۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

با بازی آتش


شماره(244) ارمغان ملی چهارشنبه 25 سنبله 1394 / 16 سپتمبر2015

نوشته : محمدداودسیاووش

از نظر کسانی که شاید شاهد حوادث سه دهه اخیر افغانستان بوده اند آنچه در این روز ها در سیاست افغانستان واقع میشود مانند بازی با آتش است.

روزیکه حکومت نجیب سقوط کرد دروازه همسایه ها به این امید به روی افغانستان باز بود که هر یک در فردای آن برای مطلب خود دلبری میکرد، اما در حال حاضر که وضعیت جیوپولیتیک و جیوستراتیژیک منطقه کاملاً تغییر نموده وضعیت به حدی نازک و شکنند میباشد که حتا رهبران نظام از خطر تشکیل حکومت مؤقت و رهبران از مرجع تصمیمگیری و خطر مریضی صدر رهبری اظهار نگرانی میکنند.

هرگاه این دلهره و نگرانی دولتمردان، سیاستمداران و رهبران را به فرض وقوع هر نوع استحاله و تحول و تغییر مدنظر گیریم در فردای آن شرایطی در کشور حکمفرما خواهد بود که حتا برای خود همین رهبران نیز زمین سخت و آسمان دور گردیده  مجبور میشوند تا آخرین فرد به حمایت نیروهای بیگانه با هم بجنگند، بکشند یا کشته شوند.

آنچه این بازی را خیلی تیره و تار نشان میدهد عناصر مشهود و عیانیست که حتا حاجت به بیان نیست، که در این سلسله از آن نام میبریم:

الف- دفاع زمامداران و دولتمردان از عاملان انفجار و انتحار:

1- در حالیکه چهره طراحان گرفتار شده حمله شاه شهید را رسانه ها مخفی نگاه میکنند و فقط صدایشان شنیده میشود وقتی سازمانده اصلی این گروه با زبان خودش اعتراف میکند که قبلاً به اتهام فعالیت های تروریستی زندانی بود و پس از یک و نیم سال از زندان رها شد و رسانه ها افشا میکنند این فرد با هویت جعلی از بند رها شده، اینکه چرا رها کننده قاتل بیش از چهارصد نفر مورد مؤاخذه علنی قرار نمیگیرد یک سوال کاملاً عیان و آشکار نزد مردم است.

ب- وقتی فاریاب توسط جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور تصفیه میشود و در فردای آن نیروهای امنیتی و اردوی ملی پوسته ها را ترک نموده بقول نقیب ا لله فایق نماینده مردم در پارلمان حتا مهمات شان چون تانک، توپ، هاوان، سیکو یک و دهشکه را به دهشت افگنان میگذارند جداً یک سوال تکان دهنده است.

ج- اینکه چرا بقول احمدی فرمانده پولیس لوگر طی سیزده سال مرکز تربیتی طالبان در زرغون شاه شهر لوگر به دستور حامد کرزی رییس جمهور پیشین مخفی نگهداشته شده و رییس جمهور بطور کتبی به مسوولان امنیتی دستور داده که علیه این مرکز عملیات نکنند یک سوال خیلی مبهم و مرموز نزد مردم میباشد.

د- اینکه چرا افرادیکه در تلویزیون ها از  خط دیورند و گندمک حرف میزنند در برابر اعمار تأسیسات نظامی پاکستان در منطقه انگور ادی واکنش نشان نمیدهند یک سوال جداً تکان دهنده میباشد زیرا هر کس میپرسد چرا این آقایان به عوض سخنرانی در قصرهای مرمرین پیرامون کنفرانس گندمک و دیورند با سوته، بیل، داس و تبر به خاطر دفاع از خاگ به انگور ادی نمیروند؟ و در هسکه مینه، اچین و سایر مناطق ننگرهار بخاطر درهم شکستن زندانهای داعش نمیروند و حداقل یک شب را در کنار یک سرباز و افسر سرحدی به سحر نمیرسانند.

هـ- اینکه چرا ارگانهای کشفی و استخباراتی افغانستان نمیتوانند با بازی های اوپراتیفی از وضعیت پیش آمده اختلاف در صفوف و رهبری طالبان بهره برداری نمایند یک سوال جدی میباشد. وقتی منصور دادا لله را در جنگ با اختر منصور داعش میتواند جذب کند نقش دولت افغانستان در این پروسه چی بوده و چرا کارمندان اوپراتیفی افغانستان نمیتوانند از اختلاف داعش و القاعده و طالب و داعش بهره برداری بالمثل کنند.

از نظر آگاهان سبوتاژ و تبلیغات علیه عملیات جنرال دوستم در شمال، سر به مُهر گذاشتن انتخابات، سر و صدای تشکیل حکومت مؤقت، جرئت بخشیدن پاکستان تا آن حد که در تشکیلات و تعینات دولت افغانستان نظر میدهد، رها نمودن گروهی هزاران طالب از زندان ها که اکنون در صف مقدم نبرد با دولت می جنگند، رها شدن بیش از 300 زندانی توسط شش طالب در غزنی، اجازه ندادن به توزیع تذکره الکترونیکی تا آن حد که جامعه جهانی کمک های خود را قطع میکند، عدم تعریف دشمن، قتل های زنجیره ای، مذاکره با یک مرده طی چند سال، عدم کارآیی 300 هزار نفر مسلح با تخنیک محاربوی در برابر 30 هزار نفر شورشی مسلح با کلاشینکوف از اسراری اند که مخفی ماندن آنان جان ملت را به لب رسانده.

موضعگیری های جدید حکومت وحدت ملی با تشکیل یک شورا و هشدار های مقابل آن با خط کشی جدی و تعریف از طالبان آنهم در شرایطی که اکثر رهبری طالبان در پایتخت به سر میبرند و در قدرت شامل اند و انفعال نیروهای کشفی و استخباراتی در جلوگیری از حوادث قبل از وقوع سلسله مرموزی از یک رشته انکشافاتی میباشند که هر روز خشتی از بنای دولت با آن می افتد در دیوار مخالف دولت گذاشته میشود.

از نظر بسیاری ها ستون پنجم اکنون به ستون فقرات نظام مبدل شده و مانور هایی که آی اس آی مینماید متکی به همین هسته در نظام سیاسی افغانستان است.

جامعه جهانی و دولت افغانستان

در حالیکه در تأمین امنیت حتا یک علاقه داری ولسوالی حکومت مشکل دارد دست هایی در حکومت وحدت ملی در نظر دارند چندین میدان هوایی بزرگ نظامی را که برای تأمین امنیت هر یک چند هزار نیرو و وسایل حربی ضرورت است تسلیم بگیرند.

دولت افغانستان باید به عوض خاک زدن به چشم مردم، طفره رفتن از قضایا و کتمان حقایق اولاً با استفاده از کمک های 369 میلیون دالری امریکا خود را در خط اولویت های قوای زمینی و هوایی اکمال نماید و بعد با استفاده از کمک های جهانی و ارتقای مورال رزمی و پوتانسیل دفاعی در سیاست منطقوی خود از موضع قوی خود را طوری مطرح سازد که از صدای آتشین رهبران دولت افغانستان لرزه بر اندام دشمن بیافتد و بعد از آن عفو عمومی اعلان نموده از طریق کار اوپراتیفی افراد مسلح را به صلح بکشاند.

در حالیکه برخی از جمهوریخواهان پشتیبانی شان را در صورت پیروزی حزب جمهوریخواه امریکا از دولت افغانستان و در مخالفت با برنامه بارک اوباما اعلان میکنند دولت افغانستان باید به ستون پنجم مجال ندهد که با ایجاد تناظر مساوی میان دولت و طالبان دولت را در موقعیت همطراز یک گروه قرار دهد.

دولت افغانستان در شرایطی صلح را از طرف مقابل خود گدایی میکند که عملاً دارای پوتانسیل قوی دفاعی و تعرضی در وجود جنرالان و افسران دلیر و با تجربه میباشد. در چنین حالت با لب خشک و گردن پت به سوی حوادث رفتن به هیچ صورت به حال کشور مفید نیست.

تجربه عملیات اخیر در شمال نشان داد که با شنیدن نام جنرال دوستم دشمن از ولایات فرار مینمود، اینکه چرا از این نیرو برای تأمین صلح استفاده نمیشود جواب آنرا در صورت سهل انگاری رهبران در میدان های جنگ خواهند یافت خواهند یافت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر