حکومت وحدت ملی : ( مربی داری مربا بخور!)


نوامبر 3, 2015
شماره (251) چهارشنبه ( 13) عقرب ( 1394) / (4) نوامبر ( 2015)
12195962_448991985306565_8210846615983530346_n

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

مردم میپرسند چرا؟ چرا؟ چرا؟


اکتبر 27, 2015
شماره 250 چهارشنبه 6 عقرب 1394 / 28 اکتوبر 2015
IMG_1070
چرا شناسنامه های برقی توزیع نمیشود؟
چرا اعضای جدید کمیسیون انتخابات و شکایات انتخاباتی تعین نمیشوند؟
چرا تاریخ تدویر انتخابات معین نمیشود؟
چرا پرونده فرخنده از یادها فراموش شده؟
چرا مسوولین سقوط کندز به دادگاه معرفی نمیشوند؟
چرا کاندید وزارت دفاع به پارلمان معرفی نمیشود؟
چرا چهره های دهشت افگنان دستگیر شده در تلویزیون ها واضح نشان داده نمیشود و تصویرشان قصداً مغشوش ساخته میشود؟
چرا مطابق خواسته وکلای پارلمان ولسوالی ده سبز از وجود طالبان تصفیه نمیشود؟
چرا سایر مقامات دولت مانند جنرال دوستم در خط اول جنگ نمیروند تا نیروهای امنیتی مورال بگیرند؟
چرا اجاز داده میشود در نزدیکی های دیوار های تاریخی کابل مردم منازل رهایشی اعمار کنند؟
چرا به عوض عمله تنظیفات شاروالی افراد مشکوک قبل از طلوع آفتاب با چندین موترسایکل زرنج به بهانه جمع آوری زباله ها داخل مکروریانها میشوند؟ آیا خطری از این افراد متصور نیست؟ اصلاً این افراد کی ها استند و از کجا می آیند؟

۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

چشم دیدهای یک قصاب


اکتبر 20, 2015
شماره ( 249) چهارشنبه (29 ) میزان ( 1394) / ( 21) اکتوبر ( 2015 )
12108200_964169773605542_6731252456824867685_n
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.
سگ هم کیسه را گرفت و رفت.
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد.
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
اتوبوس امد، سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.
قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه
پائولو کوئلیو
نتیجه اخلاقی: اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.Ÿ
زندگی مبهم صادق هدایت