۱۳۹۲ بهمن ۲۶, شنبه

یاد رادیوگک ما به خیر

 

فوریه 16, 2014
شماره 163/ یکشنبه 27 دلو 1392/ 16 فبروری 2014
در گرامیداشت از 13 فبروری روز جهانی رادیو
r4
r5
r6
?????????????????????????????????????????????????
?????????????????????????????????????????????????
?????????????????????????????????????????????????
r10
?????????????????????????????????????????????????
?????????????????????????????????????????????????
?????????????????????????????????????????????????
r14
?????????????????????????????????????????????????
r17
r3
r
کوه بچه
روزی که اولین بار در ده ما یا بهتر بگویم در خانه ما رادیو آمد در واقع روز جشن و سرور و شادمانی مردم قریه بود. در این روز اکثر باشندگان قلعه های اطراف به خانه ما آمده با اظهارتعجب از صندوقچه یی صدای انسان را میشنیدند، هنوز به یاد دارم که کاکایم مرا در کنار رادیو و در صدر مجلس جا داده بود و با افتخار و غرور زاید الوصفی در صدر مجلس نشسته به رادیو گوش میدادم، بیروبار عجیبی بخاطر شنیدن صدای رادیو در خانه ما برپا بود. روزیکه حاکم محل به زیر چنار ما مهمان شد بخاطر شنیدن بهتر رادیو در فضای آزاد آنتن جالیدار را به شاخ چنار و آنتن دیگر را که مرکب از قوطی پر از ذغال بود در زمین زیر خاک کرده لین های آنرا به رادیو وصل نمودند تا رادیو کابل از آن جعبه جادویی بهتر شنیده شود. هیچ از یادم نمیرود که رادیو را مقابل حاکم محل در صدر مجلس گذاشته بودند و بخاطر غرش امواج دریا و شرشره جوی آسیاب هیچ کس به جز حاکم و فرزندش صدای رادیو را به درستی شنیده نمیتوانست. فرزند حاکم با گستاخی امواج رادیو را ته و بالا میکرد و من که آن رادیو را خیلی دوست داشتم از دست بازی بیجای فرزند حاکم خیلی ناراحت بودم که مبادا رادیوی ما خراب شود. بزرگان و محاسن سفیدان قریه میگفتند که سالها قبل در زمان امان ا لله خان نشرات رادیو در کابل آغاز شد که فقط آنرا در اطراف ارگ بزرگان کشور میشنیدند و بعد از یک تعمیر کهنه بنام کوتی لندنی رادیو کابل به نشرات آغاز
کرد که باز هم فقط در شهر کابل قابل شنیدن بود، اما حالا که حد اقل در چند کیلومتری پایتخت مردم صدای رادیو را میشنیدند بیشتر آنرا به دیده یک قطی جادویی نگاه میکردند، چنانکه شاعری در وصف رادیو گفته بود:
بود زاختراعات بی گفتگو
عجب تر به چشم بشر رادیو
بزرگان میگفتند که در اروپا نیز وقتی اولین بار رادیو اختراع شد شخصی به مخترع رادیو نامه نوشته او را تهدید کرد ازین که امواج رادیو با عث حمله قلبی بر وی شده او را خواهد کشت. به هر حال از زبان محاسن سفیدان و بزرگان میشنیدیم که فلیپس و سیرا اصلا دو خواهر و برادری هستند که مالک فابریکات رادیو سازی میباشند. در روزگاری که ماهواره، انترنت، تبلت، مبایل، تلویزیون، نشرات امواج اف ام تا سرحد اعجاز مردم را سر به افلاک نموده و جهان را به دهکده کوچکی مبدل ساخته، هنوز لذت صدای آن رادیو گک چهار موجه ما (که با بطری بزرگی در کنارش آنرا با اعزاز و اکرام در بالای میزی در زیر دستمال گل سیب پیچانده گذاشته بودند و مارا یارا و جرئت رفتن به طرف آن نبود و حتی در تبدیلی موج رادیو بزرگان به ما اخطار داده بودند که اولاً باید رادیو را خاموش کنیم و بعد موج آنرا تغیر دهیم) از ذهنم نمیرود. آن رادیویی که صبح را با صدای قرآن و زمزمه های صبح هنگام ناله نی آن آغاز میکردیم و شب ها با شنیدن پاچایی سلام آن به خواب میرفتیم.
در سالگرد روز جهانی رادیو یاد آن رادیو گک ما به خیر.Ÿ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر