۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

فارغان مکاتب به سپاه بیکاران پیوستند!

نوشته محمد داود سیاووش
یک نگاه گذرا به سیر جذب جوانان در موسسات تحصیلات عالی نشان میدهد که به دلایل مبهم جذ ب محصلان درموسسات تحصیلات عالی با گذشت هر سال پس از تشکیل اداره موقت سیر نزولی داشته ، چنانچه براساس آماری که توسط استاد حسن یارمنتشر شده جذ ب محصلان از( 98) فیصد درسال (1381) به (75) فیصد درسال (1382) وبه (41) فیصد درسال (1383) وبه (39) فیصد درسال (1384) وبه( 38) فیصد درسال(1385) تنزیل یافته است.
در مقابل فیصدی جوانانی که به موسسات تحصیلات عالی راه نیافته اند از(20) فیصد در سال (1381) به( 25 )فیصد در سال (1382) و به( 59 )فیصد در سال( 1383 )وبه (61) فیصد درسال (1384) و به (62) فیصد درسال( 1385) بلند رفته که نمایانگر بی سرنوشت ماندن هزاران جوان در طی این سالها میباشد ودر سال(1387)از مجموع (79975) داوطلب امتحان کانکور در سراسر کشور(35818) تن در موسسات عالی ونیمه عالی جذ ب گردیده وسایرین بی سر نوشت میباشند.
این جوانان که اکثرآ توان پرداخت فیس را در موسسات ظاهرآ تحصیلات عالی خصوصی کشور ندارند چه کنند؟
جای کاروجود ندارد ،جنگ جریان دارد، فقربیدادمیکند و خواسته های جوانی با دیدن زرق و برق بلند منزل ها و موترهای آخرین مدل و مود وفیشن خیره کننده شهرها زبانه میکشد.
جوانی که تحصیل ندارد و کارندارد طبعآ پول هم ندارد او چگونه خواسته های زندگی خود را برآورده سازد،چگونه و با چه امکاناتی تشکیل خانواده بدهد. اوکه غذای کافی نمگیرد، اوکه لباس مناسب خریده نمی تواند،او که با توجه به مخارج بزرگ زندگی با همسالانش نشست و برخاست کرده نمی تواند.
در این حال هرگاه کسی به گوشش زوزه بکشد که برایش پول میدهد شاید به هرکاری مبادرت بورزد.
متاسفانه در دولت ما اقدامات شکلی و نمایشی معمول میباشد و مسولان کمتر به عمق چنین قضایا متوجه میشوند.باری درحالیکه به مکاتب تا ماه اسد کتاب درسی نرسیده بود از تلویزیون ها گزارش کمپیوتری شدن برخی مکاتب به نشر میرسیدودراین روزها درحالیکه ده ها هزار جوان با استعداد به دلیل عدم ظرفیت جذ ب از تحصیل بازمانده به مدیران چند مکتب تحایف و تقدیرنامه ها اهدا میشود که در واقع نمک پاشی بر زخم رانده شده گان میباشد.
درحالیکه مشکل این نیست که فلان مدیرو فلان شاگرد خوب کارکرده و فلان مدیروفلان شاگرد کم کار نموده بلکه مشکل آنست که ظرفیت جذب وجودندارد. حالا اگر شما هرقدر شاگردان لایق داشته باشید وقتی قدرت جذب وجود نداشته باشد شاید با بلند بردن افریج نمرات جذب تعداد محدودی را جذب نموده سایرین را از دروازه تحصیلات عالی برانید که در این حالت اصلآ متعلمین لایق وکم لایق مطرح نیست .
دولت باید به عوض این اقدامات نمایشی پلان مشخص برای ارتقای ظرفیت موسسات تحصیلات عالی اتخاذ نموده ودردرجه دوم به خاطر ارتقای مهارت این فارغان بی سر نوشت تدابیر اتخاذ نماید. درحالیکه جای کاربرای این جوانان وجود ندارد هرگاه کورس های قصیر المدت لسان و کمپیوتر در جنب ریاست های معارف مرکز و ولایات از طرف دولت تدویر یابد و به رویت شهادت نامه صنف دوازده جوانان بدون اخذ فیس درآن شامل گردند شاید درآینده که همه ما به آن فکر میکنیم حداقل شایسته گی جذ ب درپروژه هارا به صفت کارمند عادی پیدا نمایند و از جانبی ازحالت بلاتکلیفی و بی سرنوشتی که باعث افسردگی روانی و اعراض و پیامد های منفی در جامعه میگردد جلوگیری شود.
در حالیکه ستودیوم های ورزشی ، سالون های کتابخوانی ،مراکز فرهنگی ،آموزشی وپرورشی و برنامه های تربیتی کافی برای این جوانان در کشور موجود نیست ،وحتی در پایتخت کشور یک ستودیوم ورزشی کهنه و یک کتابخانه عامه محدود با شعبات دایمآ مسدود آن در نواحی وجود دارد، این سوال مطرح میشود که این جوانان چه کنند؟ وکجا بروند؟ شاید به همان جاییکه (40)تن شان دریک کانتینر هلاک شدند ویا به طرف اعتیاد یاجرایم اخلاقی وحنایت .مسوول این فاجعه کیست؟
حکومت باید پروزه های عام المنفعه و اشتغال زا را برای مصروف نگهداشتن این جوانان ایجاد نماید، دینامیزم جوانان نیروی سیلاب گونه یی میباشد که با مهار کردن آن کشور آباد و با حرکت افسار گسیخته ی آن آینده کشور تیر و تار خواهد شد.
چرا مسوولان کشور ازاین مهم چشم پوشیده اند؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر