ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۱۸, شنبه

داد و واویلا وفریاد از سانسور مدرن وبلاک ارمغان ملی


واین بار پس از چندسال از آن سانسور مدرن که فیسبوک ارمغان به یاد ما آورد . دست سانسورچی طوری قلم ارمغان ملی را بار دگر شکسته واز وبلاک ارمغان قطع نموده که :درحالیکه همگان وبلاک ارمغان را دیده میتوانند اما به مسوول صفحه وبلاک باز نمیشود تا چیزکی خلاف میل ارباب قدرت در آن بنویسد..اینست سانسور ماهرانه و مدرن قرن 21که از آن درذهنیت عامه حتا شکایت کردن هم باور نکردنی میباشد.ما نمیدانیم این مشکل را چگونه حل کنیم. گناه ما شاید نوشتن در وبلاک باشد (چون دروازه چاپ ارمغان را به روی ما قبلا بسته اند )که به این وسیله قلم ما را شکستند ودست ما را از رسیدن به وبلاک قطع کردند.
اما ما میگوییم:
سوگند به قلم که!
(دست از( قلم )ندارم تا کام من برآید - یا تن رسد به (وبلاک) یا جان زتن برآید)

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۳۰, یکشنبه

قدرتمندترین زنان جهان در سال ۲۰۱۶




















این زنان قدرتمند که در عرصه سیاست، تجارت، سرمایه گذاری، دانش و بشر دوستی نقش رهبری داشته اند، و در بازارهای مالی تصمیم گیرنده بوده و برای عقد توافقنامه های بین المللی و ارائه مساعدت ها به نیازمندان در سراسر جهان فعال می باشند.

موفقیت های این زنان، ثمره توانمندی خودشان بوده است. این در حالی است که جدال این زنان برای رسیدن به مقام هایی که به طور سنتی تحت سلطه مردان بوده است، دشواری های زیادی داشته است. بر طبق آخرین آمار، هنوز هم شمار زنانی که در مقام های بلند درجهان قرار دارند یک فیصدی بسیار اندک است.

اما امیدواری ها روز به روز بیشتر می شود. بر اساس گزارش مرکز پژوهش پیو، از سال ۲۰۰۵ تا حال شمار زنانی که در سطح رهبری کشورها قرار گرفته اند، در هر سال دو چند شده است.

مجله فوربز که همه ساله زنان نیرومند جهان را معرفی می کند، امسال با در نظر داشت چهار عامل، یعنی پول و ثروت، حضور در رسانه ها، حوزه نفوذ، و تاثیر گذاری، این زنان را انتخاب کرده است.

در ردیف اول انگلا مرکل قرار دارد. خانم مرکل ۶۱ ساله، رهبر حزب دموکرات مسیحی آلمان بوده و از سال ۲۰۰۵ تا حال به عنوان اولین بانوی صدراعظم در تاریخ آلمان، کار می کند. انگلا مرکل همچنان اولین شهروند آلمان شرقی پیشین است که آلمان دوباره متحد شده را رهبری می کند.


در ردیف دوم هلیری کلنتن قرار دارد. خانم کلنتن ۶۹ ساله، نامزد حزب دموکرات برای ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ بود که در مقابل رقیب جمهوری خواه اش دونالد ترامپ شکست خورد. هلیری کلنتن نخستین نامزد زنی است که توانسته به چنین جایگاهی در یکی از احزاب اصلی امریکا برسد.


کلنتن در اداره باراک اوباما رئیس جمهور کنونی از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ به عنوان ۶۷مین وزیر امور خارجه آن کشور وظیفه دار بود، قبل از آن خانم کلنتن از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ به عنوان سناتور ایالات متحده از نیویورک، از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ در دوره ریاست جمهوری شوهرش بیل کلنتن، به عنوان بانوی اول ایالات متحده در دفاع از ایجاد برنامهٔ ایالتی بیمهٔ صحی کودکان، لایحهٔ فرزندخواندگی و خانواده‌های مصئون، و لایحهٔ استقلال نگهداری از کودکان بی سرپرست، نقش برجستۀ را ایفا کرده است.

در ردیف سوم جنت یلن قرار دارد. خانم یلن ۷۰ ساله، اقتصاددان امریکایی، استاد متقاعد دانشگاه برکلی است که ریاست فدرال رزرو (بانک مرکزی امریکا) را از سال ۲۰۱۴ تا حال بر عهده دارد. یلن اولین زن در تاریخ ۱۰۰ ساله تاسیس بانک مرکزی امریکا است که عهده‌دار سمت ریاست این نهاد می‌شود. وی از سال ۲۰۱۰ نایب رئیس هیات مدیره بانک مرکزی ایالات متحده بود.


در ردیف چهارم ملیندا گیتس قرار دارد. خانم گیتس ۵۲ ساله، همسر بیل گیتس،رئیس شرکت مایکروسافت بوده و ریاست پیشین برخی از محصولات شرکت مایکروسافت را بر عهده داشت. او بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳ میلادی عضو هیات مدیره دانشگاه دوک بود. ملیندا گیتس یکی از موسسین بنیاد بل و ملیندا گیتس است که بزرگترین نهاد خیریه در جهان می باشد، اهداف اصلی این بنیاد افزایش تندرستی و کاهش فقر در سطح بلند در سراسر جهان است.


و در ردیف پنجم مری بارا قرار دارد. مری بارا ۵۵ ساله، رئیس اجرایوی شرکت جنرال موتورز می باشد. بارا نخستین زنی است که تاکنون به ریاست یکی از فابریکه های عمده موتر سازی جهان، منصوب شده‌است. بارا از ۱۸ سالگی به شرکت جنرال موتورز پیوست، و با بورسیه این شرکت، وارد دانشگاه استنفورد شده و در سال ۱۹۹۰ از این دانشگاه معتبر امریکا فارغ شد. مری بارا در سال ۲۰۱۴ از جانب هیات مدیره جنرال موتورز، به ریاست این شرکت انتخاب شد.


همچنان به ترتیب کریستین لاگارد، وزیر اقتصاد پیشین فرانسه و رئیس صندوق بین‌المللی پول یا IMF؛ شریل ساندبرگ، رئیس بخش عملیاتی فیس بوک؛ سوزان وویچیتسکی، رئیس یوتیوب؛ مگ وایتمن، رئیس اجرائیوی اچ پی، یا شرکت کامپیوتری هیولت پاکارد؛ انا پترشیا بوتن، رئیس بانک ستندرد هسپانیه؛ جینی رومیتی، رئیس اجرائیوی شرکت تولید کننده و فروشنده نرم‌افزار و سخت‌افزار آی بی ام؛ پارک گون-هه، رئیس جمهور کوریای جنوبی؛ میشل اوباما، بانوی اول ایالات متحده؛ اندرا نوویی، رئیس اجرائیوی شرکت پپسی؛ انجلا اریندتز، معاون شرکت اپل؛ ابیگل جانسن، رئیس اجرائیوی شرکت سرمایه ‌گذاری فیدلیتی؛ تسای اینگ-ون، رئیس جمهور تایوان؛ میشل باچلت، رئیس جمهور چیلی؛ فدریکا موگرینی، نماینده ارشد اتحادیه اروپایی در امور خارجی و مشی های امنیتی؛ سفرا کتز، رئیس شرکت تکنالوجی اوراکل؛ اوپرا وینفری، ملیونر و فردی سرشناس در عرصه مطبوعاتی امریکا؛ هلن کلارک، رئیس برنامه انکشافی ملل متحد؛ سه قاضی زن در محمه عالی امریکا هر یک روت گینزبرگ، هلن کاگن و سونیا سوتو مایر؛ مرلین هیوسن، رئیس اجرائیوی شرکت تجهیزات نظامی لاکهید مارتین امریکا؛ و هارون داتی بتاچاریو، رئیس ستیت بانک هند در مقام های پنجم نا بیست و پنجم فهرست زنان قدرتمند سال ۲۰۱۶ اعلام شده اند.

گزارش: اسوشیتدپرس

برگردان: ژیلا سمیعی


ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۵, سه‌شنبه

(بیا که بریم به مزار) آهنگی که شهرت سلما را جهانی ساخت

تنطیم ونگارش : لیلا مستان






بياكه بريم به مزار ملا محمد جان ... آغاز سفر هنري خانم سلما جهاني بود كه تا امروز ادامه دارد.   .  
ثريا، ستاره موسيقي كشور كه در آسمان ساز و آواز او را بنام سلما ميشاسيم ، از جمله آواز خوانان تراز  موسيقي آماتور افغانستان بشمار ميرود.آهنگ ملا محمد جان كه يكبار در سال ١٩٠٧ در كلكته هند توسط. مرحوم استاد غلام حسين خان پدر استاد سرآهنگ اجرا شده بود و بعد از او ديگر كسي آنرا اجرا نکرد.   اين خانم سلما بود كه داستان تاريخي ملا محمد جان و عايشه را زنده ساخت آنقدر زيبا خواند كه ،حتا اگر امروز عايشه يي عاشق هم دوباره زنده شود و بخواند، مقبولي اين آهنگ ديگر مهُر آواز خانم سلما را بخود حك كرده. اگر پنج آهنگ ماندگار موسيقي افغاني را نام ببريم ملا محمد جان به آواز خانم سلما در صدر قرار ميگيرد. ميتوان گفت كه  آهنگ ملا محمد جان باید در زمره ميراث هاي فرهنگي كشورما ثبت گردد.
بانو سلما درخانواده روشنفكر و هنر دوست بدنيا امد كه  فرزند چارم درميان يك خواهر و سه برادر است. صدا و آواي موسيقي ازاستاد برشنا كاكاي پدرش و احمد ولي  پسر خاله اش ، ثريا را سلما ساخت. بانو سلما ١٣ سال داشت كه آواز خواند. قبل از او خواهر و برادر بزرگترش هم آواز ميخواندند، اما هيچگاهي نخواستند آواز شان ضبط نوار شود. احمد ولي، الماس صداي خانم سلما را به صيقل گرفت  و براي خانم سلما آهنگ ميساخت.  خانم سلما در سيزده سالگي دو آهنگ به راديو افغانستان ضبط كرد كه  یکی آهنگی از ساخته هاي محترم خيال با مطلع ( بگو از من چه ديدي ...) ودیگری آهنگ  تاريخي ملا محمد جان میباشد كه تا امروز كسي مانند او آنرا نخوانده است. بعد از ضبط ايندو آهنگ براي دوسال خانم سلما آواز نخواند. خانم سلما شانزده سال داشت كه اولين البوم هنري اش را با محترم احمدولي ضبط افغان موزيك كرد.
                                                             يك لحظه يك لحظه
ويا-
جان جان نگاه تو
سلمااولين آواز خوان فغانستان بود كه با احمد ولي دوگانه خواند. و موفقيت هايش را در عرصه موسيقي از اولين مشوق اش احمدولي ميداند.
سلما ميگويد: احمدولي بيشتر ميكوشيد تا من بخوانم و احمد ولي بهترين كمپوز ها را برايم از كمپوزيتوران مطرح آنزمان بدست ميآورد.
 سلما  زماني آواز میخواند كه فعاليت هاي هنري بانوان در كشور تازه رنگ گرفته بود.
 سلما ميگويد : هنرمندانی چون استاد مهوش، سارا زلاند، خانم ژيلا، خانم افسانه و ... كساني بودند كه عرصه موسيقي را براي ما باز كردند. هنرمندان در آنزمان با إمكانات كم، بيشتر ميكوشيدند تا آهنگي را بدست بياورند، بسرايند و ضبط كنند.كه مورد پسند شنونده باشد. با آنكه سهولت ها اندك بود اما پشتكار بانوان در جامعه سُنتي قابل قدر بود .
 بانو سلما توانست با استفاده از تجارب هنري اش برادرش حيدر سليم را هم به جهان موسيقي معرفي كند. براي اولين بار حيدر سليم در كنار خواهرش سلما آوازخواند و اولين البوم موزيك سنتر را با آهنگ هاي ماندگار شان ضبط تاريخ موسيقي افغانستان كردند.
گر رهايم كني نمي ميرم
كه بسر شور تازه يي دارم
 ويا: در قيد غمم خاطر آزاد كجايي
و...
 اين آهنگ ها بود كه دوستداران هنر موسيقي را  با نام حيدر سليم آشنا ساخت. سلما هنوز شاگرد مكتب بود كه در برنامه پيام صبحگان راديو افغانستان  با آواز رحيم جهاني آشنا شد. وقتي از رحيم جهاني ميشنيد، در كنار راديو مي ايستاد و محو آهنگ هاي او ميشد، تقدير سلما را همسفر زندگي رحيم جهاني گزيد و بقيه فعاليت هاي هنري اش را در كنار  رحيم جهاني كه خود تحصيلات اكادميك در عرصه موسيقي داشت پيش بُرد. سلما و رحيم جهاني آهنگ هاي ماندگار دوگانه از خود بجا گذاشته اند كه در آرشيف موسيقي  رادیوافغانستان موجود است.
خانم سلما در  موسيقي امروزي افغاني از خودسري در آهنگ هاي هنرمندان تازه كار انتقاد ميكند و اما كار كرد هاي هنرمندان جوان چون آريانا سعيد، قيس الفت ، شبانه مهريار، علي اعتمادي ، شاه رسول قاسمي ،سيتا قاسمي و ... را تحسين ميكند. خانم سلما طَي سفر هايكه در سالهاي ٢٠٠٨-٢٠١٢-٢٠١٣ به افغانستان داشت استعداد جوانان كشور را در عرصه هاي مختلف زندگي بخصوص مطبوعات تمجيد كرده ميگويد:
 اگر فعاليت هاي جوانان كشور مارا  در عرصه راديو و تلويزيون با همان إمكانات ناچيز، و امكانات كه در غرب وجود دارد در مقايسه بگيريم كاركرد هاي جوانان وطنم را تحسين ميگويم چرا كه هر كدام شان يك مكتب استند. در حاليكه در غرب با وجود همه امكانات ، كيفيت كإرهاي رسانه يي شان كم رنگ است.
خانم سلما سه فرزند  بنام هاي سلما، سنبل و رهي جهاني دارد. پسر خانم سلما رهي جهاني از نواختن طبله پا به عرصه موسيقي گذاشت و نزد استاد ذاكر حسين  نواختن طبله را آموخت و نزد پدرش رحيم جهاني با نواختن آرمونيه و كيبورد آشنا شد كه  در فعاليت هاي مختلف هنري خانم سلما ، حيدر سليم و ديگر هنرمندان را همراهي ميكرد. امروز رهي جهاني در كنار خانم سلما  آوازميخواند، و رهنمايي هاي مادرش را در عرصه آواز خواني به تجربه گرفته است..

خانم سلما جهاني در كنار مصروفيت هاي هنري اش مصروف نوشتن زندگينامه خود است. او از پنج سالگي اش تا امروز را در قيد قلم درآورده است. نام خانم سلما در آسمان هنر موسيقي كشور هميشه با افتخار ياد ميشود.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۱۱, دوشنبه

از ورزش کافکا تا شب بیداری بالزاک؛ بام تا شام نویسندگان چگونه می‌گذرد



محمدحسن شهسواری

این روزها کتابی در محافل هنری  دست به دست می‌شود در مورد عادات کاری ۱۶۲ انسان مشهوری که طی چهارصد سال گذشته فرهنگ غرب را شکل داده‌اند. از فیلسوف و مخترع و فیزیکدان بگیرید تا نقاش و موزیسین و معمار و روان‌شناس و کارگردان و البته داستان‌نویس.*

از میان این بزرگان، زندگی روزانه‌ی نویسندگان برای من، که داستان‌نویسی مهم‌ترین علاقه‌ی زندگی‌ام است، مهم‌تر بود. پس وقت گذاشتم و عادات کاری آنان را جدا کردم و بررسی ساده‌ای انجام دادم. بد ندیدم نتایج را، از جهاتی که برای خودم هم جالب بود، در اختیار شما هم بگذارم.

اهمیت رمان‌نویسان یا اهمیت عادات کاریِ داستان‌نویسان

 73تن از این بزرگان مشخصاً رمان‌نویس هستند. یعنی حدود ۴۵ درصد. شاعران و نمایشنامه‌نویسانی را که رمان ننوشته‌اند در این لیست نیاورده‌ام. البته اگر مثل ژان پل سارتر فیلسوف بوده‌اند اما به داستان‌نویسی نیز شهره، به این لیست افزوده‌ام. سارتر حتا جایزه‌ی ادبی نوبل را هم برنده شد، که البته آن را نپذیرفت. شمار فراوان نویسندگان در این کتاب اهمیت و شهرت نویسندگان میان مشاهیر و معماران فرهنگ غرب را نشان می‌دهد. البته از سوی دیگر می‌توان گفت که چون این کتاب در مورد عادات کاری بزرگان است، وجود پرشمار نویسنده در آن، نشان‌دهنده‌ی این نکته‌ی مهم هم هست که گویی بین تمام مشاهیر، داشتن عادات کاری میان نویسندگان از اهمیت بیشتری برخوردار است..

نظم در نویسندگی

در میان این ۷۳ نفر، همه گونه آدمی با همه گونه عادتی هست، که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد. اما تقریباً اکثر قریب به اتفاق آن‌ها واجد یک صفت هستند: نظم روزانه‌ی کاری..

در این زمینه چند نقل قول جالب از نویسندگان می‌آورم. لئون تولستوی: «باید هر روز بنویسم و هیچ روزی را از دست ندهم. این کار بیش از آن که برای موفقیت در نوشتن ضروری باشد، یاری‌ام می‌کند تا مهار برنامه‌ی روزانه‌ام از دست نرود.

گوستاو فلوبر: «در زندگی‌ات مثل یک بورژوا منظم و مرتب باش تا بتوانی در کارت اصیل و بی‌رحم باشی.
هنری میلر: «برای حفظ لحظات راستین شهود هنری، باید بسیار منضبط بود و به زندگی انضباط بخشید.
هاروکی موراکامی: «بی‌هیچ تغییری به برنامه‌ی روزانه‌ام (بیدار شدن در ساعتِ چهار صبح/ پنج شش ساعت نوشتن بی‌وقفه/ ورزش/ مطالعه/ گوش کردن موسیقی/ به بستر رفتن در ساعت ۹ شب) پایبندم. آن چه اهمیت دارد تکرار این کار است، یک نوع هیپتونیزم. خود را هیپتونیزم می‌کنم تا بر ژرفای ذهنی‌ام بیفزایم.
چاک کلوز: «آماتورها منتظر الهام می‌مانند، اما ما می‌رویم سر کار و شروع می‌کنیم به کار کردن.

با دقت بیشتر در مورد زندگی همه‌ی بزرگانی که در کتاب از آن‌ها نام برده شده، متوجه شدم که نویسندگان انضباط بیشتری دارند تا دیگران. شاید هم طبیعی باشد. چون تقریباً نمی‌توان بدون روزی حداقل سه ساعت منظم و پیوسته نوشتن، آثار درخوری خلق کرد. جالب آن که چارلز دیکنز آن قدر به برنامه‌ی خود وفادار بود که حتا اگر چیزی برای نوشتن نداشت، در همان ساعت همیشگی پشت میز می‌نشست و کاغذ خط‌خطی می‌کرد..

با این همه، بزرگان همیشه ما را شگفت‌زده می‌کنند. خود من فکر می‌کردم غیرممکن است که بدون نظم مشخص بتوان نوشت اما پنج نفر از این ۷۳ نفر (یعنی نزدیک به ۷درصد) منظم نمی‌نوشتند و هر وقت الهام به آنان رو می‌کرده، می‌نوشتند. مثل «آن بیتی» یا «ژرژ سیمنون». البته یکی مثل ژرژ سیمنون در این حملات الهام، حجم وحشتناکی می‌نوشته که جبران روزهای بی‌کاری‌اش بوده. سیمنون گاه در هر روز نوشتن، هشتاد صفحه (حدود بیست هزار کلمه) می‌نوشته که البته واقعاً باورش سخت است. اما وقتی بدانیم این اعجوبه ۴۵۰ رمان نوشته، دیگر اجازه‌ی تعجب هم نداریم.!

روز یا شب، آیا مسئله این است؟

فیلم‌ها و رمان‌ها و نمایشنامه‌ها مملو از صحنه‌هایی است که نویسندگان را در دل شب، زیر نور شمع نشان می‌دهد. یا سحرگاهانی که نویسنده بعد از یک شب کاری سخت، قلم را بر زمین می‌گذارد. راستش، با این‌که من خودم آدم صبح هستم و معمولاً بین پنج تا هشت صبح بهترین زمان نوشتنم است، باور داشتم که نویسندگان اغلب شب‌ها می‌نویسند. ولی وقتی آمار گرفتم، واقعاً حیرت کردم. از بین ۷۳ نویسنده‌ی بزرگِ دوران فقط و فقط ۱۲ نفرشان (حدود ۱۶درصد) شب‌ها می‌نوشتند. بقیه آدمِ صبح بوده‌اند، و راستش را بخواهید، آدمِ صبح خیلی زود. یعنی بیدار شدن در ساعت چهار، پنج یا شش صبح بین آن‌ها کاملاً رایج بوده است. به طور قطع می‌توانم به شما بگویم که از ۶۱ نفری که صبح‌ها می‌نوشتند، تقریباً هیچ‌کدام دیرتر از هشت صبح بیدار نمی‌شده‌اند. جالب آن‌که در خلال گشت و گذارهایم در مورد عوامل خلاقیت، به پژوهشی درازدامن از دکتر «تراویس برادبری» برخوردم که شش صفت آدم‌های خلاق را برشمرده و اولین آن‌ها سحرخیزی است..

البته توجه داشته باشید که مطالعات دیگر در مورد بیشترین ظرفیت بازدهی ذهن نشان داده که عادات کاری منظم، اهمیت بیشتری دارد از ساعتی که در آن به کار می‌پردازید. برای همین است که لازم نیست به این‌‌ که چه زمانی می‌نویسید خیلی توجه کنید. مهم این است که در همان ساعت خاص به کار بپردازید. به طور مثال دو بانوی نویسنده، «آلیس مونرو» و «تونی موریسون»، که هر دو جایزه‌ی نوبل هم برده‌اند، در اوایل دوران کاری‌شان به خاطر نگه‌داری از بچه‌ها مجبور بوده‌اند بعدازظهرها یا شب‌ها بنویسند، اما زمانی که بچه‌ها بزرگ شدند عادت نوشتن خود را به صبح انداختند. که البته در هر دو دوره نیز آثار درجه‌ی یکی آفریده‌اند..

اعتیاد

راستش همیشه گمانم می‌کردم با اعتیاد به مخدرها یا مسکرات نمی‌توان نویسنده یا فرد اثرگذاری شد. چون تقریباً از زمان جوانی بسیار بسیار افراد بااستعدادِ معتاد دیده‌ بودم که نتوانسته بودند در کارشان استمرار پیدا کنند و نابود شدند. از سوی دیگر بسیاری از جوان‌ها هستند که گمان می‌کنند گویا بدون مواد مخدر نمی‌توان خلاق یا به قول خودشان خفن بود. مطالعه‌ی زندگی بزرگانِ این کتاب نشان می‌دهد که نه نظریه‌ی من کاملاً درست است و نه نظریه‌ی آن جوانان خوش‌بین. خوشبختانه شمار معتادان در بین داستان‌نویسان خیلی کمتر از شمار آنان در سایر بزرگان است. از بین این ۷۳ نفر فقط به ۶ نفر اشاره شده که به مخدرها یا الکل معتاد بوده‌اند..

ورزش

دکتر بردبری دومین عامل خلاقیت را ورزش روزانه معرفی می‌کند. راستش گمان می‌کردم که نوابغ ادب و هنر و فرهنگ خیلی اهل ورزش نباشند. اما با تعجب دیدم که نزدیک به ۴۰ درصد بزرگانی که در این کتاب از آنان نام برده شده، اهل فعالیت‌های ورزشی روزانه بوده‌اند. البته در این زمینه، نویسندگان وضع‌شان بدتر است. از بین ۷۳ نفری که کتاب شرح حال‌شان را نوشته، فقط در مورد ۱۷ نفر (حدود ۲۳درصد) به صراحت گفته شده که اهل ورزش بوده‌اند. مثلاً ویکتور هوگو در روز حداقل دو ساعت و چارلز دیکنز سه ساعت پیاده‌روی مستمر داشته‌اند. اما جالب‌ترین موردِ معتاد به ورزش در میان نویسندگان کسی است که احتمالاً شما هم با شنیدن نامش مثل من تعجب می‌کنید؛ فرانتس کافکا. بله این قهرمان ادبیات مدرن هر روز صبح، ده دقیقه برهنه جلوی آینه ورزش می‌کرده، بعد لباس می‌پوشیده و یک ساعت پیاده‌روی می‌کرده. تازه به این هم بسنده نمی‌کرده و همیشه، هم بعد از نوشتن و هم قبل از خواب، باز حداقل ده دقیقه ورزش می‌کرده است.

ساعات نوشتن

همان‌طور که گفته شد، حدود ۹۳ درصد از نویسندگان بزرگ، تقریباً هر روز می‌نوشته‌اند، اما در مورد میزان ساعتی که کار می‌کرده‌اند نمی‌توان آمار دقیقی ارائه داد. چون واقعاً متنوع رفتار می‌کرده‌اند. بین آن‌ها نویسندگانی چون «گرترود استاین» است که فقط روزی نیم ساعت کار می‌کرده و برخی مانند «جویس کارول اوتس» (نویسنده‌ی بیش از ۵۰ رمان، ۳۶ مجموعه‌داستان، و تعداد زیادی مجموعه‌شعر و نمایش‌نامه و مقاله) که هر روز از ساعت هشت تا یک بعدازظهر و چهار تا هفت بعدازظهر و برخی روزها یکی دو ساعتی هم بعد از شام می‌نویسد.  البته نویسندگانی مثل «استیفن کینگ» و «گراهام گرین» هم هستند که بیشتر به حجم کار روزانه‌شان توجه داشته‌اند تا ساعات کار. کینگ روزی دو هزار کلمه و گرین روزی پانصد کلمه که می‌نوشته‌اند، از پشت میز بلند می‌شده‌اند. البته کینگ هنوز هم این عادت را دارد..

موارد جالب

آداب روزانه حالا که اعداد و ارقامِ عادت روزانه‌ی نویسندگان را کمابیش مرور کردیم، بد نیست با برخی عادات عجیب و غریب آن‌ها هم آشنا شویم.
ـ «تامس وولف» و «ارنست همینگوی» ایستاده می‌نوشته‌اند. وولف، که نزدیک به دو متر قد داشته، کاغذهایش را روی یخچال می‌گذاشته و می‌نوشته و همینگوی روی رحلیِ بالای کتابخانه.
ـ «آنتونی ترولوپ»، که در دوره‌ای سی‌ساله ۴۷ اثر داستانی و ۱۶ کتاب در موضوعات دیگر نوشته، به خدمتکارش پول می‌داده تا او را هر روز ساعت پنج و نیم صبح به زور بیدار کند. او هر روز تا ساعت هشت و نیم می‌نوشته. مواردی بوده که مثلاً ساعت هفت رمانش تمام می‌شده. بلافاصله کاغذ دیگری جلویش می‌گذاشته و رمان بعدی‌اش را شروع می‌کرده و این رمان جدید را تا ساعت هشت و نیم می‌نوشته.
ـ جیمز جویس هفت سال پیوسته روی اولیس کار کرد. طبق محاسبات خودش، این شاهکار بیست هزار ساعت از او وقت گرفت و طی آن هشت بیماری، ۱۹ تغییر آدرس (از اتریش گرفته تا سوئیس، ایتالیا و فرانسه) را پشت سر گذراند.
ـ آگاتا کریستی حتا بعد از انتشار ۱۰ رمان موفق، خود را نویسنده‌ی قابلی نمی‌دانسته و جلوی سؤال شغل در فرم‌ها می‌نوشته: خانه‌دار.
ـ جان چیور هر روز صبح هم‌زمان با سایر کارمندان مجتمع مسکونی‌ای که در آن ساکن بوده، حمام می‌کرده و صبحانه می‌خورده و کت و شلوار تن می‌کرده و سوار آسانسور می‌شده. اما از ساختمان خارج نمی‌شده. به انباری می‌رفته، کت و شلوارش را در می‌آورده و با لباس زیر تا ظهر می‌نوشته. بعد کت و شلوارش را می‌پوشیده و برای ناهار برمی‌گشته به آپارتمان خودش.

اما در پایان نگاهی کوتاه می‌اندازیم به برنامه‌ی روزانه‌ی انوره دوبالزاک. اعجوبه‌ای که طی ۳۲ سال نوشتن، ۹۰ رمان و ۲۰ اثر غیرداستانی به نگارش در آورد: «ساعت شش بعدازظهر: خوردن شام سبک و بعد خواب/ بیدار شدن در ساعت یک نیمه شب/ هفت ساعت نوشتن/ خواب از ساعت هشت تا نه و نیم/ نوشتن از ساعت نه و نیم تا چهار بعدازظهر/ پیاده‌روی/ دوش/ ملاقات با دوستان تا ساعت شش/ بعد خوردن شامی سبک و رفتن به بستر

*نویسنده‌ی این کتاب میسن کاری است. سه ترجمه از این کتاب وجود دارد:


ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۳, یکشنبه

احمد ظاهرزنده است


به بهانه سالروز هنرمند نسل جوان احمدظاهر که از نیم قرن واندی هنرش  روان نسل جوان را  تسخیرنموده البومی از عکسهایش را که اخیرا در فیسبوک منشر شده به توجه علاقمندان میرسانم.

























ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۹, چهارشنبه

محمدعلی کلی اسطوره مشت زنی ازجهان رفت

محمدعلى،، مشت زن معروف حرفه يى جهان، به سن ٧٤ سالگى درگذشت. 
على كه از ٣٠ سال به اينسو با بيمارى پاركينسن دست و پنجه نرم مى كرد.، به خاطر مشكلات تنفسى از دو روز به اينسو در شفاخانه فونيكس بسترى بود. 
على يكى از قهرمانان اسطوره يى جهان مشت زنى بود كه به گفته مشت زن هاى هم دوره و پس از باز نشستگى اش، "شخصيت اجتماعى اش تكرار ناپذير است."
محمد على در آغازين سال هاى پس از سقوط طالبان در ٢٠٠٢ به عنوان سفير صلح ملل متحد، به افغانستان نيز سفر كرده بود.
انترنت